تعبیر خواب شیطان
برچسبها: تعبیر خواب شیطان
در خصوص بررسی وتعبیرخواب www.x95.blogfa.com
بايد توجه داشت که رؤياها داراي اقسامي است و به جهات مختلف به اقسام گوناگوني تقسيم مي شود.
به طور كلى خواب و رؤيا بر سه قسم است، چنان كه رسول گرامى اسلام(ص) مىفرمايد: «الرؤيا ثلاثة: بشرى من الله، و تحزين من الشيطان، والذين يحدث به الانسان نفسه فيراه فى منامه؛ خواب و رؤيا سه گونه است. گاهى بشارتى از ناحيه خداوند است، گاه وسيله غم و اندوه از سوى شيطان و گاه مسائلى است كه انسان در فكر خود مىپروراند و آن را در خواب مىبيند»، (ميزانالحكمه، ج 4، ص 16، انتشارات مكتبه الاسلامى).
برخي از رؤياها ناشي از تأثير اسباب و عوامل خارجي مانند گرما و سرما و يا عوامل داخلي مثل مريضي و وضع مزاج و پر بودن معده و ناراحتي و ... بر روي قوه متخيله انسان و در نتيجه رؤيا و خواب انسان مؤثر است. همچنين اخلاق و خصوصيات انساني تأثير زيادي در نوع تخيل انسان دارد مانند دوست داشتن شديد کسي يا کاري به همين جهت، اغلب خواب ها ناشي از تخيلات نفساني است که برآمده از همين تأثير اسباب و عوامل خارجي يا داخلي است که در حقيقت حاکي از کيفيت عمل و اثر اين اسباب است و حقيقتي در پس آن نيست. اما همه خواب ها اينگونه نيست بلکه خواب هاي صادقه و رؤياهايي هم هست که کاشف ازحقايق و حوادث خارجي است.
زمان خواب ديدن مثل سر شب يا وسط شب يا آخر شب يا بعد از نماز صبح فرق دارد. معمولاً خوابهاى صادقه نيمههاى شب مىباشد و معمولاً خوابهاى بعد از نماز صبح قابل تعبير نيست، حتى فصلهاى سال هم در تعبيرخواب تأثير دارد؛ مثلاً فردى در پاييز ببيند كه درختان او ميوه كرده است، اين دلالت بر ضرر وى دارد و اگر هنگام بهار ببيند دلالت بر منفعت او دارد. حتى شخصى كه خواب مىبيند فرق دارد مثلاً اگر كاسب خواب ببيند كاسه شير مىنوشد دلالت بر كسب مال دارد؛ ولى اگر دانشجو و طالب علم چنين خوابى ببيند، دلالت به تحصيل علم دارد و... .
به هر ترتيب تشخيص اين كه چه خوابى صادق است كار دشوارى است و اساسا تعبير نمودن خواب جنبه الهامى دارد و با صفاى باطنى به دست مىآيد.
در هر صورت اگر رؤيا صادقه باشد بيانگر واقعيت است و از گذشته يا آينده به درستي خبر مي دهد و يافتن برخي پاسخ ها و دستيابي به منابع مي تواند از اين نمونه باشد.
نکته آخر آن که خواب، به هر شکلي که باشد هيچ گونه الزام و تکليفي براي انسان درست نمي کند مگر خواب پيامبران که گاهي جنبه وحي دارد مثل خواب حضرت ابراهيم(ع) که در قرآن کريم آمده است (آيات 102 تا 110 سوره صافات).
به هر حال خواب هاي افراد بر حسب روحيات معنويشان تفاوت هايي با هم دارند که برآمده از کردار و رفتارشان مي باشد؛ اگر با ايمان و عمل صالح زندگي کنند و در رعايت آداب ديني کوشا باشند قطعا خواب هايي که مي بينند که از صفاي باطني آنها حکايت دارد و گاهي هم به ثمر مي نشيند و اگر در رعايت ديانت سست بوده و خداي ناخواسته اهل گناه باشند؛ خواب هاي مخوف و پريشان و بيهوده خواهند ديد که مي تواند براي انسان هشدار دهنده باشد چنان که خواب هاي خوب بشارت بخش است.
نکته دیگر این که اینکه آنچه در خواب انسان میبیند ویا دستوراتی که به وی داده میشود هیچ گونه تکلیف والزام شرعی برای او نمی آورد مثلا اگر در خواب به کسی گفته شود چهل روز صدقه بده ویا فلان عمل شرعی را انجام بده انجام ان واجب نیست ودر صورتی که موافق با شرع نباشد انجام آن جایزنیز نخواهد بود دراخبار از واقعیات بیرونی نیز خواب در صورتی حجت است که مضمون آن مخالف با شرع نباشد وموافق با آن باشد در غیر این صورت اعتباری ندارد . ونکته دیگر که تذکر آن لازم است اینکه براي رفع نگراني و در امان ماندن از خواب هاي پريشان، انجام امور ذيل تأکيد مي شود:
- هميشه با وضو و طهارت بودن.
- نماز اول وقت خواندن به طور مستمر و برنامه ريزي شده.
- به قدر توان و حال و حوصله با قرآن و دعا مأنوس شدن.
- صدقه فراوان دادن (هر چند اندک باشد به صورت مکرر).
- پرهيز از مجالس گناه و معاشرت با افراد گنه کار و کم ايمان.
- مطالعه کتب مفيد به ويژه کتب مذهبي.
- با وضو و طهارت بودن پيش از خواب. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 1/100108872)
نام بیمار:فاطمه استانیستی
بیماری:سرطان خون / فلج بدن / عفونت کلیه
در آیینه تصویر شکسته و رنجور زنی را دید که هیچ شباهتی با او نداشت، رنگ پریده، رخساری تکیده و چین عمیقی که زیر چشمان به گودی نشستهاش هویدا شده بود، چهرهاش را پیرتر از آنچه بود نشان میداد. با حسرت آهی کشید و از آیینه رو گردان، اما آیینه ای دیگر برابر با نگاهش ایستاده بود. با حیرت به عقب برگشت، باز هم آیینه ای تصویر مضطربش را منعکس کرد. دور خود چرخید، چهار سویش را آیینه ها گرفته بودند، گویی زندانی آیینه ها شده بود، حس کرد آیینه ها به او نزدیک میشوند، زندانش تنگ تر و تنگ تر میشد. تصویرش در میان آیینه ها تکثیر شده بود. خواست تا از حصار آیینه ها بگریزد، خود را به آیینهای زد، بیآنکه بشکند درون آیینه گم شد، اما در آیینه های دیگر تصویر تکثیر شدهاش به او خندید. مضطرب شده بود، حیرت و ناباوری به جانش افتاده بود، خواست که فریاد بکشد اما گویی تصاویر متعددش از هر آیینهای دستی انداخته بودند و گلویش را محکم میفشردند. دیگر آیینه ها آنقدر به او نزدیک شده بودند که از چهار سو به آن چسبیده بود، حتی تصویر خودش را هم در آیینهای نمیدید. هراسی به جانش ریخته بود احساس کرد که جانش از چشمانش بیرون میپرد. بی اختیار پلکهایش را بست تاریکی به نگاهش ریخت. صدای پایی را شنید که به او نزدیک میشد، بعد به یکباره صدای شکستن آیینه ها در گوشش پیچید. پلکهایش را گشود. همه جا نورانی بود، نوری شدید چشمانش را زد. کسی که به او نزدیک شده بود دیده نمیشد. در نور غرق شده بود، تو گویی خود منبعی از نور بود که درنگاه مضطرب او میبارید. چشمانش را بست و دوباره باز کرد. آیینه ای کوچک و سبز رو به رو با نگاهش یافت که تصویرش را منعکس کرده بود. لبخندی زد، تصویرش هم خندید. دیگر آن شکستگی و رنجوری قبل را در چهرهاش نمیدید، حتی چروکی هم در صورتش دیده نمیشد، چشمانش نیز به گودی نرفته بود. درست مثل قبل از آنی که مریض بشود و در بیمارستان بستری شود، شاداب بود، شاداب و سرحال. از خوشحالی فریادی کشید و خود را در فضا رها کرد.
محمود به حتم چیزی را از او مخفی میکرد، این را او از نگاه نگران میفمیدو او از وی پرسید، محمود جوابی عجولانه داد و سعی کرد تا موضوع صحبت را عوض کند. طفره او از جواب مسأله را بغرنجتر کرد. دیگر حتم پیدا کرد که برایش اتفاقی افتاده است، اما چه بود این اتفاق؟ نمیدانست. میدید که هر روز رنجورتر و ضعیفتر میشود و فهمید که دردی لاعلاج به جانش افتاده است. دکترها چیزی به او نمیگفتند، اما میدید که با محمود پچ پچ سؤال برانگیز دارند. محمود به او چیزی نمیگفت. همیشه وقتی درباره مریضی اش از او سؤال میکرد با لبخندی زورکی و قیافه ای ساختگی که سعی میکرد اندوهش را پنهان سازد میگفت: چیز مهمی نیست، یه بیماری جزئیه، زود خوب میشی. بهت قول میدم.
اما بیماری او جزیی نبود، این را وقتی فهمید که پاهایش قدرت حرکت را از دست داده بودند. فلج شده بود. شوهرش به اصرار سعی میکرد به او بقبولاند که چیز مهمی نیست، اما او دیگر به حرفهای محمود و قیافه ظاهرا شاد و آن لبخندهای تصنعی او بی توجه بود. حالا میدانست که در نهایت بهار زندگی به زمستان سرد رسیده است. فهمیده بود که چون برگی باید از درخت زندگی جدا شود و به زمین فرود آید. میدانست که مرگ به استقبالش آمده است. خیلی زود، زودتر از آن که تصورش را میکرد.
آخرین بار که معاینه شد، از نگاه سرد و پر یأس دکترها حقیقت را خواند. آنها به او چیزی نگفتند، اما محمود را به کناری کشیده و به او گفتند:
دیگه کارش تمومه. از دست ما کاری ساخته نیست.
محمود به دیوارتکیه داد و آرام سر خورد و بر زمین نشست، سرش را میان دستانش برد و نگاهش به کف اتاق خیره ماند. هیچ نگفت، اما در درونش غوغایی بود. به یکباره از جا برخاست، خودش را به دکتر رساند و گفت:
میتونم با خودم ببرمش؟
کجا؟
میخوام ببرمش مشهد، دخیل امام هشتم.

این غیر ممکنه، حرکت برایش جایز نیست.
محمود تقریبا فریاد کشید.
شما که قطع امید کردین دکتر، شما که میدونید میمیره پس اجازه بدین، به جای این جا، با خودم ببرمش مشهد. بذارین اگه میخواد بمیره، کنار قبر امام هشتم بمیره. دکتر سری تکان داد و گفت:
برای ما مسؤلیت داره. ما نمیتونیم این اجازه رو به شما بدیم.
محمود بازوی دکتر را گرفت و گفت:
ولی من باید ببرمش. خواهش میکنم دکتر.
آخه یک جنازه رو میخوای ببری مشهد که چی بشه؟
محمود خودش را به آغوش دکتر انداخت، شانههایش شروع به لرزیدن کرد. دکتر عینکش را جا به جا کرد. محمود با گریه گفت:
فاطمه هنوز جوونه دکتر خیلی جوونه هنوز زوده که بمیره اونو میبرم مشهد، دخیل امام هشتم (ع) میبندمش و از او میخوام کمکش کنه. امام مظلوم ما خیلی رئوفن، میدونم که دلشون به جوونی فاطمه میسوزه. یه امیدی تو دلم میگه که فاطمه تو مشهد شفا پیدا میکنه. آره دکتر، فاطمه رو میبرم مشهد تا شاید ان شاءا... فرجی بشه و شفا پیدا کنه. خودش را از آغوش دکتر کند و نگاه بارانیاش را در نگاه خیس دکتر انداخت، پرسید: اجازه میدید دکتر؟
دکتر از زیر عینک با گوشه انگشت شستش جلوی بارش قطره های اشک را گرفت، سری تکان داد و گفت:
باشد. اونو ببر. ان شاءا... که شفا پیدا میکند.
خسته بود، خیلی خسته. همین بود که تا کنار پنجره فولاد نشست به سرعت خوابش برد، خواب عجیبی دید. خواب آیینه هایی که او را حبس کرده بودند. جانش به لبش آمده بود. خواست که فریاد بزند، اما گویی گلویش را محکم گرفته بودند. چشمانش را که بست، صدای مهیب شکستن آیینه ها را شنید. چشم باز کرد. نوری در نگاهش درخشید، حصار آیینه ها شکسته وبد و دستی پرنور آیینه ای سبز را رو به روی با نگاه او گرفته بود. تصویر خودش را در آیینه دید. اثری از درد در چهرهاش دیده نمیشد، گویی سالم سالم شده بود. حس غریب به جانش افتاده بود. دلش میخواست صاحب آن دستان نورانی را ببیند و بر دستان پر نور او بوسه زند. از جا برخاست، روی پاهای خودش، پاهایی که تا لحظاتی قبل هیچ حرکتی نداشت، حیرت کرد، به پاهایش نگاه کرد، سالم بود. دستی بر آنها کشید، هیچ دردی را احساس نکرد. از خوشحالی فریادی کشید و به هوا پرید. با شفا یافتن او صدای نقاره خانه برخاست، زنها به سویش دویدند تا به خود آمد، بر امواج دستهای زائران حرم بالا رفته بود.
محمود به دستانی مینگریست که فاطمه را بر خود داشت. فاطمه در امواج دستها فرو رفت، قطرهای اشک از گونه محمود بر پهنه صورتش فرو چکید، زانو زد و سجده کرد. سجده شکر. سجده سپاس و تشکر از حضرت رضا (ع).
دست شفابخش

امام رضا علیه السلام بر روی صندلی نشسته بود و گل قشنگی در دست داشت. امام گل را به دست یکی از خادمین داد و فرمود آن را به من بدهد. همین که گل را به دستم داد، احساس بهبودی کردم !
آیة اللّه حاج شیخ حبیب اللّه گلپایگانی تحصیلات خود را در اصفهان به پایان رساند. سپس به مشهد هجرت و امام جماعت مسجد گوهرشاد شد و در مدرسه علمیه «خیرات خان» تدریس فقه، حدیث، تفسیر و درس اخلاق داشت و در جمادی الثانی 1384 ق. رحلت نمود و در حرم مطهر امام رضا علیه السلام به خاک سپرده شد.1
حجة الاسلام صالحی خوانساری در شب 21 ماه مبارک رمضان 1381 ش. در مصلای قدس شهر قم درباره شیخ حبیب اللّه گلپایگانی فرمودند:
خودم شاهد بودم که عده ای از بیماران لاعلاج بعد از نماز در مسجد گوهرشاد به دور وی گرد آمده و از او خواستند تا برای آنها از خدا شفا بخواهد. آن عالم وارسته دست مبارک خود را بر سر هر مریضی که میکشید، بدنش عرق میکرد و شفا مییافت.
آقای صالحی خوانساری، به نقل از یکی از مراجع تقلید کنونی، گفت: وقتی که فلسفه آن را از وی پرسیدم، در جواب فرمود:
مدت چهل سال تمام همیشه نماز شب را پشت دربهای بسته حرم مطهر امام رضا علیه السلام میخواندم و همه روزه هنگامی که دربهای حرم را باز میکردند،2 اوّلین کسی بودم که قبر مطهر آن حضرت را زیارت میکردم.
یکبار یک هفته مریض شدم، به طوری که توان رفتن به حرم را نداشتم؛ یک شب از پنجره خانه چشمم به گلدسته های حرم امام رضا علیه السلام افتاد. رو کردم به حرم و عرض کردم: آقا! خودت میدانی که مدت چهل سال همه روزه اوّل زائر تو بودم ولی یک هفته است که مریضم؛ معذرت میخواهم که نتوانستم به زیارتت بیایم!

شیخ حبیب اللّه میگوید:
یکباره خوابم برد؛ در عالم رؤیا دیدم امام رضا علیه السلام بر روی صندلی نشسته و گل قشنگی در دست دارد و دو خادم جلوی امام ایستادهاند. امام گل را به دست یکی از خادمین داد و فرمود آن را به من بدهد. همین که گل را به دستم داد، احساس بهبودی کردم. ناگهان از خواب بیدار شدم. اتاق پر از بوی عطر بود و همان دسته گلی که امام در خواب به من داده بود، در دستم بود و کاملاً بهبود یافتم.
بلند شدم طبق معمول همیشه، به جلوی حرم آمده و مشغول عبادت شدم تا اینکه درب حرم باز شد و مثل همیشه، اوّل زائر بودم. بعد از زیارت برای اقامه جماعت به مسجد گوهرشاد رفتم. بعد از نماز دیدم عده ای از بیماران جواب کرده دورم را گرفته و میگفتند: «شیخ حبیب اللّه! از آن گل که امام علیه السلام به تو داده، به بدن ما بمال تا خوب شویم!» متوجه شدم که این افراد که در جریان نبودند حتماً امام رضا علیه السلام آنها را پیش من فرستاده است. از برگ گل به سر و صورت آنها مالیدم؛ متوجه شدم که بیماری آنها خوب شده، از آن زمان به بعد فقط همین دستم که با آن گل را گرفته بودم، مریضها را شفا میدهد.
آن مرجع تقلید بزرگوار میگوید: به شیخ حبیب اللّه گفتم: این گل را امام رضا علیه السلام به یکی از خادمین داد تا آن را به تو بدهد؛ از آن زمان به بعد دستت مریض، شفا میدهد. اگر خود امام رضا علیه السلام گل را به دستت میداد، چه کار میکردی؟
یک وقت شیخ حبیب اللّه چهره اش دگرگون شد و فرمود: واللّه اگر امام رضا علیه السلام خودش گل را به دستم میداد و دست مبارکش با بدنم تماس میگرفت بعد از آن، مطمئن بودم دستم اگر به مرده میخورد، آن را زنده میکرد
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هر كه با اين عبارات خدا را بخواند،
او را پاسخ مى دهد. به آن كه مرا به حقيقت پيامبرى داد، اگر اين نام ها را بر ورق
هاى آهن بخوانند، نرم خواهد گرديد و اگر بر آب روان بخوانند، سخت خواهد شد -
چندان كه بر آن بتوان پاى نهاد - و اگر بر ديوانه اى ، هشيار خواهد گرديد و اگر بر
زن بار دارى كه زادن بر او سخت است ، خداوند آن را آسان خواهد ساخت و اگر
مردى چهل شب جمعه آن را بخواند، خداوند همه ى گناهان مردمى و خدايى او
را خواهد بخشود.
