پلنگ


هر کس به نظر ما بزرگ و قدرتمند باشد و ما برای او احترام قائل باشیم یا از او بترسیم و یا به کرم و بخشش او چشم داشته باشیم در خوابهای ما به شکل شیر یا پلنگ ظاهر می شود…
خیلی کسان ممکن است در این لیست قرار بگیرند از جمله پدر که به او احترام می گذاریم و تا کوچک هستیم از او می ترسیم و در نوجوانی او را از همه مردان عالم بزرگتر و مقتدرتر می انگاریم. وقتی پلنگ در خواب می بینیم خودمان بهتر می توانیم بفهمیم و مشخص کنیم که چه کسی در زندگی ما چنین هیمنه و قدرتی دارد که به شکل پلنگ در خواب ما ظاهر می شود اما به طور کلی پلنگ در خواب دشمنی است که گذشت و مردانگی هم دارد و چه بسا وقتی بر ما چیره شود بدون رساندن آزار بگذرد و پی کار خویش برود. اگر پلنگ در خواب دیدیم با دشمنی که به هر صورت از ما قوی تر است روبرو می شویم و خواب ما از یک برخورد نابرابر خصمانه خبر می دهد. اگر دیدیم که پلنگ را فراری دادیم و آن حیوان قدرتمند از ما گریخت بر چنین دشمنی پیروز می شویم اگر دیدیم که بر پشت پلنگ نشسته ایم باز نشان پیروزی و چیرگی ماست و اگر پلنگ سر به دنبال ما نهاده بود دشمن بر ما تسلط می یابد و خطری بزرگ تهدیدمان می کند. داشتن پوست پلنگ غنیمت است و خریدن پوست پلنگ تحصیل مالی است که به دست آوردن آن بیشتر از خود پول شما را خوشحال می کند.

تعبیر خواب کاج


کاج هم سر سبزی و خرمی است و هم سردی و بی مهری و تشخیص تعبیر مربوط بستگی دارد به این که خود بیننده خواب موقعیت و شرایط را در نظر بگیرد و بسنجد. اگر بیننده خواب ببیند در جائی است که تعداد زیادی درخت کاج وجود دارد به جمعی می پیو ندد و وارد می شود که با او به سردی و بی مهری رفتار می کنند و وی را نمی پذیرند.کاج را در عربی صنوبر و در فرانسه ( پین) و (پیناستر) می نامندو از نظر کلیه معبران درختی خوب شناخته نشده است. حتی معبران غربی آن را در ردیف درخت خوب معرفی نکرده ند. در مورد سبزی کاج هیچ تردیدی نیست ولی گویای سردی بی مهری و جدائی و هجران و فراق نیز هست.خانم ایتانوس می گفت( از نظر علم تعبیر خواب کاج آرتیکل ( حرف تعریف) فراق و جدائی است.) در کتابی خواندم که بین اقوام شمال اروپا(هلند و دانمارک) رسم بر این بود که عموم خواستگای ها در ماه ژوئن انجام می گرفت. روش خواستگاری چنین بود که پسر خواستار و عاشق برای خانواده دختر یک سبد گل می فرستاد. اگر دختر می خواست به این پیشنهاد جواب مثبت بدهد او نیز یک سبد گل ارسال می داشت اما اگر با خواستگاری موافق نبود به جای گل یک شاخه کاج در سبد می نهاد. معنی عمل او این بود که تو را دوست ندارم و نسبت به تو بی علاقه هستم. نوشته اند که بر سر همین عمل چه بسیارخون ها ریخته شد و قبایل و خانواده ها به جان هم افتادند.به هر حال کاج نشان سردی و بی مهری و در عین حال سر سبزی و طراوت و پایداری و مقاومت است. چنانچه در خواب ببینید در خانه شما یک درخت کاج روئیده و قبلا چنین درختی نبوده فرح و خرمی به خانه شما راه می یابد. درخت کاج تنها هر جا که باشد سرسبزی و طراوت و پایداری و مقاومت است ولی کاج های زیاد نشان سردی و بی مهری هستند.

