فقط چند جمله
فقــط یــک کلمـــــــه اسـت
* میگـــــــــــذرد *
امـــــا دق میدهــد تا بگـــــــذرد
میتوانی درک کنی؟
با وجود مبهم بودنش شیرین است
نمیدانی تا کی ادامه دارد
نه عهدی...نه پیمانی... فقط شیرین است.
رابطه ای که در آن نه همخوابی وجود دارد
نه چیزی بنام بوسه های عاشقانه
اصلا چه کسی گفته رابطه از نوع عاشقانه اش فقط زیباست؟!
آدم هایی را گاهی میبینم که از دو عاشق هم به هم وابسته ترند،
از دو عاشق هم عاشقترند!
میتوانی درک کنی؟
دوستی که دوستی اش دنیا دنیا ارزش دارد
دوستی که آغوشش بوسعت آسمانها آرامش دارد
وای اگر به هر دلیلِ بی دلیلی بخواهد تمام شود!
فقط چند جمله
چه خوش بود این ورق را پاره زین تقویم میکردند
در بند کسی باش که در بند حسین است..
از بركت خواندن اين دعا ناخوشى و پريشانى در اندك زمانى از او برطرف گشت
پس باشتاب خدمت آن حضرت شرفياب شد و سختى حال خود را به آن جناب عرضه داشت و از آن بزرگوار دعايى براى گشايش كار و رفع اندوه خويش خواست، امام عصر او را به سيّدى از اولاد خود ارجاع نمود و به او و خيمه اش اشاره فرمود.
آخوند از خدمت حضرت مرخص شده و به خيمه اى كه حضرت به آن اشاره فرموده بود رفت، ديد كه سيّد سند و حبر معتمد [دانشمند مورد اطمينان] عالم امجد مؤيد، جناب آقا سيد محمّد سلطان آبادى است كه در آن خيمه روى سجّاده نشسته مشغول دعا و قرائت است.
آخوند به محضر سيّد سلام كرد و حكايت حال خود را براى او بازگفت.
سيّد او را براى گشايش كار و فراخى روزى دعايى تعليم كرد.
پس از بيدار شدن از خواب درحالیكه آن دعا در خاطر او بود قصد خانه سيّد كرد با آنكه آخوند پيش از اين خواب با سيّد به دليلى كه بيان نمیكرد رابطه خوبى نداشت و او را ترك گفته بود، چون به خدمت سيد رسيد او را به همان صورت كه در خواب ديده بود مشاهده كرد كه در مصلاّيش نشسته مشغول ذكر و استغفار است، به سيّد سلام كرد، سيّد جواب سلامش را داد و لبخندى زد، چنان كه گويا از داستان آگاه باشد! پس آخوند از سيّد براى گشايش امر خد دعايى خواست.
سيّد همان دعايى را كه در خواب به او آموخته بود تعليم كرد، آخوند مشغول به آن دعا شد و در اندك مدتى دنيا از هرسو به او روى آورد و از سختى و تنگدستى بيرون آمد.
مرحوم حاج ملاّ فتحعلى رحمه اللّه از سيّد به مدح شايسته اى تعريف می كرد و چندى به زيارتش نايل شده و زمانى چندهم شاگردى او را نموده بود.
سيّد در خواب و بيدارى به آخوند سه چيز را تعليم نموده بود اوّل: آنكه پس از فجر دست بر سينه گذارد و هفتاد مرتبه يا فتّاح [اى گشاينده مشكلات] گويد.
دوّم: آنكه به خواندن اين دعا كه در كتاب كافى است مداومت نمايد.
دعايى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله به فردى از صحابه خويش كه به ناخوشى و پريشانى مبتلا بود تعليم داد و از بركت خواندن اين دعا ناخوشى و پريشانى در اندك زمانى از او برطرف گشت:لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً.
هيچ نيرو و توانى نيست مگر آنكه به خدا متكى است، توكل دارم بر زنده جاودانى كه هرگز نمی ميرد و سپاس خداى را كه فرزندى نگرفته، و او را در فرمانروايى انبازى نيست و نيست براى او سرپرستى از خوار و ناتوانى، و او را آنچنان كه شايد بزرگ شمار.
سوّم: آنكه به دنبال نمازهاى صبح دعايى را كه از شيخ بزرگوار ابن فهد روايت شده، بخواند.
اين اوراد و اذكار را بايد غنيمت شمرد و به خواندن آنها اهتمام داشت و از فوائدش غفلت نكرد.