سلمان فارسى كه رحمت حق بر او باد گفت : يا رسول الله ، پدر و مادرم فداى
شما باد! آيا با اين دعا اين همه پاداش مى دهند؟! فرمود: اى ابا عبدالله ، مردم را
بدان تشويق نكنيد كه بيم دارم بندگى را، به اميد آن ، رها سازند. سپس فرمود:
اى ابا عبدالله ،خداوند گوينده ى اين كلمات و خاندان او و مربى شهر و همه ى
همشهريان او را مى آمرزد؛ ان شاء الله تعالى.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ أَنْتَ اللَّهُ وَ أَنْتَ الرَّحْمَنُ وَ أَنْتَ
الرَّحِيمُ- الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ
الْمُتَكَبِّرُ الْأَوَّلُ الْآخِرُ الظَّاهِرُ الْبَاطِنُ الْحَمِيدُ الْمَجِيدُ الْمُبْدِئُ
الْمُعِيدُ الْوَدُودُ الشَّهِيدُ الْقَدِيمُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ الْعَلِيمُ الصَّادِقُ
الرَّءُوفُ الرَّحِيمُ الشَّكُورُ الْغَفُورُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ
الرَّقِيبُ الْحَفِيظُ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ الْعَظِيمُ الْعَلِيمُ الْغَنِيُّ
الْوَلِيُّ الْفَتَّاحُ الْمُرْتَاحُ الْقَابِضُ الْبَاسِطُ الْعَدْلُ الْوَفِيُّ الْوَلِيُّ
الْحَقُّ الْمُبِينُ الْخَلَّاقُ الرَّزَّاقُ الْوَهَّابُ التَّوَّابُ الرَّبُّ الْوَكِيلُ
اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ الدَّيَّانُ الْمُتَعَالِي الْقَرِيبُ
الْمُجِيبُ الْبَاعِثُ الْوَارِثُ الْوَاسِعُ الْبَاقِي الْحَيُّ الدَّائِمُ الَّذِي لَا
يَمُوتُ الْقَيُّومُ النُّورُ الْغَفَّارُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ. لَمْ يَلِدْ وَ
لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ذُو الطَّوْلِ الْمُقْتَدِرُ عَلَّامُ الْغُيُوبِ
الْبَدِيءُ الْبَدِيعُ الْقَابِضُ الْبَاسِطُ الدَّاعِي الظَّاهِرُ الْمُقِيتُ
الْمُغِيثُ الدَّافِعُ الضَّارُّ النَّافِعُ الْمُعِزُّ الْمُذِلُّ المُطْعِمُ الْمُنْعِمُ
الْمُهَيْمِنُ الْمُكَرِّمُ الْمُحْسِنُ الْمُجْمِلُ الْحَنَّانُ الْمُفْضِلُ الْمُحْيِي
الْمُمِيتُ الْفَعَّالُ لِمَا يُرِيدُ مَالِكُ الْمُلْكِ- تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ
تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ
الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ
النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ
الْحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ- فالِقُ الْإِصْباحِ وَ فالِقُ
الْحَبِّ وَ النَّوى- يُسَبِّحُ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ
الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ اللَّهُمَّ مَا قُلْتُ مِنْ قَوْلٍ أَوْ حَلَفْتُ مِنْ حَلْفٍ أَوْ
نَذَرْتُ مِنْ نَذْرٍ فِي يَوْمِي هَذَا وَ لَيْلَتِي هَذِهِ فَمَشِيَّتُكَ بَيْنَ يَدَيْ
ذَلِكَ كُلِّهِ مَا شِئْتَ مِنْهُ كَانَ وَ مَا لَمْ تَشَأْ مِنْهُ لَمْ يَكُنْ فَادْفَعْ عَنِّي
بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ فَإِنَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ اللَّهُمَّ
بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ عِنْدَكَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي
وَ ارْحَمْنِي وَ تُبْ عَلَيَّ وَ تَقَبَّلْ مِنِّي وَ أَصْلِحْ لِي شَأْنِي وَ يَسِّرْ
أُمُورِي وَ وَسِّعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِي وَ أَغْنِنِي بِكَرَمِ وَجْهِكَ عَنْ جَمِيعِ
خَلْقِكَ وَ صُنْ وَجْهِي وَ يَدَيَّ وَ لِسَانِي عَنْ مَسْأَلَةِ غَيْرِكَ وَ اجْعَلْ
لِي مِنْ أَمْرِي فَرَجاً وَ مَخْرَجاً فَإِنَّكَ تَعْلَمُ وَ لَا أَعْلَمُ وَ تَقْدِرُ وَ لَا أَقْدِرُ
وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ صَلَّى
اللَّهُ عَلَى سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ
معرفی 5 ذکر مجرب و آثارشان

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: ذکر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و الله اکبر» را زیاد بگوئید. چون در قیامت این اذکار با گروهی از فرشتگان و محافظ از پیش رو و پشت سر خواهند آمد. و این اذکار باقیات و صالحات می باشند.
در حالی که اهل دنیا دائم به ذکر دنیا مشغول اند و در لذت های دنیوی غوطه می خورند،اهل ایمان تمام لذت شان از یاد خدا است و در اطاعت خدا غوطه ورند. ذکر از بهترین وسایل برقراری ارتباط با حضرت حق جلّ شأنه می باشد. یاد الهی از نزدیکترین مسیرهای قرب و نزدیکی به پروردگار این عالم است. اوقات اشتغال به ذکر خداوند متعال نیز از شیرین ترین حالتها و لذّتهای بندگان مؤمن است.
ذکر نیز مانند تمام امور مهم شرعی دارای تقسیمات، ضوابط و شرایط خاصی است که رعایت این امور برای بهره بردن صحیح لازم است.
معنای حقیقی ذکر و یاد خدا آن است که انسان در هر موقعیتی که هست در حال اطاعت و بندگی خداوند باشد و خدا را فراموش ننماید. تمام اعمال و آداب بندگی خداوند یاد خدا به معنای وسیع و حقیقی کلمه محسوب می شود و مهم هم این است که انسان در تمام زندگی خود اهل ایمان و بنده خدا باشد. ذکر زبانی هم در صورتی موثر است که به معنای وسیع کلمه انسان ذاکر خدا و بنده واقعی حق تعالی و مطیع او باشد.
آثار ذکر بر روح و روان
یكی از زیباترین جلوه های ارتباط عاشقانه با خدا و اساسی ترین راه های سیر و سلوك ، ذكر است؛ یعنی مترنّم بودن زبان و قلب انسان به اسماء حُسنای الهی و شاداب نگه داشتن گل روح در زیرباران یاد حق.
ذكرخدا، از یادبردن هستی محدود خویش در رهگذر یاد اسمای الهی است و تداوم و استمرار آن زنگار گناهان را از روی دل می زداید؛ زیرا غفلت و فراموشی حق تعالی ، ساحت دل را مكدّر می كند.ذكر خداوند آثار و ثمرات اعجاب آور و باشكوهی دارد كه هریك از آنها در سازندگی روحی و اخلاقی انسان تأثیر به سزایی دارد. این آثار عبارتنداز:
1- یاد خدا نسبت به بنده
اولین اثر یاد خدا این است كه خدای متعال نیز انسان را یاد می كند. «مرا یادكنید تا شمارا یادكنم ».
2- روشنی دل
خداوند؛ ذكرخویش راموجب نورانی شدن و بیداری دل ها می داند. مردن دل وافسردگی ازهولناك ترین سیه روزی هاست.
یكی از موثرترین عوامل علاج مرگ دل و احیای دوبارة آن، پناه بردن به ذكر خداست؛ ذكرحق نور است و مداومت درآن ، قلب را از تاریكی و ناامیدی و قساوت نجات می دهد.
3- آرامش قلب
به تعبیر قرآن طمأنینه و سكون قلب از جمله آثار مستقیم یاد خداست. «كسانی كه ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد خداست، بدانید تنها با یاد خدا دل ها آرام می گیرد.»
4- خشیت و ترس از خدا
از جمله آثار یاد خدا برای مومنان، خداترسی و خشیت می باشد. قرآن در این زمینه می فرماید: «تنها مومنان هستند كه هرگاه یاد خدا به میان آید، دل هایشان ترسان شود».
یكی از موثرترین عوامل علاج مرگ دل و احیای دوبارة آن، پناه بردن به ذكر خداست؛ ذكرحق نور است و مداومت درآن ، قلب را از تاریكی و ناامیدی و قساوت نجات می دهد
5- بصیرت یافتن و شناخت شیطان
یكی از عوامل اصلی سقوط انسان و سیه روزی او، افتادن به دام های ناپیدای شیطان است و ذكر حق به انسان بصیرتی می دهد كه وسوسه های پنهان و دام های ناپیدای شیطان را به سهولت بشناسد و در دام او نیفتد.
6- بخشش گناهان
از آثار و ثمرات اخروی یاد خداوند ، مغفرت الهی می باشد كه شامل حال یادكنندگان خدا می گردد و اضافه برآن ، خداوند وعده اجر و پاداش بزرگ نیز به ایشان داده است.
7- حكمت و علم
یكی دیگر از ثمرات ذكر ، پختگی عقل و كمال و حكمت است. ذكر باعث فروزان شدن قوه ادراك انسان و جوشش فكر و

اندیشه می شود. جان فرد شایستگی این را پیدا می كند كه منعكس كننده حقایق غیبی در خود گردد و خداوند به اندیشه و عقل این افراد مدد رساند.
در روایات و احادیث ما به جایگاه مهم ذکر و برخی اذکار شریف و آثار مهم آنها تصریح شده است که به برخی از آنها اشاره می نمائیم.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به اصحابشان فرمودند: آیا می خواهید شما را به بهترین و پاکیزه ترین کارهایتان نزد پروردگارتان، و رفعت دهنده ترین اعمال در درجات معنویات، و آنچه برای شما بهتر از درهم و دینار است، و آنچه بهتر از روبرو شدن با دشمنان و مقابله با آنهاست، راهنمایی کنم؟ همگی گفتند: آری ای رسول خدا صلی الله علیه و آله، ایشان فرمودند: آن ذکر کثیر خداوند متعال است. 1
1-ذکر تسبیحات اربعه:
1ـ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: پنج چیز است که چقدر در میزان سنگین اند؛ گفتن سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و اللّه اکبر و فرزند شایسته ای است که از مسلمانی بمیرد و او در مرگ آن فرزند دامن صبر از دست ندهد و به حساب خداوند منظور بدارد. 2
2ـ امام صادق علیه السّلام فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: ذکر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و الله اکبر» را زیاد بگوئید. چون در قیامت این اذکار با گروهی از فرشتگان و محافظ از پیش رو و پشت سر خواهند آمد. و این اذکار باقیات الصالحات می باشند.3
2- تسبیح (سبحان الله)
1ـ شخصی از امام علی علیه السّلام درباره تفسیر «سبحان الله» پرسید. امام فرمودند: این ذکر تعظیم و منزه دانستن خداوند است از آنچه مشرکین می گویند. و اگر بنده ای آن را بگوید؛ تمام ملائکه بر او صلوات می فرستند.
2ـ امام صادق علیه السّلام فرمودند: ابلیس گفت: پنج کار است که در آنها من هیچ حیله ای ندارم و سایر مردم در قبضه من هستند:...و کسی که زیاد در روز و شب تسبیح سبحان الله می گوید و ...4
3ـ امیرالمؤمنین علیه السّلام: هرکس روزی سی مرتبه تسبیح (سبحان الله) بگوید: خداوند هفتاد نوع بلا که کمترین آنها فقر است را از وی دفع می نماید.5
3- تهلیل(لا اله الاّ الله)
1ـ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: خداوند فرمود: (لا اله الاّ الله) قلعه من است و هرکس در آن داخل شود، از عذاب من در امان است.6
2- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: کلمه (لا اله الاّ الله)بهاء و قیمت بهشت است.7
3 ـ امام صادق علیه السلام فرمودند: ذکر (لا اله الله و الله اکبر) را زیاد بگوئید، چون در نزد پروردگار چیزی از این دو ذکر محبوبتر نیست.8
امام صادق علیه السّلام فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: ذکر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و الله اکبر» را زیاد بگوئید. چون در قیامت این اذکار با گروهی از فرشتگان و محافظ از پیش رو و پشت سر خواهند آمد. و این اذکار باقیات و صالحات می باشند
تحمید(الحمد الله)
1 ـ از ائمه سفارش به زیاد گفتن (الحمد الله) در همه حالات اعم از نعمت یا مصیبت شده است.9
2ـ امام باقر و صادق علیهماالسّلام فرمودند: هر کس(الحمد الله کما هو اهله) بگوید، نویسندگان آسمانها مشغول می گردند.10

ذکر(لا حول و لا قوّة الاّ بالله العلی العظیم)
در فضیلت این ذکر آمده است که آن از گنجهای بهشت است. و شفای از نود و نه بیماری و درد است که کمترین آنها همّ و گرفتاری است.
امام صادق علیه السّلام فرمودند: اگر غمها پیوسته به تو روی آورد، پس بگو (لا حول و لا قوّة الاّ بالله). و نیز روایت شده است فرزند یکی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله به اسارت دشمن در آمد. وی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و از این غم شکایت نمود. رسول خدا صلی الله علیه و آله به او امر کردند که زیاد و در همه حال ذکر (لا حول و لا قوّة الاّ بالله) بگوید او نیز اطاعت کرد و پس از مدّتی پسرش به همراه صد شتر در هنگامی که مشرکان از وی غافل شده بودند، بازگشت.11
استغفار :
یکی دیگر از ذکرهای بسیار مهم استغفار است که مشهورترین صیغه آن (استغفر الله ربی و اتوب الیه) که از آثار آن بخشش گناهان، گشایش در رزق و حتّی سبب بچه دار شدن است.12
یکی دیگر از اذکار مهّم دعاء مکروب یا ذکر یونسیّه است و آن ذکر (لا اله الاّ انت سبحانک انّی کنت من الظالمین) است.
که برای این ذکر آثار فراوانی ذکر شده است که ما در مبحثی جداگانه به طور مفصل به آن پرداخته ایم . که قابل مراجعه برای شما عزیزان هست.
نکته قابل توجه این که آنچه در بحث ذکر مهّم و در درجه بالاتری از نظر کیفیت است ذکر قلبی است نه ذکر لسانی بدون توجّه. و دیگر آن که این ذکر گفتن لطمه ای به سیر طبیعی زندگی ما نزند و ما تنها برای قرب الهی و زنده نگه داشتن یاد خدا در تمام ساعات و حالات عمر خویش به آن بپردازیم نه کسب قدرتها و ارضای هواهای نفسانی که امری ناپسند و مذموم است.
فرآوری : محمدی
بخش دین تبیان
و اما در رابطه با ذكر: دوستي ميگفت من در زمينه ذكر بسيار كتب مختلف (خطي – قديمي و..) خواندام و اذكاري را كه ميگويم اذن استاد نميخواهد و خطري ندارد ولي اذكار ديگر خطر ناك هستند.
هر ذكري مانند دارو است زياد آن مضر است كم آن هم اثر خود را ندارد و ما اذكاري را بيان ميكنيم كه اجازه آنرا علما براي عموم داده باشند.
1.و در رابطه با مدتي كه مشغول به اذكار است بايد لبنيات كم بخورد لا اقل يك روز در ميان بخورد و گوشت نيز كم بخورد لا اقل صبح و شام گوشت نخورد و اگر پدر و مادت تو را به خوردن لبنيات و ... امر نمودند اگر با صحبت نرم آنها را قانع نتوانستي بكني بايد به حرف آنها گوش دهي زيرا گوش دادن به حرف پدر و مادر از لبتيات كم خوردن اثرش بيشتر است.
2.ذكر بدون مراقبه فايده ندارد حتي اگر حال هم بياورد زيرا اين حال دوام نخواهد داشت.
3. ذكرها را بايد هر روز به بگويي و يك روز اين ذكر و روز ديگر سراغ ذكر ديگر نروي زيرا اينگونه اثر ندارد.
1. اعظم اسماء خداوند (حي و قيوم) است و در طول شبانه روز بايد تكرار شود و بعد از دعوت نبايد گفتن اين ذكر را قطع كرد و اما دعوت اين ذكر به صورت ذيل است.
180 روز و در اين مدت با مردم كم اختلاط كند و كم خوردن را پيش گيرد و پيوسته روزه و با وضو باشد(منظور از پيوسته روزه به نظر من در اين مدت زياد روزه بگيرد روزه گرفتن 180 روز بسيار مشكل است و شايد درست هم نباشد) و تا ميتواند در خلوت تكرار كند و بيشتر در وقت سحر ذاكر باشد و شرايط ديگر بر خاتم نقره نقش كند(بر خاتم نقره نقش كردن و در دست كردن اثر دارد ولي نه اينكه بر نقره نقش نكني اثر نبيبي) كه از بركت اين اسماء كار او به جايي ميرسد كه بر هر مرده دل نظر اندازد به شفقت دل او زنده گردد و از نفس او بيمار شفا يابد و چوب خشك به نفسش ميوه دار گردد و حالات عجيب و غريب كه بايد پنهان دارد آنرا و عدد تكسير كبير اين دو اسم 3816 است و اگر نتواند اينعدد را بيش از طلوع آفتاب تا برآمدن آفتاب بگويد از برامدن آفتاب تا استوا يك عدد تكسير(3816) و نماز پيشير تا نماز شام يك نوبت و از نماز شام تا وقت خواب يم نوبت كه در طول شبانه روز 3 عدد تكسير بخواند و بهتر است اينگونه بگويد (( يا حَيُّ يا قَيّوم )) و معني را در خاطر بگذراند تا زود اثر كند.
2.(( لا اِلهَ اِلاّ اَنْت سُبْحانَكَ اِنّي كُنْتُ مِنَ الظالِمين)) كه بهترين اذكار است و براي پاره كردن حجابها و نورانيت دل هنگام فراقت مثل راه رفتن تكرار اين ذكر و گذراندن معني آن از سر است و اگر تا يك سال در سجده مداوت شود به تعداد 400 بار (هرچه بيشتر بگويي بهتر است) براي باز شدن چشم برزخي و موجب تجرد روح از جسم و اتصال به ارواح است.
آية الله كشميري تعداد اين ذكر را 400 بار . و كساني كه ميخواهند به مرتبه كمال برسند3000 بار و فرمود به خدا قسم بعد از اين راهي نيست ((يعني اگر تو يك سال در سجده اين ذكر را بگويي بعد از اين راهي است سرازيري كه ديگر سخت و مشكل براي تو نيست سلوك الي الله)
بهتر است شب و هنگام خلوت تكرار كني و خود را در زندان طبيعت و كثرت بيبني و معني آنرا از سر بگذراني و به اين معني نيز توجه داشته باشي اينگونه كه ((پاكي تو اي خدا كه ظلم كني من خودم به خودم ظلم كردم و نفسم را در اين مهالك قرار دادم))
3. ذكر ((لا اله الا الله)) كه علامه طباطبايي فرموده اند تا 40 روز به طرف صبح با توجه تام مرتبه 1000بگويي كه حس و حال بندگي از اين راه به دست مي آيد.