تعبیر خواب گیسو


موی انبوه و نبافته بلند را گیسو می گویند. اگر بافته باشد طره است که طره تعبیر دیگری دارد. داشتن گیسو با شرحی که داده شد بستگی به رسم زمان دارد. وقتی بود که مردان گیسوی خود را بلند نگه می داشتند. در دوره ای نیز تنها علویان و صفویان و قلندران گیسو داشتند. در عهد صفویه گیسو مشخصه علویان بود که از احترام خاصی برخوردار بودند و هر جا می رفتند مردم مقدمشان را گرامی می داشتند ولی اینک حتی علویان صفویان نیز موی بلند را نمی خواهند و نمی پسندند.پس درباره گیسوی مردان حکم کلی نمی توان یافت اما برای زنان گیسو همیشه بوده و خواهد بود. گیسو برای زن عزت و آبرو و احترام خانوادگی است. اگر زنی در خواب ببیند گیسوی آراسته و بلند دارد نیکو است و خبر از این است که در خانواده و نزد شوهر عزیز و محترم تر خواهد شد. اگر زنی گیسوی کوتاه داشته باشد و در خواب ببیند گیسویش بلند شده تعبیر همانست که نوشتم اما اگر زنی در بیداری موی بلند داشته باشد و در خواب ببیند کوتاه شده عزت و احترام خود را از دست می دهد و سبک می شود . برای مردان نیز موی بلند و گیسو آبرو و شان و جاه و مقام است ولی اگر موی خویش را کوتاه ببیند دلیل بی آبروئی و تنزل شان و مقام نیست زیرا رسم کنونی این است که مردان گیسو نمی گذارند. اگر زنی در خواب ببیند که گیسویش را قیچی کرده اند یا در عالم خواب این ادراک برای او باشد که گیسویش قیچی شده و یا ببیند که قیچی را با گیسویش آشنا کرده اند خوب نیست زیرا آن زن بد نام می شود و مورد اتهام و افترا قرار می گیرد . این تعبیر فقط برای قیچی شدن است نه کوتاه شدن.

تعبیر خواب گوهر


هر چیز خوبی در زندگی روزمره ما که ارزش مادی و معنوی فراوان دارد و در خواب های ما می تواند به شکل گوهر متجلی ظاهر شود. زن خوب گوهر است. فرزند شایسته و برومند گوهر است. علم و دانش گوهر است. سخن به جا و خوب گوهر است و این زیاد بستگی پیدا می کند به وضع و شرایطی که در بیداری دارید. ابن سیرین نوشته اگر در خواب بینید گوهری دارید که نمی دانید چیست ولی می دانید گوهر است و ارزنده و درخشان یا با زنی صاحب جمال و کمال ازدواج می کنید یا صاحب فرزندی می شوید که در زمان خودش دارای نام و آوازه خواهد شد. مرحوم مجلسی رحمته الله الیه برای هر یک از سنگ های قیمتی تعبیری مناسب نوشته اما با نحوه کنونی زیست و حیات بشر که جواهرات از میان مردم جمع آوری شده و در بانک ها و مراکز اقتصادی پشتوانه پولی کشورها قرار گرفته نمی توان آن تعابیر را درست دانست. کلا گوهر را مورد توجه قرار می دهیم که معنی عام دارد. اگر دختری دم بخت در خواب گوهر ببیند شوهری می کند شایسته و بزرگ و ممتاز . گوهر عالی ترین امتیاز برای چیزهائی است که در بالا نام برده شد فقط بیننده خواب باید تشخیص دهد چه وضع و موقعیتی دارد وگوهر در زندگی او چه می تواند باشد. فروختن گوهر در خواب از دست دادن امتیاز است و خریدن آن تحصیل امتیاز تعبیر می شود. اگر در خواب ببینید گوهری داشته اید که آن را گم کرده اید فرصتی نیکو را از دست می دهید.