و بدان كه سجده شكر بعد از نمازها مستحب مؤكد است و دعاها و اذكار بسيارى در آن حال وارد شده است، از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده كه اگر خواهى در سجده شكر صد مرتبه «شُكراً شُكراً» بگو و اگر خواهى صدر مرتبه «عَفْوَاً عَفْوَاً» و نيز از آنحضرت نقل شده: كمترين ذكرى كه در اين سجده گويند آن است كه سه مرتبه بگويند: «شُكْرَالِلّه»
اگر شخص گرفتار، ترسیده، نگران و غم دیده، آن را بخواند
استجابت دعا، مانند هر پدیده دیگری، قوانین آداب و شروطی دارد که با وجود آن آداب و شرایط است که دعا به اجابت می رسد و اگر آن شرایط موجود نباشد، یا مانعی در استجابت آن باشد که ما به آن علم نداریم، اگر چه سریع الاجابة ترین دعا هم باشد، باز ممکن است مورد اجابت واقع نشود. [1] به هر حال چون ذکر متن دعاها در این جا مقدور نیست، فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود:
1. دعای توسل:
محمد ابن بابویه دعای توسل را از ائمه (ع) نقل کرده و گفته است که این دعا را در هیچ امری نخواندم، مگر آن که اثر اجابت آن را به زودی یافتم دعای توسل از دعاهای مشهور است که در شب های چهارشنبه خوانده می شود. در این دعا با توسل به چهارده معصوم (ع) و واسطه قرار دادن آنها به درگاه الاهی پس از اتمام دعا، حاجت خود را از خدا در خواست می کنیم. جملات صدر و ذیل آن چنین است: « اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة...» خدایا من از تو می خواهم و روی می آورم به سوی تو، به پیامبرت، پیامبر رحمت... «یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله» ای آبرومند نزد خدا، شفاعت کن برای ما نزد خدا [2] .
2. دعای فرج:
کفعمی درکتاب بلدالامین دعایی از حضرت علی (ع) نقل کرده که اگر شخص گرفتار، ترسیده، نگران و غم دیده، آن را بخواند، حق تعالی گشایش در کار او ایجاد نماید، که ابتدا و انتهای این دعا چنین است:
«یا عماد من لا عماد له...» : ای پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد... «وافعل بی ما انت اهله»: با من چنان کن که تو اهل آنی [3] . و آنگاه پس از دعاء حاجت خود را بطلبد.
3. دعای اسم اعظم:
سید علیخان شیرازی درکتاب کلم طیب نقل فرموده: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او « الله» و اختتام او «هو» است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار بدهد، هرآینه هر امر مهم جزئی و کلی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره ی مبارکه ی بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آنها صورت نمی گیرد:
1. «الله لا إله إلا هو الحی القیوم ... » تا آخر آیة الکرسی،
2. «الله لا اله الا هو ...نزل علیک الکتاب ...»
3. «الله لا إله ان هو لیجمعنکم ...»
4. «الله لا إله ان هو له الاسماء ...»
5. «الله لا إله الا هو و علی إلله...» [4]
4. دعای مقاتل بن سلیمان از امام سجاد (ع):
امام سجاد (ع) به مقاتل بن سلیمان، دعایی را تعلیم داده، که مقاتل گوید هر کس این دعا را صد بار بخواند ، دعایش مستجاب خواهد شد. ابتدا و انتهای این دعا چنین است: «الهی کیف ادعوک و انا...:» خدایا چطور بخوانم تو را و حال من منم... «تفرج عنی فرجا عاجلا غیر اجل نفسک و رحمتک یا ارحم الراحمین» گشایش فوری بدون مدت دار، به من عطا کن به فضل و رحمت خودت، ای مهربان ترین مهربانان. [5]
5. دعای سریع الاجابة:
کفعمی در بلدالامین دعایی از امام موسی کاظم (ع) نقل کرده و فرموده: عظیم الشأن و سریع الاجابة است که جملات صدر و ذیل آن چنین است:
«اللهم انی اطعتک فی احب الاشیاء الیک و هو التوحید»: خدایا من تو را اطاعت کردم در آنچه بیشتر دوست داری و آن یگانه دانستن تواست.
«و ارزقنی من حیث احتسب و من حیث لا احتسبه، انک ترزق من تشاء بغیر حساب»، روزی ام ده، از آن جا که گمان می برم و از آن جا که گمان نمی برم؛ زیرا تو روزی دهی هر که را بخواهی بی حساب؛ پس از اتمام دعا حاجت خود را بطلب. [6]
6. دعایی از امام صادق (ع) که هر کسی ده بار یا الله بگوید، به او گفته می شود، لبیک، حاجت تو چیست؟.[7]
7. دعایی از امام جعفر صادق (ع) که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه ای که تا نفس او قطع شود، گفته می شود لبیک حاجت تو چیست؟. [8]
همه ی این دعاها را مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان، فصل پنجم آورده است.
البته لازم به تذکر است که برای حاجت های خاص، دعاهای خاصی وارد شده است که برای کسب اطلاع از آنها می توانید به کتاب مفاتیح الجنان مراجعه کنید.