4. نمازي است كه امام رضا (ع) فرموده است :هر كه نيمه شب برخيزد وضو سازد و دو ركعت نماز بخواند و دست ها را به سوي آسمان بلند كند و 100 مرتبه بگويد (يا حق) و به اين نمايد هر شب دل او نوراني گردد و صفاي باطن و جلاليت قب به جايي رسد كه ضمير مردم بر وي منكشف گردد.
5. امام رضا (ع) فرموده است:در وقت زوال هر كه 170 بار بگويد (القدوس) دل وي صاف گردد و از شر نفس و وسوسه شيطان امان يابد.
6. امام رضا (ع) فرموده است: هر سالك كه قبض بود و فتح نشود در رياضت و طالب مراتب است به اين اسم مداومت نمايد ابواب سير وسلوك بر وي منكشف ميگردد (( المجيد)).
گفتن اسماء چند نوع است كه نوع اول اين است كه گوي مثلا (المجيد) و نوع بعدي كه بهتر است و زودتر نتيجه ميدهد اين است كه بگويي مثلا(يا مجيد)
7. امام رضا (ع) فرموده است: هر كه بعد از غسل 100 نوبت بگويد بر باطنها مشرف گردد.
حتما بايد هنگام گفتن ذكر معني آنرا از سر بگذراني.
8. امام رضا (ع) فرموده است: هركه نفس اماره بر وي غالب باشد و بخواهد انرا مطيع كندبه وقت خواب هر دو دست را به سينه گذارد و 100 نوبت بگويد ((يا مميت)) و بعد آنقدر بگويد تا خوابش ببرد حق تعالي نفس او را مطيع گرداند.
اين اذكار با يك شب گفتن زياد اثر ندارد بايد هر شب و حد اقل تا 40 شبانه روز مداومت كني.
9. ذكر (الحليم) اگر كسي بعد نمازها مداومت كند 82 مرتبه بگويد از خوي بد مثل حسد كبر بخل پاك گردد.
10. «يا تَوّابُ» و اگر كسي را وسوسه شيطان تفرقه رساند و حضور قلب در عبادات نتواند بكند، در ميان فرض و سنّت نماز صبح 100 بار بخواند تا از آن بليّه نجات يابد. و خداوند دل او را نور معرفت ميدهد. و اگر مداومت كند از اهل قلوب شود.
11.بعد از نماز صبح جهت صفاي قلبي 267 مرتبه ذكر ((يا نور )) رابگو.
12. به مدت 40 روز هر روز 41 مرتبه «ياحَيُّ يا قَيّومُ لاالهاِلّا اَنْتَ اسْئَلُكَ اَنْ تُحْييَ قَلْبي بنور مَعرفَتُكَ يا الله» كه دل را پاك و قلب را پاك ميكند از كدورتها.
13. خواندن 100 مرتبه سوره قدر در شب جمعه و 100 مرتبه در عصر جمعه كه بسيار در دل انسان اثر دارد و دل را نرم ميكند و باعث حب و كين در راه خدا ميگردد.
14. سوره انا فتحنا براي رفع حجب موثر است.
15. خواندن سوره انا فتحنا بعدد اسم جهت رفع غرور و باز شدن صدر اگر به عدد اسم نتوانستي لا اقل هر روز يك بار را ديگه بخوان.
16- ايه الکرسي –توحيد – قدر – حمد
که هر کدام از آنها خواصي دارد که سالک مي تواند بر حسب توانايي انجام دهد. مثلا ايت الکرسي هر چه ورد کند موجب مکاشفات قراني ميشود و خيلي خواص ديگر – توحيد روزي 1000 بار بخواند بجهت آسان شدن امور دنيوي، زياد شدن يقين ،نوراني شدن قلب و زياد شدن رزق هر روز ورد کند – قدر روزي 1000 بار معنويت بسيار عجيبي مي آ ورد، پاک شدن قساوت از قلب، پاره شدن حجابهاي چشم و خيلي خواص عجيب ديگر هر روز ورد کند.
((نقل قول از راديو جوان: 14/10/88: (امام صادق عليهالسلام فرمودند هر كس سوره حمد، توحيد، قدر و آيت الكرسي را بخواند و رو به قبله دعا كند خداي عزوجل دعايش مستجاب فرمايد))
حمد: هفتاد بار خواندن و هديه کردن به پيامبرو ائمه جهت برداشتن سدها و انحرافات فکري و عملي در سير الي الله , سالک و عنايات عجيب.
17.لا اقل خواندن زيارت جامعه كبيره هر هفته.
18. خواندن زيارت عاشورا هر روز.
19.عدد اسمت را با اسم الله كه (66) است بعلاوه نمايد و آيه الکرسي بخواند به نيت محبت با خداوند باريتعالي حداقل ماهي يك بار را بخوان
20. روزانه كمتر از 50 آيه قرآن مخوان.
21. ذكر حيات عقلها كه معروف است را زياد تكرار كن هر چه بيشتر بگويي بهتر است و از يك اريعين كمتر بگويي فايدا ندارد: (( يا حيُّ يا قَيوم. يا مَنْ لا اِله اِلا اَنت))
22.عدد اسم الم انشرح لک صدرک ماهي يکبار جهت شرح صدر.
23. صلوات زياد فرستادن مخصوصا بهد از نماز عصر به صورت ( اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
24. ذكر ( لا حول و لا قوة الا با الله) براي رفع ريا عالي است.
25. دعاي يستشير هر صبح شام بسيار اثر دارد.
26. واما در رابطه با اسم اعظم:
از حضرت رضا عليه السلام ـ روايت است كه: «بسم الله الرّحمن» نزديكتر است به اسم اعظم خدا از سياهى چشم به سفيدى آن2 و در «مجمع البيان» (در تفسير سوره حشر) روايت شده است از حضرت رسول اعظم صلّى الله عليه و آله ـ كه: اسم اعظم در شش آيه آخر سوره حشر است.
همچنين در «الكلم الطيّب» براى اسم اعظم نشانه هايى ذكر فرموده و مى گويد كه اسم اعظم در پنج آيه از پنج سوره قرآن: بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن مى باشد.3
بعضى ديگر گفته اند: «الحي القيّوم» اعظم اسماء حسنى است.
و در «مصباح»، كفعمى فرموده است: دعاى «جوشن كبير»، «مشلول» و «كميل» از دعاهايى است كه وجود اسم اعظم در آنها روايت شده است.
و در بعضى روايات ديگر از حضرت رضا عليه السلام ـ روايت شده است: «العلى العظيم» اسم اعظم است; چون خداوند اعلى بر همه چيز، اعظم از هر چيز است.4
«صدوق» در «ثواب الاعمال» از حضرت صادق عليه السلام ـ روايت فرموده است كه: اسم اعظم خدا در سوره «فاتحة الكتاب» به طور پراكنده وجود دارد; يعنى حروف آن، همه در اين سوره است.5
ورود در اين راه به قصد كسب قوّه و قدرت و استفاده از آثار اسم اعظم براى مقاصد دنيوى و اين كه به واسطه آن به دست شخص، عجايبى اظهار شود، خود باعث حجابى مى شود بين انسان و خدا و سبب كدورت باطن و منافى با اخلاص و صفاى قلب است.
و نيز ((الله الصمد)) بي شك اسم اعظم است.
ولي باز بهترين اذكار ذكر ((يا حي يا قيوم)) و ذكر يونسيه است.
در مورد ذكر يونسيه: يكي از خواص مهم اين ذكر فرموده خداوند متعال است آنجا كه ميفرمايد (نجيناه من الغم) آية الله كمپاني فرموده است نجات از غم هيچ زماني حاصل نميشود مگر حب دنيا در دل انسان نباشد پس در واقع فرموده (نجيناه من الغم) همان خارج كردن حب دنيا از دل است و اين ذكر مثل ذكر شريف (لا اله الا الله) سنگين نيست كه هركس توان آن را نداشته باشد و خود اين ذكر باعث فقر نميشود و علت فقري كه ميگويند ممكن است اين باشد كه انسان با گفتن اين ذكر حب دنيا از دلش خارج شود در اينصورت كمتر به دنبال دنيا ميرود و در اينصورت باعث فقر ميشود و هيچ يك از عرفا براي اين ذكر خواص سنگين مثل فقر و.... ذكر نكرده اند و فرموده اند همه ميتونند آن را بگويند و عوارضي ندارد مگر (كل احمد آقا) كه فرمود مدامت كند هر كه بر ذكر يونسيه و با تمام وجود بگويد و مردانه پاي حرفي كه ميزند بايستد خداوند او را در دريايي از فشارها و رياضت ها رها ميكند تا ظرف وجودش را از خودش لبريز كند و همانطور كه گفتم فقط (كل احمد آقا) معتقد است اين ذكر اين خواص را دارد و بيشتر علما به اين ذكر سفارش ميكنند و عددي كه براي اين ذكر فرموده اند 400 ، 1000 ، 3000 ، 4000 ، 7000 مرتبه است ولي 400 مرتبه براي همه است و آية الله قاضي فرموده در كنار اين ذكر بايد قرآن خوانده شود و بهترين موقع اين ذكر از نماز عشا تا اذان صبح ميباشد.
در مورد ذكر (لا اله الا الله): هيچ ذكري به پاي اين ذكر نميرسد و در روايت آمده در روز قيامت مردم دوست دارند به دنيا برگردند و يك (لا اله الا الله) بگويند و متأسفانه اشتباهي كه ما ميكنيم اين است كه اگر الان يه تسبيح (لا اله الا الله) بگيم فقير ميشيم ولي اين طور نيست و علامه حسن زاده فرموده اگر سالكي بدان! طي مراحل و قطع منازل جز به گامهاي نفي و اثبات ميسر نيست و اين معني جز در كلمه (لا اله الا الله) يافت نميشود اهل الله گفته اند هيچ نوع از انواع اذكار و عبادات در ترقي درجات و مقامات معنوي اثر اين كلمه طيبه را ندارد (پايان سخن علامه) و نيز علامه طباطبايي فرموده 1000 مرتبه در طرف صبح (بعد از نماز صبح بهتر است) ذكر (لا اله الا الله) تا 40 روز و در ادامه فرمود حال بندگي از اين راه به دست ميآيد (پاپان سخن علامه) حداقل اين ذكر در روز 100 مرتبه است و عدد اين ذكر 1200 مرتبه است و عدد كبير اين ذكر 7000 مرتبه است و اگر ميخواهي اين ذكر را متعادل كني بايد همراه با آن ذكر (استغفار) را بگويي كه آنرا متعادل ميكند و در قرآن آمده (لا اله الا الله) و ( استغفار) بهترين عبادت هستند و به نظر من فقري كه علما ميگويند فقري نيست كه بروي گوشه خيابان گدايي بلكه كمي روزي است و اگر از اين ذكر ميترسي به حرف (كل احد آقا) گوش كن كه فرمود صلوات اعظم اذكار است و اين ذكر چكيده ذكر (لا اله الا الله) است و همان خاصيت را نيز دارا ميباشد ولي با اين تفاوت كه صلوات با پنبه سر ميبرد(يعني احساس عوارض مثل فقر و...نميكني) ولي (لا اله الا الله) با شمشير.
فضیلت و خواص ذكر یونسیه

حضرت یونس علیه السلام مدت ها در میان قومش به ارشاد مردم پرداخت ولی در مدت سی و سه سال فقط دو نفر به او ایمان آوردند او هم قوم خود را نفرین کرد و خداوند به او وعده داد که در فلان تاریخ عذاب خود را بر آنان خواهد فرستاد یونس از شهر خارج شد اما یکی از دوستانش در شهر ماند و مردم را از عذاب خدا ترساند و از آنها خواست توبه کنند و آنها که نشانه های عذاب وعده داده شده را دیدند از ترس عذاب توبه و ناله کردند تا خدا عذابش را از آنان بر گرداند یونس به امید اینکه مردم نابود شده اند به شهر بازگشت و وقتی دید همه چیز عادی است و مردم به کارشان مشغول عصبانی شد و شهر را بدون اجازه خداوند ترک کرد و با یک کشتی راهی دریا شد.
در بین راه ماهی غول پیکری به کشتی حمله کرد و به خواست خداوند متعال حضرت یونس را بدون اینکه به او آسیب برساند بلعید حضرت یونس وقتی به هوش آمد متوجه اشتباه خود شد و با ناله و تضرع به درگاه خداوند توبه کرد که توبه او در قرآن آمده است و بخشی از آیه به عنوان ذکر یونسیه مشهور شده است که علما و عرفا خواص بیشماری را برای آن نقل میکنند .
قرآن میفرماید : «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَى فِی الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ»1 ؛ ذوالنون 2 را ، آنگاه که خشمناک برفت و پنداشت که هرگز بر او تنگ نمی گیریم و در تاریکی ندا داد : هیچ خدایی جز تو نیست ، تو منزه هستی ومن از ستمکاران هستم.
ذکر یونسیه یعنی گفتن: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»
1- پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله وسلم : هر بیمار مسلمانى که این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى (بهبودى نیافت و) مرد پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت خوب شده در حالى که تمام گناهانش آمرزیده شده است .
2-. رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم : آیا به شما خبر دهم از دعایى که هرگاه غم و گرفتارى پیش آمد آن ادعا را بخوانید گشایش حاصل شود؟ اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا. آن حضرت فرمود: دعاى یونس که طعمه ماهى شد: «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین»
3- امام صادق علیه السلام : عجب دارم از کسى که غم زده است چطور این دعا را نمى خواند «لا اله الا انت سبحانک انى کنت من الظالمین» چرا که خداوند به دنبال آن مى فرماید: ما او را پاسخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤ منان را نجات مى دهیم .
4- مرحوم کلینى نقل مى کند: مردى خراسانى بین مکه و مدینه در ربذه به امام صادق علیه السلام برخود و عرضه داشت : فدایت شوم من تا کنون فرزند دار، نشده ام ، چه کنم ؟حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى آیه ( 78 سوره انبیا) را بخوان انشاء الله فرزند دار خواهی شد .
ختم های این ذکر شریف 400 /700/7000/4000/3000/1001/ بار گفته اند که بستگی به دستور استاد و قابلیت طالب دارد . اما عدد 400 برای همه آن هم شب ها بعد از نماز عشاء تا هر وقت شب در سجده نافع است .
چون این ذکر به معنی استغفار است در آن هیچ عوارضی نیست . برای دیدن حالات برزخی مؤثر است،
برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات بسیار خوب است وبرای رفع حجب و نورانیت موثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنین از طرف خدا شامل گوینده آن می شود.

تجرد، با مداومت این ذکر حاصل میشود ، چنانکه برای مرحوم سید هاشم حداد سه روز حالت تجرد برزخی اتفاق افتاد که البته مکاشفه این طول زمانی را ندارد.
مرحوم آخوند ملا حسنقلی همدانی: هر قدر در هر وقت بتوانید این ذکر را بگوئید.
مرحوم سید هاشم حداد نقل کردند که ذکر یونسیه برای معرفت نفس و معرفت رب مؤثر است و خودش به ذکر یونسیه مشغول بود .
از وی سئوال شد در ایام فراغت همانند راه رفتن و نشستن چه ذکری برای نورانیت قلب و رفع حجب خوب است ؟ فرمود : ذکر یونسیه
می فرمود : عدد 3000 به بعد برای کاملین " سالکینی که از مراحلی و منازلی عبور کرده اند " می باشد .جناب استاد مدت زیادی در نجف 3000 مرتبه این ذکر را در سجده می گفتند.
از بسیاری از بزرگان این ختم با عدد 400 مرتبه در سجده خصوصا" در میان نماز مغرب و عشاء و یا قبل از اذان صبح و یا بین الطلوعین جهت افاضات روحانی نقل شده است و این یکی از ختوماتی است که معمولا" اساتید در ابتدای سلوک به شاگردانشان توصیه می کنند . ناگفته نماند که این ختم به منزله توبه ای حقیقی است اگر خالصانه برای خدا بجای آورده شود اثر شگرفی در پیشبرد انسان دارد .
وقتی از مرحوم آیت الله کشمیری پرسیدند بهترین کار برای سالک در کدام یک از اعمال عبادی است؟ فرمودند : بهترین آن سجده است که ذکر یونسیه در آن گفته شود . و فرمودند : امان ذکر یونسیه موجب اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخی می گردد. 3
این ذکر شریف اثر بسیار عجیبی در رفع غم و اندوه دارد
امام صادق علیه السلام فرمودند : تعجب می کنم از چهار کس که چهار نوع گرفتاری دارند چگونه به این چهار چیز پناه نمی برند.
از جمله اینها فرمودند : تعجب می کنم از کسی که دچار غم و اندوه شده است اما به این سخن پناه نمی برد، زیرا که حق تعالی در دنباله آن فرموده: " و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین " یعنی ما او را " حضرت یونس را به سبب این سخن " از غم و اندوه نجات دادیم و اینگونه ما مؤمنان را نجات می بخشیم.
منبع: اقتباس از کتاب راهنمای گرفتاران
فرآوری: محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان
بسم الله الرحمن الرحيم يا منزل الشفا و يذهب الداء صل علي محمد و اله و انزل علي وجهي الشفاء »»
دعاي ديگر به جهت شفا يافتن از بيماري
«« مريض مکرر بگويد : بسم الله الرحمن الرحيم يا هو يا من هو يا من ليس الا هو صل علي محمد و آل محمد
دعای سیفی صغیر، معروف به دعای قاموس، از جمله ادعیه عظیم الشانی است که علما خاصه اهل عرفان بر قرائت آن مدامت داشته اند. ما در اینجا قبل از هر چیز، خواص دعای سیفی صغیر را متذكر شده آنگاه اصل دعا را همراه با ترجمه و اعراب
میآوریم:1. از علی ـ علیه السّلام ـ نقل شده است.
هركس دِین و قرض داشته باشد و این دعا را به جهت ادای دین بخواند خدای تبارک و تعالی از خزانة غیبش دین او را اداء نموده، و او آسوده گردد.
2. هركس آن را در سفر یا حضر بخواند آفتی به او نرسد.
3. و اگر دعا را نوشت و با خودش حمل كند، از شرّ دشمن و دزد و راهزن و هر مفسدی در امان باشد. و اگر این دعا را با شكر یا آبی كه از نهری جاری برداشته اند، بخواند و آن را بخورد، باب سعادت بر روی او گشوده شود و اسباب سفر برایش به بهترین وجه فراهم گشته و همنشینی نیك قرین او گردد.
4. خواندن این دعا موجب رستگاری در دو جهان می گردد.