تعبیر خواب گونی


اگر در خواب ببینید که گونی می بافید کاری در جهت حفظ آبروی خویش انجام می دهید. اگر در خواب ببینید کیسه ای از گونی دارید که خالی است به چیزی چشم می دوزید و طمع می بندیدکه شایستگی آن را ندارید. در خانه به دنبال کیسه گونی گشتن نیز همین تعبیر را دارد و می گوید چیزی را می خواهید که احتمال تحصیل آن اندک است. اگردر خواب ببینید کیسه ای از گونی دارید که پر و سنگین است مالی به دست می آورید که نمی توانید آن را برای مدت زمان طولانی نگه دارید. این در صورتی است که آن را زمین بگذاریدو مجددا بردارید و این کار را تکرار کنید. خواب شما می گوید این مال را هزینه می کنید یا زیان می بینید.اگر در خواب ببینید که بر فرشی از گونی نشسته اید و آنجا خانه و اتاق شماست با خانواده خویش روابط صمیمانه و محکمی ندارید یا این رابطه سست و کم دوام می شود. این در صورتی است که گونی را بر خاک افکنده باشید چه اگر گونی را روی قالی گسترده باشد این تعبیر درست نیست. اگر در خواب ببینید در بستری از گونی خوابیده اید با زنی سهل انگار و شلخته ازدواج می کنید یا اگر زن دارید از همسر خویش اهمال و سهل انگاری مشاهده می نمائید. اگر در خواب ببینید کیسه ای از گونی دارید چه پر باشد و چه خالی آن کیسه دریده است راز شما فاش می شود و چیزی یا موضوعی را که می کوشید از دیگران پنهان نگه دارید آشکار می شود. اگر این کیسه گونی سوخته و سوراخ باشد زیان می کنید

تعبیر خواب گوشت


دیدن و خوردن گوشت حیوانات حلال خوب است و دیدن و خوردن گوشت حیوانات مکروه و حرام بد. البته میزان خوبی و بدی و اندازه قبح و شئامت و میمنت و تبرک گوشت بستگی به نوع حیوان دارد. خرید و فروش گوشت در خواب خوب نیست بخصوص اگر در خواب ببینید که از قصاب گوشت خریده اید و به خانه خویش می برید. خریدن و فروختن گوشت نیز غم و اندوه و بلا و فتنه تعبیر شده و چه حیوان حلال گوشت باشد و چه مکروه یا حرام. اگر در خواب ببینید گوشت پخته دارید یا مشغول خوردن آن هستید آن چه می خورید و دارید غذا به حساب می آید و تعبیر اغذیه را دارد و خوب است زیرا نعمت و برکت خداوندی است ولی گوشت خام مالی است که به زحمت تحصیل می شود و با رنج و مشقت به دست می آید و خوردن و دندان زدن گوشت خام نیز بد است و تعدی و تجاوز و ستمگری است. خوردن و دیدن گوشت گوسفند غنیمت و نعمت است. چنان چه در خواب ببینید گوشت شتر دارید یا گوشت شتر را می خواهید بخورید میراثی به شما می رسد که انتظارش را ندارید.گوشت گاو نعمت و فراخی معیشت است. گوشت خرگوش را نیز میراث از یک زن تعبیر کرده اند. اگر در خواب ببینید که گوشت بز لاغری را می خورید یا دارید و نمی خورید مال فقیر و یتیمی را به دنائت و پستی به چنگ می آورید و بهره می برید. اگر در خواب ببینید گوشتی که دارید می خورید خروس است از مردی شجاع و نام آور متمتع می شوید و از او نعمت می یابید.

مرده قادر به دادن چیزی نیست جز دعا و طلب


آقایی پرسیده اند: در خواب دیدم پدرم که تازه فوت شده را دیدم بعد از صحبت به من دو نان دادند که فکر می کنم نان طبیعی و شیرمال بود و رفتند. تعبیر ان چیست؟

پاسخ:اساسا  دیدن نان در خواب خوب است. مرده قادر به دادن چیزی نیست جز دعا و طلب .مخصوصا پدر که دعای او در حق فرزند در حیات وحتی پس از مرگ و ممات هم اثر دارد و به تجربه هم قابل مشاهده است . ظاهرا مادر و خواهری دارید که نیازمند توجه شما هستند . پدرتان خواسته اند انها را فراموش نکرده و زیر چتر حمایت مادی و معنوی داشته باشید.تا او هم به جبران کمک هایش به شما از شما راضی باشد. انشا ا..