فقط چند جمله
مراقب باش کسی را زمین نزنی...
با کلامی تلخ یا قضاوتی نابجا...
عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمیدارد
چه شادی ها خورد بر هم
چه بازی ها شود رسوا
یکی خندد ز آبادی
یکی گرید ز بر بادی
یکی از جان کند شادی
یکی از دل کند غوغا
چه کاذب ها شود صادق
چه صادق ها شود کاذب
چه عابدها شود فاسق
چه فاسق ها شود عابد
چه زشتی ها شود رنگین
چه تلخی ها شود شیرین
چه بالاها رود پایین
عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمیدارد
عجب صبری خدا دارد
السلام علیکم یا علی بن موسی الرضا
و هو حسبنا جمیعا و نعم الوكیل و الحمدالله رب العالمین
فروختن آب به كسی كه در بیابان مانده كار آسانی است
که
هر كسی میتواند آنرا انجام دهد
اما
موفقیت در انتظار كسی است
كه
بتواند به صحرانشینان ماسه بفروشد
چهره اصلی مان را فراموش میکنیم
ما آدمها نقدر پشت نقابمان میمانیم..
که
چهره اصلی مان را فراموش میکنیم
آنقد
با شخصیت کاذبی که برای خودمان ساختیم
خو میگیریم که فراموش میکنیم
ما آن شخص نیستیم.
همین موجب میشود که برای همیشه
زندانی نقاب خود ساخت باشیم.
شبیه کودکی در حسرت یک "بستنی چوبی"
منی که در خودم عمریست اشک و بغض میریزم
شبیه کودکی در حسرت یک "بستنی چوبی"
-که میبیند به دست این و آن- با خود گلآویزم
اگر
عااشق نمی بودم دلم می خواست برگردم
گلوبندی شوم از گردنت خود را بیآویزم!
نمی ارزد به حسرت خوردن و افسوس فرداها
اگر
یک لحظه امروز از تماشایت بپرهیزم
برای مردم دنیا از آن چشم تو خواهم گفت
اگر بگذارد -این سنگ لحد- از خاک برخیزم...
خیلی چیز ها رو میشه خواست اما نمیشه داشت.
از اونجایی شروع میشه که
خیلی چیز ها رو میشه خواست
اما نمیشه داشت...
حال من بد شد به این خیال که شاید تویی
چنان به یاد تو بودم
که
حال من بد شد به این خیال
که
شاید تویی دیدم که
حضور دست غریبی به سینه ام سد شد
میان چشم من
و
او نگاه حاکم بود چند ثانیه شاید
سکوت ممتد شد دوباره بین خیالاتم
اختلال افتاد یار قدیمی باز مثل قدیم
آنچه که نباید شد نثار بخت سیاهم
کمی بد و بیراه زبان بسته و گنگم
دوباره مرتد شد به اینکه
عقل من از دست رفته شکی نیست
همان که این من نادان گمانه میزد شد
دعا
برای تو و عقل ناقصم کردم
چه دیده ای تو خدا را
خداست، شاید شد....
اگر چه رابطه هامان کمی کدر شده است چه باک..؟
راهمان که یکی است
چرا زهم بگریزیم،
راهمان که یکی است
سکوتمان،غممان،اشک
و
آهمان که یکی است
چرا زهم بگریزیم..؟
دست کم یک عمر
مسیر میکده
و
خانقاهمان که یکی است
تو گر سپیدی روزی ومن سیاهی شب
هنوز گردش خورشید وماهمان که یکی است
تو از سلاله لیلی من از تبار جنون
اگر
نه مثل همیم اشتباهمان که یکی است
من
و
تو هردو به دیوار ومرز معترضیم
چرا دو توده ی آتش..؟
گناهمان که یکی است
اگر
چه رابطه هامان کمی کدر شده است
چه باک..؟
حرف وحدیث نگاهمان که یکی است
با سلام خدمت شما دوستانی که در این لحظه خوانده مطالب این وبلاگ هستید کلیه مطالب مندرج در این پایگاه مستند به مطالب مندرج در سایر رسانه های دیگر می باشد وحقیر فقط در جهت باز آوری مطالب برای آن دسته از دوستانی که علاقه به مطالعه مجدد این نوشته ها هستند ویا تاکنون موفق به خواندن این مطالب نشده اند آنها را در این پایگاه جمع اوری کرده ام امیدوارم مطالب نویسندگان محترم این مقاله ها وتفسیر ها مورد توجه شما عزیزان قرار گیرید لطفا اکر نظری دارید حتما در ذیل مطالب ذکر کنید ویا اکر مطالبی ویا نقدی بر مطالب منتشره دارید با رعایت احترام وادب به نویسنده آن موارد نقد خود را مرقوم بفرمایید باتجدید احترام....(09119339259)..homayoun.salimi