و باز از آن حضرت نقل شده است كه فرمودند: در اثنای خواندن دعای سیفی مُلهِم به این حكمت شدم و دانستم كه هر خاصیتی در دعای سیفی كبیر است در این كلمات نیز هست.
5. عرفاء می فرمایند: هركس این كلمات (دعای سیفی) را هر روز یك بار بخواند، از سرّ توحید چیزی بر او منكشف گردد كه «لا عینٌ رأت، و لا اُذُن سمعمت»1 و هركس صد بار بخواند، صاحب كشف می گردد و از اهل یقین می شود. و این كلمات شریفه به جهت داشتن مقاصد و مضامین عالیه توحیدی، تأثیر بسزایی در دل آدمی دارد. و اگر بعد از دعای سیفی كبیر2 خوانده شود در سرعت اجابت بسیار مجرّب است.3
دعای سیفی صغیر در كلمات بزرگان و عارفان
1. مرحوم سید هاشم حدّاد. یكی از عرفاء بزرگ، نظرش این بوده كه این دعا، آنقدر مضامین قدرتی و سلطنتی دارد كه موجب قبض و تنگی صدر می گردد. و نباید بدون اجازه استاد خوانده شود. یعنی معلوم می شود كه باید انسان مراحلی از عرفان و سیر و سلوك را بپیماید تا لیاقت و توان خواندن چنین دعائی را داشته باشد. چنان كه نقل شده، مرحوم قاضی، به شاگردان خصوصی اجازه می دادند، این دعا را بخوانند.
2. ولی آیة الله مرعشی (ره) و همچنین آیة الله كشمیری، هم خودشان می خوانده اند و به افراد هم توصیه می كرده اند.
انواع ختم دعای شریف سیفی صغیر
مرحوم نراقی در كتاب شریف خزائن،4 ختم های مختلفی را برای آن ذكر كرده اند، كه از جمله آن:
1. نود و نه (99) مرتبه در 99 روز می باشد. و به افرادی هم که توصیه كرده اند، بعد از انجام آن به نتیجه هم رسیده اند و به مدت 43 روز جواب گرفته اند و دشمنانشان نابوده شده اند. و از كلمات علماء و بزرگان به دست می آید كه برای رفع دشمنی و نابودی آن خیلی مؤثر است.
2. هكذا در كتاب خزائن آورده اند كه: 99 مرتبه در طول 9 روز خوانده شود.
3. و هم چنین 99 مرتبه در طول سه روز هم سفارش شده است كه ختم صغیر می نامند.
از علی ـ علیه السّلام ـ نقل شده است. هركس دِین و قرض داشته باشد و این دعا را به جهت ادای دین بخواند خدای تبارک و تعالی از خزانة غیبش دین او را اداء نموده، و او آسوده گردد
دعای سیفی صغیر چه دعایی است؟
در این مورد اقوال مختلف است، مرحوم ثقة الاسلام نوری، در صحیفة ثانیه علویه می فرمایند: از دعاهای علی ـ علیه السّلام ـ سیفی صغیر می باشد كه همان دعای قاموس می باشد. و ایشان می فرمایند این دعا در شهرت، كمتر از مناجات خمسة عشر نیست. و در كلمات ارباب علمات و تسخیرات، آثار عجیبی برای آن ذكر شده است.
و هم چنین صالح جوهرچی در كتاب «ضیاء الصالحین»، دعای قاموس را همان سیفی صغیر می دانند. منتهی متن این دعای شریف متفاوت است. یعنی متنی كه در خزائن مرحوم نراقی آمده با متن مفاتیح و صحیفة علویه فرق می كند چنان كه مرحوم شیخ عباس قمی در كتاب مفاتیح الجنان به نقل از صحیفه ثانیه علویه می فرمایند: منظور از دعای سیفی صغیر، همان دعای قاموس قدرت می باشد.
دعای سفی صغیر(قاموس)
شیخ اجلّ ثقة الا سلام نورى عطَّرَ اللّهُ مرقده در صحیفه ثانیه علویّه آن را ذكر كرده و فرموده كه از براى این دعا در كلمات ارباب طلسمات و تسخیرات شرح غریبى است و از براى او آثار عجیبه ذكر كرده اند و من چون اعتماد بر آن نداشتم ذكر نكردم لكن اصل دعا را ذكر مى كنم تَسامُحا و تَاَسِّیا بالعُلماء الا علامِ و دعا این است :
بنام خداى بخشاینده مهربان
رَبِّ اَدْخِلْنى فى لُجَّةِ بَحْرِ اَحَدِیَّتِكَ وَطَمْطامِ یَمِّ وَحْدانِیَّتِكَ وَقَوِّنى
پروردگارا مرا در میان دریاى یگانگیت و در دل اقیانوس یكتائیت وارد كن و نیرویم ده
بِقُوَّةِ سَطْوَةِ سُلْطانِ فَرْدانِیَّتِكَ حَتّى اَخْرُجَ اِلى فَضاَّءِ سَعَةِ رَحْمَتِكَ
به نیروى پیروز فرمانروایى تنهائیت تا من به فضاى وسیع رحمتت درآیم
وَفى وَجْهى لَمَعاتُ بَرْقِ الْقُرْبِ مِنْ اثارِ حِمایَتِكَ مَهیباً بِهَیْبَتِكَ
در حالى كه در چهره ام پرتوهایى از برق نزدیكى به تو از آثار حمایتت موجود باشد و از هیبت تو هیبتى
عَزیزاً بِعِنایَتِكَ مُتَجَلِّلاً مُكَرَّماً بِتَعْلیمِكَ وَتَزْكِیَتِكَ واَلْبِسْنى خِلَعَ
گرفته باشد و به عنایت تو نیرومند گشته و به بركت تعلیم و پرورش تو با شوكت و گرامى شده باشد و خلعت
الْعِزَّةِ وَالْقَبُولِ وَسَهِّلْ لى مَناهِجَ الْوُصْلَةِ والْوُصُولِ وَتَوِّجْنى بِتاجِ
عزت و قبولى درگاهت را به من بپوشان و راههاى وصول و رسیدن به درگاهت را برایم هموار ساز و تاج
الْكَرامَةِ وَالْوَقارِ وَاَلِّفْ بَیْنى وَبَیْنَ اَحِبّاَّئِكَ فى دارِ الدُّنْیا وَدارِ
بزرگوارى و وقار بر سرم نه و میان من و دوستانت را در دنیا و آخرت آشتى و الفت بده و
الْقَرارِ وَارْزُقْنى مِنْ نُورِ اسْمِكَ هَیْبَةً وَسَطْوَةً تَنْقادُ لِىَ الْقُلُوبُ
از روشنى نام بزرگوارت هیبت و سطوتى روزى من كن كه دلها و ارواح مطیع و منقاد من گردند
وَالاْرْواحُ وَتَخْضَعُ لَدَىَّ النُّفوُسُ وَالاْشْباحُ یا مَنْ ذَلَّتْ لَهُ رِقابُ
و نفوس و اشباح در پیش من فروتن گردند اى كه در برابرش گردنكشان خوار و
الْجَبابِرَةِ وَخَضَعَتْ لَدَیْهِ اَعْناقُ الاْكاسِرَةِ لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْكَ اِلاّ
پادشاهان خاضع و تسلیمند راه نجات و پناهگاهى از تو جز بسوى تو نیست و كمكى نیست مگر
اِلَیْكَ وَلا اِعانَةَ اِلاّ بِكَ وَلاَ اتِّكاَّءَ اِلاّ عَلَیْكَ ادْفَعْ عَنّى كَیْدَ
بوسیله خودت و اعتمادى نیست جز بر تو دور كن از من بداندیشى
الْحاسِدینَ وَظُلُماتِ شَرِّ المُعانِدینَ وَارْحَمْنى تَحْتَ سُرادِقاتِ
حسودان و تاریكیهاى شر ستیزه جویان را و در زیر پرده هاى عرش خود بر من ترحم كن
عَرْشِكَ یا اَكْرَمَ الاْكْرَمینَ اَیِّدْ ظاهِرى فى تَحْصیلِ مَراضیكَ وَنَوِّرْ
اى بزرگوارترین بزرگواران یارى ده ظاهرم را در تحصیل موجبات خوشنودیت و نورانى كن
قَلْبى وَسِرّى بِالاِْطِّلاعِ عَلى مَناهِجِ مَساعیكَ اِلهى كَیْفَ اَصْدُرُ
دل و اندرونم را به آگاه شدن بر راههاى وصول به سویت خدایا چگونه
عَنْ بابِكَ بِخَیْبَةٍ مِنْكَ وَقَدْ وَرَدْتُهُ عَلى ثِقَةٍ بِكَ وَكَیْفَ تُؤْیِسُنى مِنْ
از در خانه ات ماءیوسانه بازگردم در صورتى كه با اطمینان به تو بدینجا آمده ام و چگونه از
عَطاَّئِكَ وَقَدْ اَمَرْتَنى بِدُعاَّئِكَ وَها اَنَا مُقْبِلٌ عَلَیْكَ مُلْتَجِئٌ اِلَیْكَ
عطا و بخششت نومیدم سازى در صورتى كه خودت به دعا كردن وادارم كردى و هم اكنون من رو به تو آورده ام و پناهنده به تو
باعِدْ بَیْنى وَبیْنَ اَعْداَّئى كَما باعَدْتَ بَیْنَ اَعْداَّئى اِخْتَطِفْ اَبْصارَهُمْ
گشته ام میان من و دشمنانم را دور كن چنانكه میانه خود آن دشمنانم را جدایى انداختى و به وسیله نور قدس خود
عَنّى بِنُورِ قُدْسِكَ وَجَلالِ مَجْدِكَ اِنَّكَ اَنْتَ اللّهُ المُعْطى جَلاَّئِلَ النِّعَمِ
و شوكت مجدت چشمانشان را از من نابینا كن كه همانا تویى خدایى كه به رازگویانت نعمتهاى بزرگ
الْمُكَرَّمَةِ لِمَنْ ناجاكَ بِلَطاَّئِفِ رَحْمَتِكَ یا حَىُّ یا قَیُّومُ یا ذَا الْجَلالِ
و پرارزش عطا كنى به وسیله ریزه كاریهاى رحمتت اى زنده اى پاینده اى صاحب جلال
وَالاِْكْرامِ وَصَلَّى اللّهُ عَلى سَیِّدِنا وَنَبِیِّنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعینَ
و بزرگوارى و درود خدا بر سید ما و پیمبر ما محمد و آل
الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ.
پاك و پاكیزه اش همگى
گروه دین و اندیشه تبیان
در روزهای (٢شنبه ،۵شنبه یا جمعه ،گرچه روز ٢شنبه بهتر است)
سه غسل انجام داده (توبه، اویس قرن، حاجت) و هر روز
١٠٠ مرتبه استغفار کند و ١۵٩ مرتبه آیه ی مبارکه :
« و مَن یتَّق ِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجاً و یَرزُقهُ مِن حَیثُ
لایحتَسِبُ و مَن یَتَوکَّل عَلَی اللهِ فهُوَ
حَسبُهُ إنّ اللهَ بالِغُ أمرِهِ قَدجَعَلَ
اللهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدراً »
تا چهل روز،
روز چهلم ١١٠٠ مرتبه
صلوات بفرستد و آیه شریفه را
١٩٩مرتبه بخواند. فرمودند من از
این عمل آثار مهمی دیده ام.
در حدیث نبوی آمده است که دعایی که با ذکر
«بسم الله الرحمن الرحیم»
آغاز شود، هرگز مردود نخواهد شد
هر کس دوازده هزار بار " بسم الله الرحمن الرحیم " بگوید؛
و در هر هزار مرتبه که تمام شد ، دو رکعت نماز بگذارد؛
و حاجت خود را از خداوند متعال بخواهد
تا دوازده بار، آن حاجت
برآورده می شود
بعضی برای اثبات روح به خواب دیدن استناد نموده و چنین پنداشته اند که روح انسان در حال خواب از بدن جدا شده و به آسمان رفته و قضایایی را دریافت نموده که بعضی صریح و روشن است و بعضی احتیاج به تعبیر دارد در صورتیکه حقیقت خواب طبق نظر دانشمندان مربوطه عبارتست از تعطیل قسمتی از مغز و سیستم اعصاب که در اثر خستگی جسمی برای انسان عارض می گردد و رویاها همان فعالیت مغزو ارتباطات سلولی مغز است چون اگر جان آدمی از بدن خارج شود که مرگ است و برگشتن ندارد و اما خواب دیدن گاهی مربوط به عدم تعادل مزاج مثل سنگینی معده بوده است و از این جهت می گویند خواب سر شب پس از غذا خوردن تعبیر ندارد و یا در حال گرسنگی یا تشنگی و سرما و گرمای شدید و حالت تب و سایر نیازهای جسمی و جنسی که آنرا اضغاث احلام می گویند که تعبیری نداشته مگر همان عدم تعادل جسمی و گاهی مربوط به تمرکزات ذهنی و توجه بمسائلی است که در بیداری ذهن را بخود مشغول نموده و بهمین جهت خانواده ایکه شخصی از آنان فوت نموده و بیشتر فکر و ذهن آنان بیاد و خاطرات او می باشد غالبا او را در خواب دیده و هر کدام بشکلی و برخوردی مخصوص نسبت به سوابق ذهنی خود می بیند. که همه اینگونه موارد جزء فعالیتهای قوه تخیل و ادراکات مغزی است و از همین نوع است خواب دیدن عالمی که در ضمن مطالعات خود بمشکلی برخورد نموده که استاد خود و یا دیگری را در خواب می بیند و جواب سوال رااز او می گیرد ولی در حقیقت در اثر فراغت ذهنی به جواب خود می رسد و یا کسی گمشده ای دارد و در خواب آنرا یافته و یا می فهمد کجاست
همچو آن وقتی که خواب اندر روی تو ز پیش خود به پیش خود شوی
بشنوی از خویش و پنداری فلان با تو اندر خواب گفتست آن نهان
و اما در مورد انبیاء و اولیاء که خواب دیدن آنان نوعی از وحی والهام است و قابل تحقیق و تعبیر است که آنرا رویای صادقه و بتعبیر بعضی حس ششم می نامند. بحار ج 61 ص 193 قال رسوال الله الرویا ثلثه منها تخویف من الشیطان لیحزن به ابن آدم و منها الامر یحد ث به نفسه فی الیقظه فیراه فی المنام و منها جزء من سته و اربعین جزء من النبوه ) رویا سه گونه است بعضی موجب ترس انسان می گردد که از ناحیه شیطان است که می خواهد انسان را محزون کند و بعضی مربوط به اموریست که در بیداری ذهن متوجه آن بوده و در خواب می بیند و بعضی جزئی است از 46 جزء پیامبری و نیز از ابو بصیر از امام صادق نقل شده که مردی از آنحضرت سوال نمود که مردی اینجا با همسرش خوابیده خواب می بیند که در مکه یا شهر دیگری است آیا ارواحشان از بدنشان خارج شده فرمود اگر روح از بدن خارج شود که دیگر بر نمی گردد بلکه بمنزله خورشید است در آسمان که شعاع آن در دنیاست . خورشيد بدن همان جان آدمي است كه در حال خواب تخيلات مغزي شعاعي است از وجود حيات براي انسان.
المیزان جلد ۲ ص ۳۴۸ و النوم هو الرکود الذی یا خذ حواس الحیوان لعوامل طبیعیه تحدث فی بدنه . خواب عبارت است از رکودی که بخاطر عوامل طبیعی در حواس حیوان در بدنش پدید می آید
یاد گرفتن اینکه چطور رویاهایمان را کنترل کنیم، بخش بسیار مهمی از رویای شفاف است. تشخیص اینکه دقیقاً چه زمانی خواب می بینیم کافی نیست باید با قوانین دنیای خواب و رویا آشنا شویم.
شما می توانید بااستفاده از تکنیک های خاص یادبگیرید که چطور در واقعیت مجازی دنیای خواب هر کاری را انجام دهید. پس بدون معطلی بیشتر، اجازه بدهید نگاهی به بعضی از متداولترین موضوعات خوب بپردازیم.
رویای پرواز
اکثر افراد وقتی یاد می گیرند که رویای شفاف داشته باشند، به سراغ رویای پرواز می روند. این یک آرزوی متداول است و مطمئنم که همه آنها که اصول رویای شفاف را یاد گرفته اند، یکبار هم که شده این رویا را دیده اند.
اما، کنترل خوابپرواز همیشه هم آسان نیست. پرواز کردن در زندگی عادی امری عادی نیست به همین خاطر وقتی سعی می کنید خواب پرواز ببینید، ذهن خودآگاه شما در باور آن کمی مشکل خواهد داشت.
ممکن است متوجه شوید که خیلی بالا رفته اید یا خودتان را متقاعد کنید که حتماً پایین می افتید. این مشکل فیزیکی نیست، مشکلی ذهنی است.
به فیلم ماتریکس فکر کنید، وقتی که مورفوس از نئو می پرسد که چطور در جنگ واقعیت مجازی او را می زند. آیا به خاطر این بود که در دنیای شبیه سازی شده، قوی تر، سریع تر یا شایسته تر بود؟ خیر. به خاطر این بود که واقعاً باور داشت که بهتر است. در رویای شفاف هم وضع به همین صورت است.
برای پروراندن این باور و دیدن یک رویای پرواز عالی، باید کم کم از پریدن های کوتاهتر شروع کنید و بعد تدریجاً به خودتان اجازه دهید که بالاتر بروید. باید همیشه یادتان باشد که این یک رویاست و هیچ آسیبی نخواهید دید. با تمرین خیلی زود می توانید مثل سوپرمن بالاتر از ابرها و روی شهر پرواز کنید.
اگر می خواهید می توانید از کمک پرواز هم استفاده کنید. این کمک می تواند هر چیزی مثل بال های خیلی بزرگ یا یک جت یکنفره باشد، یا حتی نشستن روی یک اژدهای بالدار.
تغییر صحنه در رویا
ایجاد تغییر صحنه در خواب در جلوی چشمانتان کار دشواری است. دلیل اصلی آن این است که خودتان انتظار آن تغییر را ندارید.
البته، وقتی صحبت از یاد گرفتن کنترل رویاها به میان می آید، همیشه راهی وجود دارد. تحقیقات مربوط به خواب های شفاف راه های مختلفی را برای تغییر صحنه در خواب های آگاهانه کشف کرده است.
من یکبار می خواستم در خواب چیزی بخورم اما در وسط یک مزرعه بودم. به خاطر همین یک کمی جادو و جنبل در خوابم راه انداختم. تجسم کردم که یک رستوران پشت سرم است و وقتی یک ثانیه بعد سرم را برگرداندن، آن رستوران همانجا بود. بعد داخل شدم و یک غذای خیلی خوشمزه سفارش دادم.