تعبیر خواب قاضی


تعبیر خواب قاضی

1ـ اگر خواب ببینید نزد قاضی می روید ، علامت آن است که اختلافات طی مراحل قانونی حل و فصل خواهد شد

 2ـ اگر خواب ببینید نزد قاضی در دادگاه هستید و بحث و دادرسی پیرامون اختلافات به نفع شما حل و فصل می گردد ، علامت آن است که خواستگاری شما توفیق آمیز خاتمه می یابد . 3ـ اگر خواب ببینید بحث و دادرسی پیرامون اختلافات در دادگاه به زیان شما تمام می شود ، نشانة آن است که برای ادعای نادرست دیگران باید با تمام توان از خود دفاع بکنید .

محمدبن سیرین گوید: اگر بیند قاضی شد و بیننده اهل آن نبود، دلیل که به بلائی گرفتار شود و مالش از دست برود. اگر بیننده عالم بود، دلیل که قاضی شود. حضرت دانیال گوید: اگر درخواب قاضی را دید، دلیل که به منزله علما برسد. اگر قاضی مجهول بیند، دلیل که با حق تعالی بود. جابرمغربی گوید: اگر درخواب بیند قاضی بر وی حکم کرد، دلیل که در بیدای چنان بود. اگر بیند قاضی به نظر شفقت در وی نگاه کرد، دلیل که منفعت یابد. اگر به خشم نگاه کرد، دلیل غم و اندوه بود.

مى‌خواهم بروم خوابم را تعبير کنم.



چوپانى خسته از کار روزانه سر ظهر خوابش برد. ساعتى خوابيد و بعد بلند شد و به رفقايش گفت: خواب ديده‌ام مى‌خواهم بروم ببينم تعبيرش چيست. بعد گوسفندها را برداشت و به خانه برد و راه افتاد طرف شهر. نرسيده به شهر چند تا از رفقايش او را ديدند و پرسيدند: کجا مى‌روي؟ گفت: مى‌خواهم بروم خوابم را تعبير کنم. يکى از آنها که نامش جواد بود گفت: من يک گاو شيرده دارم، آن را به تو مى‌دهم تو هم خوابت را به من بده. آخوندى را خبر کردند. و آخوند دعائى خواند و خواب چوپان را داد به جواد چوپان و گاو اين يکى را داد به آن. جواد چوپان راهى شهر شد وقتى به آنجا رسيد رفت بالاى سر در طويله پادشاه پنهان شد. با خودش گفت روزها بيرون مى‌روم و شب‌ها همين جا مى‌خوابم.

دختر پادشاه عاشق جوان زيبائى شده بود به نام جواد قناد. پادشاه هم همهٔ خواستگاران دختر را رد مى‌کرد. روزى دختر پادشاه به جواد قناد گفت: من امشب دو تا اسب بادى و مقدارى لوازم و پول و طلا مهيا مى‌کنم. تو نيمه شب نزديک سر در طويله قصر بيا تا با هم فرار کنيم. جواد قناد قبول کرد. دختر پادشاه رفت و به مهترها دستور داد دو تا اسب بادى حاضر کنند، خودش هم يک خورجين پر از طلا و جواهر آماده کرد. جواد قناد نيمه شب به‌طرف سر در طويله حرکت کرد، اما ترس توى دلش ريخت و با خودش گفت: اگر پادشاه بفهمد خان و مان مرا بر باد مى‌دهد. برگشت به خانه‌اش. نيمه شب دختر پادشاه خورجين را برداشت و دو تا اسب را دم طويله آورد و صدا زد: جواد خان. جوابى نيامد. دختر نزديک‌تر رفت و گفت: جواد خان. جواد چوپان پيش خودش گفت: عجب ... دختر پادشاه اسم مرا از کجا مى‌داند؟ دختر باز صدا کرد: جواد خان.