گاهی اوقات یک در جادویی پیدا می کنم و پشت آن می ایستم. مقصدم را پشت در تجسم می کنم. اینکار را می توانید با آینه هم انجام دهید. آینه ها هم معمولاً به مکان های دیگری راه دارند و راهی برای تغییر واقعیت به حساب می آیند.
مهمترین چیز این است که واقعاً باور داشته باشید که صحنه می تواند عوض شود. درغیراینصورت با ذهن خودآگاهتان وارد جنگ منطقی خواهید شد. عادت کنید که هر از گاهی به خودتان بگویید که “این یک رویا است” و خیلی زود یاد می گیرید که هر چیزی در رویا ممکن است.
سفر در زمان
این یک راه خیلی ساده برای یادگرفتن کنترل رویاست. تا بالاتر از ابرها پرواز کنید تا جاییکه که دیگر زمین دیده نشود. زمان و مکانی را که می خواهید به آن بروید تجسم کنید و بعد دوباره به سمت زمین پایین بروید.
یا وارد ماشین زمان شوید، همه دکمه ها را فشار دهید و همه اهرم ها را بچرخانید و خودتان را متقاعد کنید که دارید در زمان سفر می کنید و بعد دوباره از ماشین زمین بیرون بروید.
هر دو این روشها را می توانید برای تغییر صحنه و رفتن به یک مکان دیگر هم استفاده کنید.
پیدا کردن اشیاء رویایی
تحقیقات مربوط به خواب و رویا راه های بسیار زیادی را برای پیدا کردن اشیاء جدید در رویا پیدا کرده اند. کلید کار تجسم است. اشیاء نمی توانند جلوی چشمتان شکل بگیرند اما می توانید به دور و اطراف نگاه کنید و اشیائی پیدا کنید که قبلاً آنجا نبوده اند.
می توانید اشیائی را در جیبتان، پشت سرتان، زیر یک تکه سنگ، در کشو کمد، پشت درخت، در یک جعبه و … پیدا کنید.
باید راهی را پیدا کنید که بیشتر به دردتان بخورد.
حرف زدن با ذهن ناخودآگاه
وقتی بدانید که چطور می توانید یک رویای شفاف ببینید، به ذهن ناخودآگاهتان هم دسترسی آسانتری خواهید داشت. می توانید مستقیماً با آن ارتباط برقرار کنید و بینش عمیق تری نسبت به خود و درک خود از دنیا پیدا کنید.
وقتی اینگونه خوابدیدن را یاد گرفتید، ساده ترین راه برای ارتباط برقرار کردن با ذهن ناخودآگاهتان این است که به آن جسمیت دهید. یک شخصیت رویایی بسازید (انسان یا حیوان) که از حرف زدن با او لذت می برید و بعد از او سوالات واضح و آشکار بپرسید. از خیلی پاسخهایی که خواهید شنید مطمئناً متعجب خواهید شد.
“خواب دیدن به همه ما این امکان را می دهد که با آرامش و اطمینان هر شب از زندگیمان دیوانگی را تجربه کنیم.” –ویلیام دیمنت
تحقیقات مربوط به رویاهای شفاف
همانطور که می بینید یادگرفتن کنترل رویاها درست مثل حرف زدن به زبان ذهن ناخودآگاهتان است که البته همیشه ترجمه دقیقی برای آن وجود ندارد.
خیلی از کارهای فوق العاده و غیرممکن در رویا قابل قبول اند درحالیکه خیلی کارهای منطقی ممکن است از شما فرار کنند. این هدف شماست که قوانین آن را کشف کنید و راه های جدید برای کنترل رویاهایتان پیدا کنید.
رویا و اسطوره:
با تاسیس تدریجی روانکاوی، بررسی عمیق تر رویاها را ایجاب می کرد. فروید توانست با بررسی حوزه های گسترده از زندگانی روانی، بهنجارها و نا بهنجارها و تحقیقاتی درباره هستی و تظاهرات وسواس گون و اختلالات و پریشانی های روانی، این فراورده های به ظاهر ناهمگن روان انسان را از منظر مشترکاتشان بررسی کرده، یعنی از دیدگاه پیوندها و مناسباتی که با ناخودآگاه و زندگانی عاطفی کودک و با جنسیت دارند. گرایش مشترک همه آن پدیده های روانی این است که یکی از آرزوهای انسان را برآورده شده، نمایش دهند و برای رسیدن به مقصود نیز از وسایل و ابزاری که مشترک بین همه آنهاست، استفاده می کنند. و حتی اشاره به ارتباط لطیف یا بذله گویی و نکته پرانی با ناخودآگاه را نشان می دهد.
خواب ورویا از دیدگاه پزشکی:
دکتر معنوی سه: خواب و رویا، این دو پدیده شگفت، چون رازی ناگشودنی از آغاز آفرینش، اندیشه او را مشغول داشته است و گذشته از آن گروه بیشماری به بیخوابی گری افتادند و لذا نیاز به اندیشه زیاد در این مورد بوده است، و این حقیقت که رویاها وابسته های فیزیولژیک دارند به گونه های مختلفی مطرح می گردید. مشخصات عمده خواب عبارت است از: دوره های بی تحرکی نسبتا طولانی و افزایش آستانه واکنش به محرک ها. نیاز به خواب در سالهای نخست حیات بیش از دوره میان سالی و پیری است.
یک روش مهم روان شناسی برای ترجمه و تعبیر محتویات ضمیر ناخودآگاه، بررسی رویاها می باشد و رویا به عنوان پدیده ای که به طور مستقیم در ارتباط با زندگی روانی است تلقی می شود و رویا نماینده و محصول بخشی از اندیشه فرداست که نیروی هدایت کننده و مهار کننده ناشی از خودآگاه بر آن اعمال نمی گردد.
خواب و رویا از لحاظ قرآنی و عرفانی:
در قرآن مجید از رویا به نعمت خدادادی تعبیر شده (هوالذی جعل لکم اللیل لباسا و النوم سباتا و جعل النهار نشورا) و در آیـۀالکرسی (لا تاخذ سنه و لا نوم، هرگز خداوند را چرت یا خواب فرا نمی گیرد).
و همچنانکه ما، در رویا به آن عالم متصل می شویم، در بیداری هم می توان به آن عالم اتصال یافت و طریقه اهل طریق و صحت و ریاضت و مجاهدات و دلالت بر بدن مثالی را تصدیق می کند. و در اخبار فرموده اند: وحی بعضی از انبیاء در خواب بوده است و تصدیق می کند بر مسائل قبر و عذاب و تنعم و....
تعریف خواب:
حالت و یا پدیدهای است که آدمی ارتباط خود را با محیط اطراف از نظر هوشیاری از دست داده است لکن با کما و بیهوشی و مرگ متفاوت می باشد و درواقع نقطه مخالف بیداری و هوشیاری است و جسم و ذهن در حال استراحت و تجدید قوا می باشد.
تعریف خواب از ظاهری:
حالت یا پدیده ای است که چشمها بسته می باشد و تا زمان چایان خواب کلیه ارتباط هوشیاری با محیط واقع قطع گردیده است. مردمک چشم کوچکتر و....
تعریف خواب از نظر باطنی (موجی):
در مراحلی از خواب معمولی امواج تتا توسط دستگاه الکتروآنسفالوگرافی EEG از مغز ظاهر می گردند دامنه آنها 200 میکرو ولت و فرکانس آن از 4 تا 7 هرتز است.
تعریف خواب دیدن:
هر نوع خوابی که انسان می بیند، چه خواب های ترسناک و یا کابوس ها و چه خواب های زیبا و رویاها و چه قابل تعبیر و چه خوابهای پرت و پلا و بدون معنا همه را در چهار چوب تعبیر خواب دیدن و یا رویا بینی مورد بررسی قرار می دهیم.
تعریف تعبیر خواب:
عبارت است از ترجمان رویاهای آدمی با توجه به باورهای اجتماعی و روی داده های ذهنی یک فرد در جامعه خود با دیدگاه های مدنی و باورهای اعتقادی به صورت خاص خود معنا پیدا کند.
تعریف معبر:
معبر توانمند کسی است که جامعه و باورهای فرد رویا بین را به خوبی بشناسد و از نظر روانشناسی و اخلاقی شناخت لازم را از فرد رویا بین داشته با شد. خوراک و داروهای فرد رویا بین، ساعات مختلف خواب و مهمترین چیز دانش پاراپسیکولوژی (فراروانشناسی) آنهم در مقوله (کلیرویانس) آینده نگری، می باشد. لذا معبر و فردی که خواب می بیند، باید تا حدودی دارای این نیرو فرا حسی باشد.(1)
خواب دیدن از نظر علمی و دینی:
انسان باید در شبانه روز چند ساعت بخوابد تا بتواند تندرستی و نیرو مندی خود را حفظ کند و خواب همان حالت طبیعی فقدان شعور است که در بزرگسالان اکثرا 8 ساعت می باشد. نوزادان ده برابر مدت بیداریشان در خواب می روند و بزرگسالان دو برابر مقدار خوابشان به فعالیت می پردازند.(2)
اثراتی که از خواب دیدن به دست می آید:
1. در ابتدای خواب آگاهی کم می شود و بتدریج از بین میرود.
2. شعور انسان به طرف کندی می رود.
3. حرکات ارادی انسان ابتدا ضعیف و سپس به کلی از بین می رود.(3)
فرضیه هایی گوناگونی که به علت خواب ذکر شده است:
به این علت فرضیه ها متعدداند که هیچ یک به حد کافی حقیقت آن علم را بیان نداشته:
1. فرض شیمیایی: یعنی به وسیله مواد حاصل از خستگی،خواب عارض می شود.
2. فرض قوه ای: خواب به خاطر خستگی نورونها و... حاصل می شود.
3. راجع به دوران خون: وقتی که شریانهای خارجی و سطح بدن متسع گردد، خون دماغ کم می شود و این کم خونی موقتی سبب خواب می شود.
4. به واسطه جمع شدن ذراتی بر روی شعب و متفرعات سلول های عصبی مخ موقتا در طرق ارتباطی سلولهای دماغی انقطایی حاصل می شود و سبب موقتی فعالیت دماغی شده و خواب پدیدار می شود.
5. خواب، غریزه تمایل فطری است که در موقع تولد با انسان موجود بوده و با وجود و هستی او عجین و مخلوط است و....(4)
نظر غزالی درباره نفس:
غزالی در کتاب اربعین گوید، نفس همان روح است که حقیقت و خواص انسانی است، انسان بدان وابسته است و خداوند می فرماید: (قل الروح من امر ربی) و نیز گویند نفس همان لطیفه ربانی و روحانی است که از برای آن تعلقی به قلب جسمانی است.و همین لطیفه است که در دو موقع به خصوص یعنی خواب و مرگ بطور ناقص و کامل از بدن مفارقت نموده و در هنگام خواب به سوی او بازگشت نموده. و به هنگام مرگ به کلی از او جدا شده.
و در قرآن مجید از این نعمت خدا داده یاد شده است (هوالذی جعل لکم اللیل لباسا و النوم سباتا جعل النهار نشورا ) و در آیهالکرسی (لا تاخذه سنه و لانوم ) هرگز خداوند را چرت و پینکی، نیز خواب فرا نمی گیرد.(5)
رویا و آخرت:
صدرالمتالهین در پاسخ به این پرسش که فراورده تخیل در رویا در جهان طبیعی چه تفاوتی و چه مشابهتی با فرآورده خیال در آخرت دارد، می گوید:
«وجه مشابهت میان آنها این است که آنچه در خواب دیده می شود مزاحم هیچ یک از هستی های این جهان نیست، چه شخص در خواب چه بسا افلاک بزرک و کوه های بلند می بینید که با آنچه در این عالم مزاحمت ندارد... بهمین سان، آنچه انسان بعد از مرگ می بیند مزاحمتی و مضایقتی میان آن و اجسام این عالم نیست. اما وجه مفارقت ذاتی میان آنها این است که سرای آخرت و صورت های واقع در آن موجوداتی عینی هستند که از جهت نیرو مندی و شدت تاثیر برتر از موجودات ]عینی [ این عالم هستند، چه رسد به صورت هایی که در خواب مشاهده می شود.
نسبت جهان هستی به این جهان همچون نسبت بیداری به خواب است،چنانکه در گفتار رسول (ص) آمده است:" مردم در خواب اند پس چون بمیرند بیدار شوند".»(6)
نظریه دانشمندان و اهل عرفان درباره صفای باطن:
آنچه را از دیر باز اهل فلسفه و عرفان ودیگران در زمینه الهام و اشراق و یا عرفان و صفای باطن بیان نموده اند، دانش امروزی نیز آن را مورد اثبات و تایید قرار داده است که (سعادت و کامیابی چون جوهری در سازمان بندی و سیستم وجود انسان ) به وسیله خالقش آمیخته است و هر انسانی به یک قدرت عظیم تر از خودش دسترسی دارد و آن در کلمه: " شما"نهفته است.(7)
پنج قاعده کلی و اساسی را به خاطر بسپارید که بتوانید با استفاده از آن مکانیزم کامیابی خود را به کار انداخته و توجه داشته باشید که اطلاعات و مهارت لازم برای به کار انداختن آن همان قدر ساده و آسان است که یک راننده برای راه انداختن یک اتومبیل نیاز دارد.
1. ساختمان مکانیزم کامیابی شما باید دارای مقصد یا هدف معینی باشد. این دستگاه کارش: الف- هدایت شما به طرف هدف در عالم وجود ب- و یا آنچه را که در عالم هستی مورد نظر شما است (کشف) کند.
2. مکانیزم خودکار عمل نهایی را انجام می دهد به این معنا که دستگاههای مختلف مربوطه را فعال نموده و مسیر را برای رسیدن به هدف روشن و نمایان می سازد و مطلوب تر آن است که شما در مورد نتایج کار تعقل نمایید.چون وسائل مورد نیاز و و راه حل مسئله و دقت عمل در انجام دادن این امر به عهده خود دستگاه مربوطه است.
3. در صورتی که در راه رسیدن به هدف مواجه با اشتباهات و و یا عدم موفقیت شوید نگران نباشید زیرا ممکن است در اثر یک تغذیه غلط و یا زیان آور دستگاه مکانیزم خودکار برای رسیدن به هدف مرتکب اشتباهاتی شود که خیلی سریع این اشتباهات را می تواند تصحیح نماید.
4. برای رسیدن به سطح انواع مهارت ها از طریق تکرار و خطا صورت می گیرد، بدین معنی که آنقدر این سری اشتباهات در ذهن و فکر تصحیح می گردد، تا این که به سطح مطلوب برسد سپس به تدریج، در اثر فراموش نمودن خطاهای گذشته، و جایگزین نمودن آنها با پاسخ های صحیح و موفقیت آمیز دیگر این امر به صورت تکراری در وجود شخص ادامه پیدا می نماید.(8)
5. باید به مکانیزم خودکار اعتماد نموده و اجازه بدهیم که عمل خود را درست انجام بدهد و هرگز در اثر ایجاد اضطراب آن را سرکوب نکنید و همچنین نباید آن را به اجبار وادار به کار نموده، بلکه باید به او فرصت بدهید تا خودش عمل نماید.
انسان نباید در انتظار بماند که مکانیزم خلاقه بدون اراده و تصمیم او عمل کند تا بدین ترتیب بتواند گواه و نشانه ای از کار آن به دست آورد، بلکه این انسان است که باید تصمیم بگیرد و چون مکانیزم خلاقه بعدا به موقع عمل خواهد نمود. (2)
چرا سوال کردن و اقرار به ندانستن امری خجالت آور تلقی شده :
سوال کردن و اقرار به ندانستن، امری کاملا خجالت آور تلقی شده است و دلیلی بر حقارت عقلی انسان به شمار می رود، هر قدر بر سن ما افزوده می شود به همان نسبت از درجه قابلیت در شگفت شدنمان کاسته می گردد، همین طرز فکر باعث شده که یکی از مهمترین و غامضترین پدیده های حیاتی خود یعنی رویا را نادیده گرفته و در مورد آن دچار اعجاب یا استفهام نشویم.(9)
شاید اعجاب انگیز ترین صنعتی که بتوان برای رویا ذکر کرد شباهت بین محصولات و مضامین فکر خلاق ما در هنگام خواب با باستانی ترین آفرینشهای آدمی،یعنی " اساطیر" باشد.(9)
ملل گوناگون، اساطیر گوناگون ساخته اند، همان گونه که افراد مختلف رویاهای مختلف دارند، ولی با همه تفاوت های آشکاری که در رویاها و اساطیر می بینیم، وجه اشتراکی در آنها موجود است، و آن اینکه همگی به "زبان سمبولیک" نوشته شده اند.(10)
و این زبان زبانی است که تجربیات درونی و احساسات و افکار را به شکل پدیده های حسی و وقایعی در دنیای خارج بیان می کند و منطق آن با منطق روزمره ما فرق دارد.
با این همه، انسان امروز زبان سمبولیک را از یاد برده، البته نه به هنگام خواب، بلکه به هنگام بیداری.(11)
زبان سمبولیک ما را به یکی از منابع بزرگ دانش بشر یعنی اساطیر نزدیک می کند و بین ما با طبقات و قسمتهای عمیق تر شخصیتمان تماس نزدیکتری برقرار می کند و به همین دلیل باید همه، آن را چون یک زبان خارجی مهم فراگیریم.(12)
و سه نوع سمبول متعارف، تصادفی و جهانی را نام می برند.
نظر اریک فروم:
ضمیر ناخودآگاه نه دنیای افسانه ای یونگ است که در آن تجربه از راه نژاد به ارث می رسد، و نه آنچه که فروید تصور کرده است، مرکز و مقر نیروهای نامعقول لیبیدو به شمار می رود.
بلکه صرفا با در نظر گرفتن این اصل که « افکار و احساسات ما تابع رفتار و کردار ماست » قادر به درک هشیارانه و صحیح ضمیر ناخودآگاه خواهیم شد.(13)
هنر تعبیر خواب:
فهم زبان رویا هنری است که مثل همه هنرهای دیگر به استعداد، تمرین، حوصله و یادگیری نیاز دارد. یکی از مهمترین و اغلب مشکلترین مسائلی که در تعبیر رویا با آن مواجه می شویم، تشخیص آن است که یک رویای مخصوص مظهر امیال و آرزوهای غیر منطقی و ارضای آنهاست و یا به هراس یا تشویش ساده ایی مربوط است و یا اصولا دید وسیعتری را در مورد وقایع محیطی و داخلی انسان و عوامل موثر بر آن به ما میدهد.(14)
رویا گاه مظهر نفس بهتر و گاه مظهر نفس کمتر است و وظیفه ما در تعبیر رویا این است که با یافتن کلیدهای لازمه در هر مورد معنی واقعی آن را در می یابیم.
سوالات دیگری نیز در مورد تعبیر رویا مطرح می شود که اهم آن عبارتند از:
1. آیا واقعا به تداعی معانی و خاطرات گذشته بیننده رویا آن طور که فروید مورد نظر داشته است احتیاج داریم یا بدون دسترسی به این خاطرات هم می توان رویا را درک کرد ؟
2. رابطه رویا با وقایع اخیر زندگی شخص و به خصوص تجربیات او در روز قبل از مشاهده رویا و نیز رابطه رویا با شخصیت و حضایل بیننده و آرزوها و دلهره های او چیست؟
که آقای اریک فروم طی تعبیر خوابهای بسیاری در کتاب تا حدودی پاسخ این سوالها را داده اند.(15)
زبان سمبلیک در اساطیر، قصه های کودکان، مراسم مذهبی و داستانها:
اسطوره مانند رویا عقاید و افکار فلسفی و مذهبی و وقایعی را که در زمان و مکان اتفاق افتاده اند و نیز تجربیات روانی مهم انسان را به زبان سمبلیک بیان می کنند. داستان آشکار اساطیر به عنوان گزارش صحیحی از اتفاقات رخ داده در واقعیت تلقی می گردد و این طرز فکر در قرن نوزدهم و در ابتدای قرن بیستم بسیار متداول بوده، صرفا در سالهی اخیر طرز فکر جدید دیگری جایگزین شده است.
اکنون به معنا و مفهوم فلسفی یا مذهبی اساطیر اهمیت بیشتری داده می شود و داستان ظاهری آن صرفا به عنوان سمبولی از معنای حقیقی آن در نظر گرفته می شود، گو اینکه داستان آشکار بسیاری از اساطیر نیز محصول ساده ای از تخیل فوق العاده مردمان بدوی نیستند بلکه محتوی خاطراتی واقعی از گذشته هاست.(16)
از بین کسانی که راه را برای قبولی این طرز فکر تازه باز و هموار کرده اند باید برای باخ ئوفن و فروید اهمیت زیادتری قائل شویم. باخ ئوفن با استفاده از نیروی دقت و کنجکاوی درخشان و بی همتای خود اساطیر را از نظر روانی، مذهبی، و تاریخی مورد بررسی قرار داده است. فروید با ابتکار روش تفسیر زبان سمبلیک، که زیربنای نظریه تعبیر رویا واقع شده، فهم اساطیر را آسان تر کرده است. وی اساطیر را نیز مانند رویا مظهری از انگیزه ها و تمایلات نامعقول و ضد اجتماعی انسان تلقی کرده است و نه بیان سمبولیک دانش انسانهای گذشته. مانند اسطوره ادیپ، قصه کلاه قرمزی، اسطوره خلقت.(17)
کرامات و خوارق عادات که در اغلب فرهنگهای قدیم و جدید بشری سابقه دارد :
کرامات: اعمالی خارق العاده که از اولیا و صالحان، اعم از پارسایان و صوفیان و پاکدلان، سر میزند. بعضی از کرامات مشهور عبارت اند از: رویاهای صادقه، اشراف بر ضمایر (فکر خوانی و پی بردن به مافی الضمیر کس)، بر آب رفتن، بر آتش رفتن و نسوختن، طی الارض، طی زمان، رام گردن آنی حیوانات درنده، از غیب ظاهر ساختن اشیا و نظایر آن.
فرق کرامات با معجزه: معجزه فقط از پیامبران بعد از آغاز دعوت و همراه با تحدی سر می زند. و اگر در غیر این صورت عمل خارق العاده ای از پیامبر سر بزند کرامت شمرده می شود. ولی عرفا همه کرامات انبیا معجزه شمرده می شود. هر کرامتی خارق العاده است ولی هر امر خارقالعاده ای کرامت نیست.(18)
خوارق عاداتی که غالبا از اولیا، صلحا، و مقدسین هم سر می زند عبارتند از:
ادراک فراحسی: « کسب اطلاع یا هرچه معادل آن از یک امر یا شی یا رویداد بدون دخالت حواس عاری بشری » که چند شعبه دارد: دور آگاهی، رازبینی، رازشنوی، استجابت دعا (که کمتر کسی در عمر خویش نیازموده است)، تسخیر و تصرف در اشیاء و تاثیر از راه دور، غیبگویی.(19)
هیپنوتیزم یا خواب مصنوعی
چشم زدن و چشم رساندن، چشم زخم، نظر زدن، شور چشمی
تماس با ارواح و احضار ارواح
الهام: آن است که اندیشه ای یا تصویری یا شو و حالتی از کسی یا چیزی یا منبعی ناشناخته ای به دیگری القا شود و پدیدآوردند امری را که در شرایط عادی مقدور نیست، ممکن سازد.
سایر پدیده های شگرف.(20)
نظر برخی از عرفا:
غزالی: با آنکه غزالی بیشتر در زمره متکلمان به شمار می آید تا عرفا، ولی اظهار نظر او عارفانه است است: و عجب در آن است که از درون دل، روزنی گشاده است به ملکوت آسمان.... چنانکه پنج دروازه گشاده است به عالم محسوسات که آن را عالم جسمانی گویند، چنانکه عالم ملکوت را عالم روحانی گویند، و بیشتر خلق، عالم جسمانی را محسوس می دانند. و این علم نیز مختصر است و دلیل بر آنکه از درون دل، روزنی دیگر است علوم را، درچیز است: 1. یکی خواب (رویای صادقه) است که چون راه حواس بسته شود، آن در درونی گشاده گردد و از عالم ملکوت و از لوح محفوظ غیب نمودن گیرد، تا آنچه در مستقبل خواهد بود بشناسد و ببیند. 2. دلیل دیگر آن است که هیچ کس نباشد که وی را فراستها و خاطره های راست، برسبیل الهام در دل نیامده باشد، که نه از راه حواس بود، بلکه بلکه در دل پیدا آید و نداند که از کجا آمده و بدین مقدار بداند که علمها همه از راه محسوسات نیست.(21)
شیخ اشراق: خاشعانه انواع کرامات و خوارق عادات و رویاهای صادقه را تصدیق می کند.
اِبن سینا: هر گاه بشنوی که عارفی از غیب خبر می دهد و بشارت یا انذاری که قبلا داده است، درست درآمد، پس باور کن آن برتو دشوار نیاید، زیرا این امر در قوانین طبیعت علل و اسباب معینی دارد.
تجربه و قیاس هماهنگ هستند که نفس انسانی به گونه ای در حالت خواب به غیب دسترسی پیدا می کند. پس مانعی ندارد که این دسترسی در حالت بیداری نیز روی دهد، مگر آنکه مانعی محقق داشته باشد.
بدان که این مطلب را از راه سخن و شهادت و گواهی نمی توان مسلم داشت فقط ظن ها و گمانهایی است که امکان وقوع دارند و فقط از امور عقلی بدانها می رسیم و چنین امری اگر وقوع یابد، قابل اعتماد است، و از جمله سعادت هایی که روی می آورد برای دوستداران استبصار این است که این احوال بر آنان در دوران خودشان یا بارها بطور متوالی در دیگران مشاهده کنند تا تجربه ای باشد درخصوص امر عجیبی که وجود دارد و حجت و داعی باشد برای پیدا کردن علت آن و هرگاه واضح گردد، فایده آن بزرگ خواهد بود و نفس به وجود این علل اطمینان می یابد و هم خاضع می گردد و در اموری که عقل به آنها اطلاع حاصل می کند، مزاحمت ایجاد نمی کند که این سودی عظیم و امر مهمی است.(22)
در قرآن مجید بارها دعوت به تامل در مشهودات یا عالم شهادت شده است. اگر به دیده تحقیق و عقل سلیم در ساده ترین پدیده های طبیعی از «برگ درختان سبز» تا «صدای پای آب» نگریسته شود، همه و همه راهی به حیرت و غیب وجود دارد.(23)
در بیش از 50 دانشگاه و انجمن و موسسه علمی جهان می گذرد و نتایج انکار ناپذیری به بارآورده است، اذعان دارد که این پدیده یعنی خرق عادت یا پدیده های فراروانشناسی (اگرچه نه همه موارد) صدق و صحت دارد. هم جهان غیبی و هم غیب جهانی دارد.(24)
رویایی که به خاطر ما می نماید، احتمالا به بیداری نزدیک است و به نظر شلینگ (فیلسوف آلمانی) «رویاها پیش قراول بیداریند. رویای یک انسان سالم، رویای صبحگاهی است»
مدت رویا:
مدت رویا بسیار بسیار کوتاه است، در چند ثانیه و بندرت در مدتی بیش از 5/0 دقیقه است. مانند کسانی که با یک سطل آب بیدار شدند، ماجرای به آب افتادن طولانی خود در خواب را شرح داده اند.
حالت روحی و رویا:
حالت روحی، لحن و احساسی که رویا پشت سر خود می گذارد. نباید با جو رویا اشتباه گردد. و منظور حالت روحی است که ساعتها تداوم داشته باشد.(25)
درباره آنچه فراموش می شود:
رویاها به سهولت در خاطر نمی مانند و بزودی فراموش می گردند. کسی که می-
خواهد رویاهایش را به خاطر آورد، بهتر است که به هنگام بیداری چند کلمه کلیدی آنرا یاداشت کند و یا به خاطر بسپرد.(26)
زبان رویا:
رویا پیام ناخودآگاه است که ما در مدت شب دریافت می کنیم. به نظر می رسد رویا، شناختی بی نهایت وسیع و از همه وقایع و امکانات دارد و صادره از مرکزی است که می تواند نزدیکترین و دورترین حقایق بشری را شامل می شود.(27)
کهن الگوها:
آنچه در ما قدیمی تر است همواره آماده است تا بر آنچه در زمان حال بر ما می گذرد سایه افکند. این وجه کهن در رویاهای ما ظاهر می شود و به ما رخصت می دهد تا به حال و آینده اعتبار بخشیم. فی الواقع تعبیر رویا ممکن نیست مگر آنکه از حقیقت بنیادی این پداده های روانی یعنی کهن الگوها نشات بگیرد.(28)
زبان رویا همچنین برای کسی که آثار شاعران بزرگ را خوب می شناسد قابل فهم تر خواهد بود، زیرا این اشعار معرف سرنوشت نوع بشر هستند.(29)
نماد:
آثاری که درباره رویا نوشته شده و ادعای علمی بودن دارند در درجه نخست مفهوم نماد را مطرح می کنند عنصری قوی و محصور که قبل از همه باید تعبیر شود. هر نماد بیان ویژه یک محتوای روانی است که بدون آن نماد غیر قابل دسترسی می ماند.(30)
اصطلاحات عامه، تمثیلات جنبی و بلندگو هم عنوانی از این کتاب را دربر می گیرد.
وظایف رویا از نظر یونگ:
1. تصویری زنده از موقعیت وجودی ما را ارائه می دهد.
2. رویاهایی که رویدادها و برخوردهای روزانه را اشاره می کنند ولی رویابین توجه نکرده است.
3. رویاهایی که می کوشد تا با نشان دادن رویدادهای پرمایه و گوناگون، نقشهایی در روح ایجاد کند که موجب به حرکت درآوردن انرژیهای تازه و هدایت آنها به سوی اهداف سازنده می شود.
4. تنها ناخودآگاهی فعال است و بخش آگاهی رویا به کلی کنار گذاشته می شود. این رویاها به دلیل استفاده از مواد وام گرفته از ناخودآگاه جمعی، انرژی بسیار زیادی با خود حمل می کنند که بر روح آدمی سنگینی می کند.
و در کنار این چهار نوع اصلی باید به رویاهای اشره کرد که مربوط به حقتیق و تحولات زیست شناسی است مانند: دوران بلوغ، یا بیماریهای جسمی و... .(31)
یونگ رویاها را حاوی پیام و اهداف سنجیده می داند.
و نظریات آدلرو فروید را مطرح نموده و خصوصیات معبر و صحبت از نمادها و افراد شناس و ناشناس و بیماریبها و جراحتها و انواع موارد خواب را مطرح می نماید.(32)
حقیقت خواب وخواص رویا:
خداوند منان به فضل و رحمت خود و زیادتی رافت که به بندگان خود دارد در هر ممکنی دلائل وحدت و حکمت و علم و قدرت خود را ودیعه گذاشته است تا بندگان او بعد از تنبه ملتفت شده از خواب بیدار شوند و رو به او آورند. و چون از خداوند برای بندگان خاص خود در همه چیز جلوه گر شده فرمود: اولم یکف بربک انه علی کل شی شهید.
مهمترین آیات میانه نظر و برهان، اثر و وجدان، شهود و عیان: خواب حیوانست که از جمله آیات آفاق و رویای انسان که از جمله آیات انفس می باشد، زیرا که شامل است جمیع افراد انسان را و دلالت دارد بر کمال علم و قدرت و حکمت و رافت حق تعالی و شاهد کیفیت موت و حشر و رجعت است و دلیل نبوت و رسالت و خلافت و برهان و وجدانی و شهودی است بر بقای نفس بعد از فوت و بر بودن عالم دیگر سوای این عالم که محیط به این عالم است و مظهر صحت ثواب و عقاب بعد از خلاصی تن است و دلالت وجدانی و شهودی دارد بر بسیاری از عقاید دنینیه که ملاحده انکار دارند.(33)
حقیقت خواب و بیان کیفیت رویا (چه صادق و چه کاذب):
خواب از بدیهیات سته است و مشهود است که آن تعطل آلات حس و حرکتت از ادراک و حرکت مگر از آن قدری که در بقاء، انسان ناچار است که قادر حکیم روح نفسانیرا بقدر کفایت بقاء در آنها باقی می گذارد (مثل آلت تنفس).(34)
و چون حکیم مطلق خواست که جان لاهوتی را با تن ناسوتی الفت و اتحاد دهد از طرف تن اول عناصر اربعه را با یکدیگر امتزاج داد تا نحو اتحاد و یگانگی با کمال اختلاف و بیگانگی که داشتند میانه آنها حاصل شده و مزاج گرفته صورت نوعیه معدنیه در آنها قرار داد و....(35)
و از آنجا که حضرت حق تعالی بر همه بندگان رحیم است و حکمت بالغه خود روح دماغی را به حیثیتی قرار داده که گاهی از ظاهر منصرف و در باطن جمع شود و به عالم اصلی خود متوجه شود به کلی فراموش نکند عالم خود را.(36)
خواب مغناطیسی:
این قوه مغناطیس با عالم غیب که منشا حقیقی آن است مربوط می باشد، ولی مغناطیس روحی با بدنی فرق دارد (تفاوت کرامات انبیاء و اولیا با عملیات مرتاضین و ساحرین).
در انبیاء و اولیا قوه مغناطیس روحی مانند نور لطیف ذره بین که به بالا منعکس می شود در بدن جسمانی اثر نموده و اراده عقلانی را تقویت کرده ولی در مرتاضین هندو که از غیر طریق وارد شده اند مانند نور غلیظ طرف سفلی دره بین است که سوزندگی دارد او مانند بمب اتمی که برای تخریب و هلاک جمع کثیری به کار میرود. مغناطیس در رشد گیاهان اثرچشمگیری دارد.(37)
خواب بر دو قسم است: طبیعی و مصنوعی.
خواب مصنوعی: آن است که توسط سببهای حیاتی و ارادی پیدا می شود، مانند آنکه شخصی بتوسط امربه زبان و یا حرکت چشم اشارت و حرکات مغناطیسی (که بعدا گفته خواهد شد)، دیگری را بخواباند.
خواب مغناطیسی، امروز یکی از وسایل معالجه بیماران است. ولی خطراتی هم دارد که به طور کلی موجب ضعف قوای معمول می گردد و گاه هم بصورت محبت و علاقه شدید معمول به عامل در می آید و در غیر مواقع ضرورت باید از آن خوداری نمود.(38)
وقایع غیبی و فرق میان خواب و واقعه:
بدانکه چون سالک در مجاهدت و ریاضت نفس و تفصیه دل شروع کند، او را بر ملک ملکوت عبور و سلوک پدید آید. و در هر مقام مناسب حال او وقایع کشف افتد، گاه بود که در صورت خوابی صالح باشد، و گاه بود که واقعه ای غیبی بود. و فرق میان خواب و واقعه به نزدیک این طایفه از دو وجه است: یکی از صورت، دوم از معنی. از راه صورت، واقعه آن باشد که میان خواب و بیداری ببیند، یا در بیداری ببیند. و از راه معنی، آن باشد که از حجاب خیال بیرون آمده باشد و غیبی صرف شده، چنانکه روح در مقام تجرد از صفات بشری مُدرِک آن شود، واقعه ای روحانی بود مطلق. و گاه بود که نظر روح موید شود به نور الوهیت واقعه ای ربانی بود.
و خواب بر دو نوع بود: یکی اضغاث احلام است، و آن خوابی بود که نفس به واسطه آلت خیال ادراک کند، از وساوس شیطانی و هواجس نفسانی و در نظر نفس آرد، که آنرا تعبیری نباشد. و دوم خواب نیک است، و آن را رویای صالح گویند.(39)
خواب نیک و یا رویای صالح که برسه نوع است:
یکی آنکه هر چه ببیند به تاویل و تعبیر حاجت نیافته، همچنان بعینه ظاهر شود. دوم آنکه بعضی به تاویل محتاج بوده، و بعضی همچنان باز خواند و سوم آنکه محتاج تاویل باشد بتمام.
این ضعف رویا بر دو نوع می نهد: رویای صالح و رویای صادق. صالح آن است که مومن یا ولی یانبی ببیند، و راست باز خواهند، یا تاویلی راست دارد و آن نمایش حق بود. و رویای صادق آن است که تاویلی راست دارد و بازخواند، و باشد که بعینه ظاهر شود و از نمایش روح بود، و این نوع کافر و مومن را بود.
و همچنین واقعه بر دو نوع می دهد: یکی آنکه متحمل است که آن نوع رهابین و فلاسفه و برا هم و دیگر بی دینیان را بود، از کثرت ریاضت نفس و تصفه دل و تربیت رفع .
و نیز وقایع میان خواب و بیداری مطلق پدید آید، و گاه بود که از کثرت ریاضت ،غلبات روحانیت روحانیت پدید آید و... و انوار روح برنظر ایشان مکشوف گردد.
دوم واقعه آن است که حق تعالی – در آینه آفاق و انفس، جمال آیات بینات در نظر موحدان آرد،و به الهام ربانی که در معرفت فجور و تقوی نفس به دل سالک می رسد.(40)
کابوس:
عبارت است از هراسان از خواب پریدن (بدون علت خارجی)، یا چیزی از درون فرد را بااحساس هراس بیدار کند. که کاملا از پدیده دهشت شبانه متمایز می باشد.
تقسیم بندی خواب به مراحل یک تا چهار، تقسیم بندی اختیاری است. موج نگاری مغزی زمان بیداری توسط امواج x و فعالیت با ولتاژ پاییین مشخص می شود. وقتی که شخص به خواب می رود، او به مرحله 1 وارد می شود که به عنوان سبکترین مرحله خواب در نظر گرفته می شود.