جواد چوپان جواب داد: بله، گفت: بيا تا برويم. جواد سوار يکى از اسب‌ها شد. دختر از جلو و جواد چوپان از عقب حرکت کردند. مدتى گذشت. دختر ديد صدائى از جواد خان در نمى‌آيد گفت: چرا زبانت بند رفته، ديگر از خاک پدرم دور شده‌ايم. قدرى ديگر تاختند. دختر برگشت و نگاه کرد ديد به‌جاى جواد قناد، يک مرد کثيف و چرک و نکبت بر اسب سوار است و از پى او مى‌آيد. نهيب زد که: پدرسوخته تو چرا با من آمدي؟ جواد چوپان گفت: خودمت مرا صدا زدى و گفتى بيا. دختر ديگر روى برگشت نداشت از اسب پياده شد و روى سبزه‌ها نشست و پيش خود فکر کرد که بهتر است اين مرد را امتحان کنم. يک سکه توى جامى گذاشت و گفت: برو اين جام را پر از آب کن و بياور. جواد خان رفت و رفت تا به چشمهٔ آب رسيد. ديد چشمه آب ندارد اما سکه و سنگ‌هاى قيمتى در آن فراوان است. شروع کرد به جمع کردن سکه‌ها و سنگ‌ها و جام را از آن پر کرد و برگشت.

دختر ديد جواد جام را پر از سنگ‌هائى کرده که با هر دانه‌اش مى‌شود مملکتى را خريد. گفت: اى پدرسوخته اين سنگ‌ها را از کجا آوردي؟ جواب داد: از توى چشمه. دختر گفت: باز هم هست؟ جواب داد: ديگر تمام شد. دختر گفت: بيا برو و خانه‌اى براى من بخر که تميز باشد. غلام و کنيز هم داشته باشد. جواد چوپان رفت تا رسيد به در دکان يک کفش‌دوز. مرد کفش‌دوز از جواد پرسيد: چرا اين طرف و آن طرف مى‌گردي؟ جواد گفت: مى‌خواهم براى دختر پادشاه، خانه‌اى تميز با نوکر و کنيز بخرم. کفش‌دوز آنها را برد به خانه‌اى که مى‌خواستند. دختر و جواد وسايلشان را چيدند بعد هفت شب و هفت روز جشن گرفتند و با هم عروسى کردند. روزى دختر به جواد گفت: ما بايد با پادشاه اين شهر رابطه داشته باشيم. آن وقت شروع کرد به ياد دادن رسم و رسوم دربار به جواد. اين کار هفت روز و هفت شب طول کشيد. به پادشاه خبر دادند که مردى مى‌خواهد به ديدنش برود.

موقعى که جواد با غلامانش مى‌خواست به دربار پادشاه برود. دختر يک سکه گران‌قيمت به‌دست يکى از غلامان داد و گفت موقعى که برمى‌گرديد اين را به کسى مى‌دهى که کفش‌هاى جواد خان را جفت مى‌کند و جلوى پايش مى‌گذارد. جواد خان از جلو و غلام‌ها از عقب او راه افتادند تا رسيدند به دربار پادشاه. درباريان جلوى جواد تعظيم کردند. پادشاه جلوى پايش برخاست. جواد رفت جاى او بر تخت نشست. پادشاه هم ناچار روى يک صندلى نشست. بعد دستور قليان داد. جواد قليان را از دست پادشاه گرفت و آنقدر کشيد که آتش قليان پوت (خاکستر) شد. بعد هم بلند شد و غلام‌ها به دنبالش بيرون آمدند. سکه را به دربان که کفش‌هاى جوادخان را جلوى پايش جفت کرده بود دادند و رفتند.