وشروع به نشان دادن کاهش در فعالیت x می کند. بعد از چند ثانیه یا چند دقیقه این مرحله به مرحله 2 منجر می شود. که خطوط دوکی شکل مکرری را به صورت 13 تا 15 سیکل در هر ثانیه و با ولتاژ بالای خاصی با عنوان k.complexes عقده های شناخته شده، نشان می دهد. بزودی در مرحله در مرحله 3، امواج دلتا که فعالیت با ولتاژ بالا به صورت 5/0 تا 5/2 سیکل در ثانیه است، ظاهر می شوند و سر انجام در مرحله 4، امواج دلتا قسمت عمده نوار مغزی را اشغال می کند.
در واقع خواب یک فرآیند چرخه ای است که 4 تا 5 دوره ظهور در مراحل 2، 3، 4 دارد که این دوره شبیه به مرحله یک هستند.
توجه: دهشتهای شبانه در اوایل خواب در طی مرحاه 3 یا 4 رخ می دهد. کابوس ها نزدیک به صبح و در طی خواب REM یا رویایی روی می دهد.
و کلا در مورد 3000 نفر فقط یک مورد کابوس ثبت شده است. اما در کودکان حدود 3/5 درصد دچار کابوس شبانه می شوند. و زنان هم بیش از مردان بزرگسال از کابوس شکایت دارند.(41)
خداوند در 2 جای دیگر هم صحبت از چرت و پینکی برای آرامش و از بین رفتن ترس در دل مومنین اشره نموده است. یکی در جنگ احد (سوره 3، آیه 154) و یکی سوره 8، آیه 11 که اشاره به جنگ بدر نموده اند.(42)
حکیم سبزواری در منظومه خود می فرماید: خواب حالتی است که بر حیوان عارض شود (حیوان ناطق را هم شامل می شود) و در آن حال نفس حیوان از حرکت ارادی باز می ایستد نه از حرکت طبیعی خویش و این انقطاع به خاطر استراحت روح است.(43)
رویا و خواب دیدن:
رویا به معنی دیدن خواب و رویت عبارت از دیدن در بیداری است.
اقسام خواب:
نخست خواب حکاکی: که فقط حوادث را برای انسان می نمایاند، مانند خوف و خشم و نفرت و یا سایر صفات که در کمون و اندرون انسان نهفته است.
دوم خواب ارضائی: که صرفا به خاطر اقناع و ارضاء رغبات و امیال سرکوفته زندگی است.
سوم، خواب غیبی: که در بعضی از موارد بعضی از خواب ها موضوعات متقبل الوقوع یعنی اموری که بعدا باید انجام بگیرد در خواب می بیند و این نوع از خواب ها معمولا از برای صلحا و صالحان اتفاق می افتد و بیشتر و بیشتر از برای انبیاء و پیامبران و اولیاء صورت وقوع پیدا کرده است.
و ممکن است که علل دیگری از برای خواب و رویا در بین بیاید که درست باشد و قابل اطمینان و فقط به این دلیل نباید اکتفا نمود.(44)
خواب هایی که در قرآن ذکر شده اند:
و از خواب هایی که در قرآن ذکر شده اند می توان خواب حضرت ابراهیم (ع) در مورد قربانی نمودن اسماعیل (ع) را نام برد. و دیگر خواب حضرت رسول در باره مسجد الحرام _ خواب یوسف صدیق (ع) در ابتدای جوانی خویش (آیه های 4 و 5 سوره مبارکه یوسف) و در آیه 43 سوره انفال، داستان جنگ بدر و حضرت پیامبراکرم (ص) _ و دیگر خواب خاتم الانبیاء (ص) در مورد ورود به مکه (و فتح آن).(45)
انتقاد بر نظرات فروید:
فروید اکثر رغبت و امیال و بلکه همه آنها را فقط ناشی از دو غریزه (حفظ نفس) و دیگری غریزه جنسیت می داند. و خواب و حتی بعضی از امراض جسمانی نتیجه سرکشی و طغیان همین رغبت ها و میل های سرکوفته است و به عقیده فروید، رویا برزخی است که مابین حیات پنهانی و حیات معقول قرار دارد و هیچ خوابی را عبث و بیهوده و باطل، نمی شود حساب کرد.(46)
انتقادی که بر وی وارد می آید این است که او از عهده تحلیل و علت خوابهای غیبی که قبلا بدان اشاره کردیم بر نمی آید و دیگر اینکه در انسان عاقل مهذب، جنبه حیوانی مغلوب جنبه انسانی است و در انسان غیر مهذب برعکس است. و غربیان بدین باورند که فروید اولین کسی است که به تاویل خواب پرداخته، در حالیکه چنین نمی باشد. در کتاب فروید آمده است: تعبیر خوابها صحیح ترین راهی است که به شناسایی ضمیر مخفی در حیات نفسانی منتهی می شود.(47)
و چون فروید بیشتر از نکته نظر مادی می اندیشد، نمی تواند توجهی به مراتب روحانی و ارتباط آن با عالم بالا بنماید.(48)
خوابهای مربوط بهر ملت توام و عجین با همان احساسات بوده و به همان نسبت تعبیر کنندگان نیز اگر با ضمایر باطنی قومی آشنایی کامل داشته باشند می توانند تعبیرات خواب را با استفاده از همان احساسات و عقاید توجیه و تفسیر کنند.(49)
شرح فصوص الحکم (خوارزمی):
بعد از حمد حضرت پروردگار و درود بر نبی مختار، بدرستی که دیدم حضرت رسول (ص) را در خوابی بشارت دهنده که نموده شدم و آن نمایش از حق بود بی آنکه من قصد و اردت کرده باشم.(50)
و محل رویت حبیب و اذن او به افشای اسرار عشق، محروسه دمشق بود که به نسبت با صاحب رویا بهترین اقالیم عالم است. پس در این رویا چنین دیدم که: در دست رسول (ع) کتابی بود، در مخاطبه من فرمود که: این کتاب فصوص الحکم است، بگیر و به سوی مردم بیرون آر، تا ارباب اقلیت و استعداد بدان انتفاع یابند (بیرون آر یا برون آر).
و در قول شیخ که فرمود: کتاب در دست رسول بود، اشارت است به آنکه اسرار و حکم مودعه در این کتاب از آن قبیل است که در دست تصرف رسول و در تحت تملک او بود و اختصاص تمام بدان حضرت داشت، لاجرم فرمان رسول (ع) بدان نهج وارد شد که این را که منبع اسراروحکم است در سر و غیب خویش، از من بگیر و در عالم خاق و شهادت و... جلوه ده تا به ارتفاع حجاب ارباب الباب را انتفاع حاصل شود.(51)
فص حکمت نوریه فی کلمهّ یوسفیهّ:
یوسف (ع) در علم تعبیر کامل بود، و مراد حق تعالی را از صور مرتبه مثالیه می دانست. عایشه می گوید: اول آنچه از وحی رسول را – صلی ا... – علیه و سلم – حاصل شد، رویای صادقه بود که به حکم حدیث یک جزو است از چهل و شش جزو نبوت.
پس رسول (ص) هیچ خوابی نمی دید مگر که در حس ظاهر می شد چون روشنایی صبح، بی آنکه خفایی بر وی طاری شود.
ماهی صفت ازچه گوش داریم، کریم بگشاده چو دام چشمها بی بصریم
بیداری ما وخواب ما جمله یکیست چون ما ز صورۀ ره به حقایق نبریم(52)
همچنانکه معبر دانا مراد را می داند از صوری که مرئی است در نوم، همچنان عارف حقایق امور مراد را می داند از صوری که ظاهر است در حس، از آنکه هر چه در حس ظاهر می شود صورت چیزی است که در عالم مثالی است و آنچه در عالم مثالی است صورت معاینی است که فایض است بر ارواح مجرده از حضرات الهی و آن معانی از مقتضیات اسماء است.(53)
فص حکمهّ حقیقهّ فی کلمهّ اسحاقیه:
در اینکه ابراهیم خلیل (ع) رویای خود را تعبیر نکرد:
اسرار خدا مگوی با عامی چند مشنو سخن سوز دل از خامی چند
از کشف مگوی پیش محبوب که نیست انعام خدا درخور انعامی چند(54)
ابراهیم خلیل (ع) فرزند خود را گفت: در خواب و خیال می دیدم که تو را ذبح می کردم و به تعبیر این منام قیام ننمود. در صورتیکه به تعبیر حاجت بود و می شاید که معینی را از معانی منتقشه الواج ارواح عالیه ادراک کند و او در صورتی پوشاند مثالیه که مناسب باشد آنچه را در حضرت خیال اوست از صور و ابراهیم (ع) تعبیر نکرد زیرا اینرا از قبیل وحی انگاشت. و ظاهر شدن او در صورت اسحاق، از برای مناسبت واقع بینیها که آن اسلام است لوجه ا... و انقیاد مراحکام او را. ابراهیم به واسطه تصدیق رویا مبادرت به قصد ذبح فرزند خویش کرد، پس پروردگار فدا داد به ذبح عظیم از جهت و هم ابراهیم. پس تجلی صور در حضرت خیل محتاج است به علمی دیگر که بدان اِدراک شود که مراد حق از صورت مرئیه چیست؟
و این علم حاصل نمی شود مگر به انکشاف اسماء الهیه.(55)
نکات لازمه قبل از رمزگشایی و تعبیر خواب فرد رویابین:
1. باورهای اعتقادی از نظر دینی و اجتماعی و دیدگاه های عرفی و شرعی مورد قبول فرد رویابین و جامعه ایی که در آن زندگی می کند.
مثال: صلیب برای یک فرد مسیحی در خواب نشانه ای از مرگ تلقی می شود ولی برای یک ایرانی نشانه ای از درفش کاویانی و عزت و بزرگی است.
2. بررسی تغذیه و داروهای مورد استفاده از نظر کمی و کیفی و از لحاظ تاثیرات بیوشیمیایی و فارماکولوژیکی.
3. بررسی حالات پسیکولوژیک و تاثیر مسائل روحی و روانی در روشن بینی واقعی فرد رویابین.
4. بررسی اتفاقات روزمره و شغل و مشغولیات فرد رویابین.
5. بررسی معضلات جسمانی و دردهای بدنی در رویابین.
6. بررسی زمان دیدن رویا و خواب در فرد رویابین از نظر مکانیزم عملکرد مغز در ساعات گوناگون متفاوت می باشد.(56)
نتیجه کلی:
1. خواب رفتن برای صحت و سلامت جسم وروان بسیار واجب است.
2. خواب دادن یک سوپاپ تخلیه روانی است.
3. خواب دیدن نشانه ایی از بشارت و یا هشدار ضمیر ناخودآگاه آدمی است.
4. یکی از شیوه های روشن بینی دیدن خوابهای صادقه و قابل تعبیر می باشد.
5. خواب دیدن یک فرآیند فیزیولژکی است که مواردی از قبیل باورها و مشغولیات و بیماریها و... می تواند در روند رویا تاثیر بگذارد.
6. با تجربیات تمرکزی، نیروی روشن بینی ذهن را باور نمود تا از طریق خوابهای صادقه آینده را پیشگویی کرد.
فهرست منابع:
1. اپلی ، ارنست / رویا و تعبیر رویا از دیدگاه روانشناسی یونگ / ترجمه دل آراقهرمان / چاپ اول / چاپخانه آتش 1378
2. آل کثیر / دایره المعارف تعبیر خواب / پروفباک / انتشارات غزل / چاپ اول 1381
3. خرمشاهی / بهاءالدین / جهان غیب و غیب جهان / انتشارات کیهان / تابستان 1365
4. خوارزمی، حسن / شرح فصوص الحکم / محی الدین / تصحیح نصیب مایل هروی / انتشارات مولی / چاپ دوم 1368
5. رازی، نجم الدین / گزیده مرصادالعباد / تصحیح و تلخیص دکتر ریاحی / انتشارات علمی / چاپ چهاردهم 1381
6. ستاری، جلالی / جهان اسطوره شناسی / مجموعه نویسندگان / چاپ سعدی / چاپ اول اسفند 1377
7. شیرازی، صدرالدین / مجموعه مقالات ملاصدرا (ج11) ملاصدرا و مسئله نفس و معاد / انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا / چاپ اول بهار 1383
8. فروم، اریک / زبان از یاد رفته / ترجمه دکتر ابراهیم امانت / انتشارات مروارید / چاپ چهارم 1366
9. کلمپ، هارولد / هنر رویا بینی معنوی / مترجم مهیار جلالیانی / انتشارات نور و صوت اسیاتیس / چاپ اول 1379
10. مرحوم حاج گنابادی، ملا محمد حسین / تنبه النائمین (خواب مغنا طیسی) / چاپ سوم / شهریور 1381
11. مالتر، ماکسول / راه درمان نگرانیهای فکر / ترجمه حسین علی ادیب پور / انتشارات ادیب پور / چاپ اول بهار 1370
12. محقق، محمد باقر / خواب و بیداری و خواب دیدن از نظر علمی و دینی / انتشارات بعثت / چاپ دوم 1368
13. معنوی، عزالدین / خواب و رویا از دیدگاه پزشکی / انتشارات دانشگاه تهران / دیماه 1367
14. هارتمن، ارنست / کابوس، روانشناسی و زیست شناسی رویاهای ترسناک / ترجمه یاور دهقان انتشارات امیرکبیر / تهران 1380
_ کلیه کتب تعبیر خواب و رویا از نظر پیامبران و ائمه (ص) همچنین کل کتب روانشناسان در حدود 30 یا 40 مجله بررسی گردید و بسیاری حذف و منابع بالا منتخب شدند.
پینوشتها:
1. پروفباک / دایره المعارف تعبیر خواب / مترجم آل کثیر / انتشارات غزل / چاپ اول 1381 / ص19
2. دکتر محقق ، محمدباقر / خواب و بیداری و خواب دیدن از نظر علمی و دینی / انتشارات بعثت / چاپ دوم / پاییز 1368 / ص1
3. همان منبع / ص4
4. مجموعه مقالات همایش جهانی حکیم ملاصدرا / ملاصدرا و مسئله نفسو معاد / انتشارات بنیاد حکمت اسلامی صدرا / چاپ اول بهار 1383 / ص428 و ص429
5. دکتر مالترماکسول / راه درمان نگرانی های فکری / ترجمه حسینعلی ادیب پور / انتشارات ادیب پور / چاپ اول بهار 1370 / ص37
6. فروم ، اریک / زبان از یاد رفته / ترجمه دکتر ابراهیم امانت / انتشارات مروارید / چاپ چهارم 1366 / ص1
7. همان منبع / ص5
8. همان منبع / ص6
9. همان منبع ص7
10. همان منبع / ص15
11. فروم ، اریک / زبان از یاد رفته / ترجمه دکتر ابراهیم امانت / انتشارات مروارید / چاپ چهارم 1366 / ص37
12. همان منبع / ص193
13. همان منبع / ص194
14. فروم ، اریک / زبان از یاد رفته / ترجمه دکتر ابراهیم امانت / انتشارات مروارید / چاپ چهارم 1366 / ص255
15. همان منبع / ص256
16. خرمشاهی ، بهادالدین / جهان غیب و غیب جهان / انتشارات کیوان / تابستان 1365 / ص46
17. همان منبع / ص47
18. همان منبع / ص49
19. خرمشاهی ، بهادالدین / جهان غیب و غیب جهان / انتشارات کیوان / تابستان 1365 / ص52
20. خرمشاهی ، بهادالدین / جهان غیب و غیب جهان / انتشارات کیوان / تابستان 1365 / ص56
21. همان منبع / ص66
22. همان منبع / ص76
23. اپلی ، ارنست / رویا و تعبیر رویا از دیدگاه روانشناسی یونگ / ترجمه دل آرا قهرمان / چاپ اول 1378 / چاپخانه آتش / ص29
24. اپلی ، ارنست / رویا و تعبیر رویا از دیدگاه روانشناسی یونگ / ترجمه دل آرا قهرمان / چاپ اول 1378 / چاپخانه آتش / ص34
25. همان منبع / ص37
26. همان منبع / ص42
27. همان منبع / ص49
28. همان منبع / ص51
29. اپلی ، ارنست / رویا و تعبیر رویا از دیدگاه روانشناسی یونگ / ترجمه دل آرا قهرمان / چاپ اول 1378 / چاپخانه آتش / ص67
30. همان منبع / ص90
31. مرحوم حاج گنابادی ، سلطان محمد ؛ تابنده گنابادی ، سلطان حسین / تنبه النائمین ؛ خواب مغنا طیسی / چاپ سوم / شهریور 1381 / ص2
32. همان منبع / ص3
33. همان منبع / ص4
34. همان منبع / ص6
35. مرحوم حاج گنابادی ، سلطان محمد ؛ تابنده گنابادی ، سلطان حسین / تنبه النائمین ؛ خواب مغنا طیسی / چاپ سوم / شهریور 1381 / ص54
36. همان منبع / ص57
37. رازی ، نجم الدین / گزیده مرصادالعباد / به انتخاب و با مقدمه دکتر محمدامین ریاحی / انتشارات علمی / چاپ چهاردهم 1381 / ص163
38. رازی ، نجم الدین / گزیده مرصادالعباد / به انتخاب و با مقدمه دکتر محمدامین ریاحی / انتشارات علمی / چاپ چهاردهم 1381 /ص 166
39. دکتر هارتمن ، ارنست / کابوس ، روان شناسی و زیست شناسی رویاهای ترسناک / ترجمه یاور دهقان هشتچین / انتشارات امیرکبیر ، تهران 1380 / ص23
40. دکتر محقق ، محمد باقر / خواب و بیداری و خواب دیدن از نظر علمی و دینی / انتشارات بعثت / چاپ دوم / پاییز 1368 / ص11 ، ص12
41. همان منبع / ص15
42. دکتر محقق ، محمد باقر / خواب و بیداری و خواب دیدن از نظر علمی و دینی / چاپ دوم /ص19
43. همان منبع / ص25
44. همان منبع / ص30
45. همان منبع / ص33
46. همان منبع / ص36
47. دکتر محقق ، محمد باقر / خواب و بیداری و خواب دیدن از نظر علمی و دینی / انتشارات بعثت / چاپ دوم / پاییز 1368 /ص41
48. خوارزمی ، حسن / شرح فصوص الحکم / محی الدین عربی / تصحیح نصیب مایل هروی / انتشاراتی مولی /چاپ دوم 1368 / ص44
49. همان منبع / ص45 ، ص46
50. خوارزمی ، حسن / شرح فصوص الحکم / محی الدین عربی / تصحیح نصیب مایل هروی / انتشاراتی مولی /چاپ دوم 1368 / ص332
51. همان منبع / ص333
52. همان منبع / ص268
53. همان منبع / ص 261
54. آل کثیر / دایره المعارف تعبیر خواب / پروفباک / انتشارات غزل / چاپ اول 1381 / ص25
منبع: باشگاه اندیشه 22/9/85
خبرگزاري فارس: تعدادي از خبرنگاران يك رسانه خبري كه به زيارت عتبات عاليات مشرف شده بودند، ديداري يك ساعته را با كليددار مرقد مبارك حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) داشتند كه وي خاطراتي را از معجزات آن حضرت تعريف كرد.
به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، حسين جهاني نويسنده وبلاگ " خبرنگار تهراني " در جديدترين به روز رساني وبلاگشخصي خود مطلبي را با عنوان "روايت معجزات حضرت ابوالفضل(ع) از زبان كليددار حرم آن بزرگوار" منتشر كرده است. بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است: بالاخره بعد از مدتها دعا به درگاه خداوند، برات رفتن به كربلاي ما هم امضاء شد. اما زيارتي كه با شروع تفتيش آمريكاييها، اسكن چشمي، انگشتنگاري، اسكن پاسپورت همراه بود. اما هر چه بود حتي از اين هم سختتر، باز ارزش زيارت عتبات عاليات را داشت. پس از گذشت چندين سال از خروج صدام هنوز خيابانهاي عراق رنگ و بوي امنيتي دارد و در سر هر چهارراه يك تيم مسلح حضور دارد، سربازاني عراقي با تجهيزاتي آمريكايي. از شكل لباسهايشان بگير تا پوتينها و تجهيزات انفراديشان و حتي طرز كلت بستنشان به بالاي ران پايشان نيز شبيه سربازان يانكي است. جمعه و شنبه را در راه بوديم و شنبه عصر به نجف رسيديم و به دلايل امنيتي حاكم در شهر عراق، زيارت شهر سامرا نصيبمان نشد و زيارت شهر كاظمين هم دو ساعت بيشتر به طول نينجاميد تا اينكه روز سه شنبه وارد شهر كربلاي معلي شديم. شبهاي جمعه كربلا حال و هواي خاصي دارد و قبل از اذان مغرب با هماهنگي حاج احمد مدير كاروان به ديدار كليددار و خادم اقدم مرقد مبارك حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) "حاج عباس حاج محمدعلي كشوان آل شيخ" رفتيم. حدود ساعت 16 بود كه به جلوي درب منزل حاج عباس رسيديم.پسر بچهاي حدوداً 5 ساله و با چهرهاي نوراني درب را به روي ما باز كرد. من در نگاه اول حدس زدم كه شايد اين پسر بچه از نوادگان حاج عباس باشد اما بعد از صحبت با حاج عباس متوجه شدم كه وي در 14 سالگي ازدواج كرده و عروسي نبيره خود را هم ديده است كه با اين صحبت وي من ماندم كه اين پسر بچه 5 ساله كدام از يك خاندان حاج عباس است. حاج عباس با آن چهره بشاش و نوراني كه نشاني از يك پيرمرد 75 ساله نداشت، به پاي ما برخواست. لحظه روبوسي با وي خواستار آن شدم كه به دليل سرماخوردگي با او روبوسي نكنم اما گفت: اين چه حرفي است جوان كه ميزني و من هم به رسم ادب شانه وي را بوسيدم و وي هم پيشاني مرا بوسيد. حاج عباس لب به سخن گشود و قصد داشت تا خاطراتي از دوران خدمتگزاريش در حرم حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) را براي ما تعريف كند و با شعر "اي ماه بني هاشم، شمع شهدا عباس، اي نور دل حيدر" سخنان خود را آغاز نمود. حاج عباس معتقد است كه اگر تا فردا صبح هم براي ما از معجزات حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) صحبت كند، وقت كم ميآورد و معتقد است كه در اين 35 سال خدمتگزاري نشده است كه يك روز معجزه حضرت را نديده باشد. البته حاج عباس به ما گفت كه خاندانش 485 سال است كه توفيق خدمتگزاري در حرم حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) را دارند. حاج عباس در مورد اولين خاطره خود چنين گفت: "ياد ميآيد دختر اهل تسنني كه در حرم حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) شفا پيدا كرده بود بعد از دو سال به كربلا آمد و با اينكه اهل تسنن صيغه عقد شيعيان را قبول ندارند از من خواست كه صيغه عقد وي و همسرش را من بخوانم و من در كنار حرم حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) صيغه عقد آنها را جاري كردم." حاج عباس در بيان معجزهاي از درياي بيكران معجزات حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام)، گفت: " در يك شب جمعه و در حدود ساعت 12 نيمه شب بود كه يك مرد عرب با پسر بچهاي 7 ساله از سر تا پا لمس در بغل وارد حرم شد و به فاصله 3 متري از ضريح مبارك ايستاد. مرد عرب آرام شروع به صحبت كرد به طوري كه ما كه چند متر آن طرفتر بوديم، صداي وي را نميشنيديم اما به ناگاه فرياد مرد بلند شد و نعره كنان، گفت: اي ابوالفضل(عليه السلام) من از تو اولاد سالم خواستم، اين اولاد مريض است و باعث اذيت و آزار من شده است و يك دفعه كودك را به سمت ضريح مطهر پرت كرد، به طوري كه مردمي كه در ايوان حرم ايستاده بودند از صداي برخورد سر پسربچه با ضريح به داخل حرم هجوم آوردند و آن مرد عرب آن كودك را در حرم رها كرد وفرياد زد من اين فرزند را نميخواهم و از حرم خارج شد. خيلي گريه كردم و از حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) خواستم كه دل اين پدر را روشن كند كه به ناگاه ديدم انگشتان پاي بچه حركت ميكنند. دوستانم راخبر كردم كه نكند شايد من اشتباه ديدهام، كه آنها هم حركت انگشتان پسربچه 7 ساله را تائيد كردند. سر پسربچه را بر روي پاي خود گذاشتم و در اين لحظه پسربچه چشمهاي خود را باز كرد و سراغ پدر و مادر خود را گرفت. از پسربچه خواستم كه اين بار دستان خود را تكان دهد كه پسربچه اين كار را انجام داد. عبايم را بر دوشش انداختم و پسربچه را سرپا نگه داشتم و به دور ضريح مطهر طواف دادم. بعد از آن بچه را بر روي دامان خود نشاندم و از طريق بلندگو و طوري كه مردم صداي ما را ميشنيدند، از پسربچه 7 ساله پرسيدم: حسين(پسربچه شفا يافته)، زماني كه پدرت تو را پرت كرد، چه شد؟ حسين گفت: پدرم مرا پرت نكرد، از ضريح مطهر دو دست قرمز بيرون آمد، دو دست خوني كه به هر نقطه از بدن من دست ميكشيد، آن نقطه از بدنم خوب ميشد." حاج عباس در مورد عزاداري اربعين حسيني هم سخنان تامل برانگيزي بر زبان آورد. " در اربعين حسيني امسال(ماه قمري) تعداد 5/12 ميليون نفر براي عزاداري اربعين حسيني خود را به كربلا رساندند. اين همه آدم كجا خوابيدند؟ كجا نشستند؟ به همه اين تعداد از كجا غذا رسيد؟ كه اين خود از معجزات اين بزرگواران است. كليددار و خادم اقدم مرقد مبارك حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) در ادامه اين جلسه سراسر معنوي به تعريف معجزه ديگري پرداخت. "در بغداد كاروانسرايي به نام كاروانسراي مرغي وجود دارد كه همه تجار عراق در اين کاروانسرا اتاق دارند. در يكي از اتاقهاي اين کاروانسرا فردي شيعه به نام محمدحسين و فردي يهودي به نام اسحاق همسايه بودند. يك روز محمدحسين به اسحاق ميگويد كه من براي عزاداري رهسپار كربلا هستم و اسحاق هم از او ميخواهد كه وي را تنها نگذارد. محمدحسين در جواب وي ميگويد زيارت را ول كنم و اينجا بمانم كه اين بار اسحاق از وي درخواست ميكند تا با محمدحسين رهسپار كربلا شود. محمدحسين به دليل يهودي بودن اسحاق از بردن او سر باز مينهد كه با اصرار اسحاق مواجه ميشود. اسحاق به وي ميگويد: تو مرا با خود ببر، من لباسهايم را عوض ميكنم و گوشهاي به تماشاي عزاداري مينشينم.تا اينكه محمدحسين راضي ميشود اسحاق را همراه خود به كربلا ببرد. بعد از پايان مراسم عزاداري و برگشت دوباره به بغداد، محمدحسين در خواب ميبيند كه در صحن مطهر امام حسين(عليه السلام) نشسته و يك ميز بزرگ، يك ميز كوچك و يك صندلي آوردند و در جلوي باب القبله گذاشتند. محمدحسين در خواب ديد كه بزرگواري آمدند كه فهميد امام حسين(عليه السلام) است، در پشت سر وي يك ماه نوراني وارد شد كه فهميد حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) است و در پشت سر اين بزرگواران جوان نازنين ديگري وارد شد كه فهميد حضرت علي اكبر(عليه السلام) است. امام حسين(عليه السلام) فرمودند: دفتر زوار را بياوريد و نام زوارهايي كه آمدهاند و عزاداري كردهاند را در اين دفتر بنويسيد و به اطاعت فرمايش اين بزرگوار اسامي عزاداران را نوشتند و نام محمدحسين هم در جرگه عزاداران حسيني اين دفتر ثبت شد. امام حسين(عليه السلام) رو به حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) كردند و فرمودند: نكند نام كسي را ننوشته باشيد و كسي در كنجي نشسته باشد و شما فراموش كرده باشيد.پس رفتند و دوباره آمدند و فرمودند كسي نمانده جزء يك يهودي. امام حسين(عليه السلام) پرسيد: مگر اين يهودي در اين روز براي خريد و فروش آمده بود كه پاسخ دادند خير. امام حسين(عليه السلام) دوباره پرسيد: اين مرد يهودي پس براي چه آمده بود كه در جواب ايشان فرمودند: براي عزاداري شما آمده بود. امام حسين(عليه السلام) فرمودند: مگر اين كار كمي است، نام اين مرد يهودي را هم بنويسيد. محمدحسين در اين لحظه از خواب پريد و تا صبح گريه و زاري كرد. صبح هنگام كه از اتاق بيرون آمد، ديد اسحاق به همراه خانواده خود و عدهاي ديگر در كاروانسرا است. محمدحسين رو به اسحاق كرد و گفت: اينها چه كساني هستند كه همراه خود آوردهاي، بيا كارت دارم، خوش به حالت من ديشب خوابي درباره تو ديدهام. در اين لحظه اسحاق گفت: هيچ نگو كه خوابي كه تو ديدهاي، من هم ديدهام.مرا پيش آيت الله شهرستاني ببر كه ميخواهم به همراه خانوادهام مسلمان شوم. اسحاق در اين ديدار از آيت الله شهرستاني درخواست ميكند كه نامهاي به نماينده خود در شهر كربلا بدهد تا آنها در شهر كربلا ساكن شوند. اسحاق تمام داراييهاي خود در بغداد ر رها كرد و در يك خانه كوچك در شهر كربلا ساكن شد اما اين 35 نفري كه دارايي خود را در شهر بغداد رها كردند و به كربلا مهاجرت كردند اكنون خانوادهايي 400 نفره شدهاند و اين خانواده به لطف خداوند به تنهايي صاحب يكي از خيابانهاي كربلا هستند كه در اين خيابان مالك مغازه، خشكشويي، هتل آپارتمان و ... هستند." حاج عباس در پايان اين خاطره، گفت: پس شما هم يقين داشته باشيد كه انشالله نامتان در دفتر عزاداري اباعبدالله الحسين(عليه السلام) ثبت شده است. اين خادم بارگاه مطهر حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) كربلا را خزينه آب ميداند كه هر كس داخل آن شود پاك ميشود. حاج عباس در پايان اين جلسه به معجزه رخ داده در سرداب پايين مرقد مطهر حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) اشاره كرد. "قطره اي از اين آب را در چشم كوري ريختند، بينا شد، در گوش كري ريختند، شنوا شد." وي خاطره پديد آمدن اين سرداب را هم چنين تشريح كرد: "زمين سرداب را كه جارو ميكرديم پر از گرد و غبار بود و فقط يك چشمه كوچك جلوي درب امالبنين و يكي ديگر آن طرفتر بود. يك بيحيايي آمد و گفت: بايد اين دو چشمه كور شود و ما اعتراض كرديم كه اين آب بركت دارد اما گوش نكردند. ولي به بركت وجود حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) كل سرداب تا كمر و به فاصله يك متري از قبر آن حضرت را آب فرا گرفت، به طوري كه از اين آب بوي معطر بلند ميشود." بعد از اين مراسم "سيدميري و مقدسيان مداحان كاروان" لحظاتي را به نوحهخواني پرداختند و بعد از آن هم حاج عباس دقايقي را دعا كرد. كمكم آفتاب در حال غروب كردن بود و از بلندگوهاي صحن حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) صداي قرآن قبل از اذان در حال پخش شدن بود كه ما مجبور شديم با حاج عباس خداحافظي كنيم. بعد از چند سئوال خصوصي، با حاج عباس خداحافظي كردم و آماده عزيمت به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام) شديم تا بعد از نماز مغرب و عشاء در كنار حرم مطهر سالار شهيدان اباعبدالله الحسين(عليه السلام) به راز و نياز بپردازيم. راز و نياز در حرم مطهري كه طبق روايات در شبهاي جمعه محل حضور حضرت زهرا(سلام الله عليها) و 124 هزار پيامبر فرستاده خداست كه هر شب جمعه به ديدار امام حسين(عليه السلام) ميآيند. انتهاي پيام/

سلام، در اذهان اکثر ما این سوال وجود دارد که نشانه خواب هایی که می توان آن ها را صادقانه دانست چیست؟آیا خواب قابل اعتماد است؟ و به طور کلی، چه خواب هایی را می توان قبول کرد؟ متن زیر سعی دارد به این گونه سوال ها پاسخ دهد. آیا شما با نگارنده هم نظرید؟
خوابیدن و خواب دیدن، یكی از اسرار عجیب خلقت است. و در قرآن كریم و احادیث رسول اكرم و ائمه معصومین ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ هم در مورد رؤیا مطالب زیادی هست كه حقانیت رؤیا را ثابت میكنند.1
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میگوید: سه عالم وجود دارد؛ عالم طبیعت، عالم مثال، عالم عقل. روح انسان به خاطر تجرّدی كه دارد، در خواب با آن دو عالم (عالم مثال و عقل) ارتباط پیدا میكند و به میزان استعداد و امكان، حقایقی را درك میكند. اگر روح كامل باشد، در فضای صاف، حقایق را درك میكند و اگر در كمال به آخرین درجه نرسیده باشد، حقایق را در قالبهای دیگر میبیند. همانطور كه در بیداری، شجاعت را در شیر و حیله را در روباه و بلندی را در كوه میبینیم، در خواب، علم را در قالب نور، ازدواج را در قالب لباس و جهل و نادانی را به صورت تاریكی مشاهده میكنیم. ما نتیجه مقدمه را با ذكر مثالهایی بیان میكنیم، كسانی كه خواب میبینند چند دستهاند:
دسته اوّل: كسانی كه روح كامل و مجردی دارند، و بعد از خواب رفتن، حواس با عالم عقل مرتبط شده و حقایقی راصاف و روشن از دنیای دیگر دریافت میكنند. (نظیر تلویزیونهای سالم با آنتنهای مخصوص جهتدار كه برفراز قلهها و بلندی ها امواج ماهوارهای را از نقاط دور دست میگیرد (این گونه خواب ها كه دریافت مستقیم و صاف است نیازی به تعبیر ندارد).
دسته دوّم: خواب كسانی است كه دارای روح متوسط هستند، كه در عالم رؤیا حقایق را ناصاف و همراه با تشبیه و تخیل دریافت میكنند (كه باید مفسری در كنار دستگاه گیرنده، ماجرای فیلم را به دور از برفكها توضیح دهد و به عبارتی عالمی آن خواب را تعبیر كند).
دسته سوّم: خواب كسانی است كه روح آنها به قدری متلاطم و ناموزون است كه خواب آنها مفهومی ندارد. (چنان كه آشنایان با فیلم هم، از صحنههای مختلف و پر برفك تلویزیونی، چیزی سردر نمیآورند) این نوع رؤیاها قابل تعبیر نیستند، كه در قرآن به اضغاث احلام (خوابهای آشفته) تعبیر شده است.2
سه عالم وجود دارد؛ عالم طبیعت، عالم مثال، عالم عقل. روح انسان به خاطر تجرّدی كه دارد، در خواب با آن دو عالم (عالم مثال و عقل) ارتباط پیدا میكند و به میزان استعداد و امكان، حقایقی را درك میكند. اگر روح كامل باشد، در فضای صاف، حقایق را درك میكند.
علامت های رؤیای صادقانه
كسی كه میخواهد با دلیل و علامت صحیح از درستی خواب خود آگاه شود اموری را باید رعایت كند از جمله این كه:1. وضو داشته باشد؛ 2. بر پهلوی راست بخوابد؛ 3. در هنگام خواب خداوند متعال را یاد كند؛ 4. شكمش نه زیاد پر شده باشد و نه گرسنه باشد.3

همچنین اموری كه احتمال صادق بودن رؤیا را تقویت میكند از این قرارند:
1. خواب. در ثلث آخر شب دیده شود، كه آن وقت نزول ملائكه است.4
2. خواب در حالت ناپاکی و بیوضویی دیده نشده باشد.5
در حدیثی از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین نقل شده است: خواب بر سه قسم است: یا بشارتی از سوی خداوند است، یا غم و اندوهی از طرف شیطان است و یا مشكلات روزمره انسان است كه در خواب آن را میبیند.6 خواب صادق از دو قسم آخری نمیباشد.حدود حجت رؤیا
رؤیا در مورد ما انسانها كه معصوم نیستیم در صورتی حجت است كه بدانیم از نوع رؤیاهای صادق است و افرادی كه كارشناس این فن هستند، حجیت رؤیا را تأیید كنند. امّا به هر حال باید دانست كه رؤیا امری قائم به شخص (بیننده خواب) میباشد و نمیتوان آن را در مورد دیگران تعمیم داد.خلاصه بحث
رؤیا از مسائل پیچیده خلقت است، كه خداوند متعال به وسیله آن عنایتهایی را شامل حال انسان میسازد. و از جمله علامات رؤیای صادق عبارت است از این كه خواب در ثلث آخر شب دیده شود، و اضغاث احلام نباشد، و با شكم پر و بدون طهارت دیده نشده باشد، و برای اولیاء الهی میتواند تا حدود زیادی حجت باشد.7منبع:تبیان