پادشاه به وزير گفت: عجب مرد ثروتمندى بود. وزير گفت: اين‌جور که مى‌گوئيد، نبود. يک چوپان بود. پادشاه گفت: نه، معلوم بود ثروتمند است. مثل اينکه چيزى هم به دربان دادند. دربان را صدا کردند. دربان سکه را به آنها نشان داد. پادشاه ديد اين سکه به اندازه نصف مملکتش مى‌ارزد. پادشاه گفت: ديدى گفتم ثروتمند است. وزير گفت: نه، اين‌جور هم نيست. من تدبيرى دارم. بهتر است سراغ او بفرستيم و بگوئيم سه تا ديگر از اين سکه بفرستد تا پادشاه چهار گوشهٔ تختش بگذارد. پادشاه فکر وزير را پسنديد. غلامى را صدا زد تا پيغام را به جواد برساند. غلام به در خانه جوادخان رفت و پيغام پادشاه را رساند. جوادخان به غلام گفت: فردا صبح سه طبق برايتان مى‌فرستم. غلام رفت، دختر وقتى فهميد پادشاه چه پيامى داده و جواد چه جوابي، گفت اى چوپان پدرسوخته، چرا اين وعده را دادى حالا من از کجا سه طبق سکه بياورم. گفت: غصه نخور من مى‌آورم. راه افتاد و رفت و رفت تا به همان چشمه رسيد.

ديد چشمه پر از آب است و عکسى توى آب چشمه افتاده است که 'نه بخورى و نه بپاشى فقط سيل (سير، تماشا) جمالش کني.' اين طرف و آن طرف را نگاه کرد ديد کسى نيست. عاقبت چشمش به بالاى درخت افتاد و ديد بالاى درخت دخترى نشسته است مثل يک تکه ماه. دختر گفت: اينجا چه‌کار مى‌کني؟ گفت: آمدم سکه ببرم، اما سکه‌اى نيست. گفت: غصه نخور من هر قدمى که برمى‌دارم سيصد تا از آن سکه‌ها زير پايم بيرون مى‌آيد. جواد با دختر راه افتادند و آمدند به خانه. دختر پادشاه تا چشمش به دختر زيبا افتاد شروع کرد به سرزنش جواد که: اى پدرسوخته من ترا آوردم و آدمت کردم اين ديگر کيست که با خودت آورده‌اي؟ جواد گفت: اين دختر هر قدمى که برمى‌دارد سيصد تا از آن سکه‌ها را از زير پايش بيرون مى‌آيد. دختر پادشاه با دختر پرى‌زاده خيلى دوست شد. دختر چند قدمى راه رفت. جواد سه طبق از سکه پر کرد و براى پادشاه فرستاد. وزير باز فکر ديگرى کرد و گفت بايد از او سه دسته گل قهقهه بخواهيد، گل قهقهه در اين دنيا پيدا نمى‌شود. اگر او گل قهقهه را بفرستد معلوم است که از آن دنيا هم خبر دارد. پادشاه باز دربان را به خانه جواد فرستاد و تهديد کرد: اگر سه دسته گل قهقهه برايم نفرستى خانمانت را بر باد مى‌دهم.

وقتى دربان پيغام شاه را به جواد داد، جواد گفت: فردا عوض سه دسته، سه طبق برايتان مى‌فرستم. دختر پادشاه وقتى فهميد پادشاه چه خواسته و جواد چه جوابى داده گفت: اى چوپان پدرسوخته زندگى مرا تو به باد فنا دادي. دختر پرى‌زاد به جواد گفت: مى‌روى صد قدم بالاتر از چشمه‌اى که مرا ديدي. آنجا کنار يک درخت چنار چشمه‌اى است. به‌هيچ طرف نگاه نمى‌کني. زود دستت را مى‌کن زير کحم (قسمت سنگ‌چين مظهر قنات و دهانهٔ چشمهٔ.) چشمه، آنجا شيشه‌اى هست که شيشهٔ عمر ديو است. آن را بر مى‌دارى و نگاه مى‌کنى به بالاى درخت. دخترعمومى من آنجا نشسته به او مى‌گوئى که دخترعمويت منزل ما است. اگر گفت که مگر دخترعموى من نمى‌داند که من اسير نره ديو هستم، شيشهٔ عمر ديو را به او نشان بده. بعد او را سوار اسب کن و به اينجا بياور.او هر قهقه‌اى بزند صد دانه گل قهقهه از دهانش مى‌ريزد.

جوادخان سوار اسب شد و همه کارهائى که دختر پرى‌زاد گفته بود انجام داد. ديو مى‌خواست به آنها حمله کند که جواد شيشه عمرش را به زمين زد و او را کشت، بعد دختر را سوار اسب کرد و به‌خانه آورد. دختر پادشاه با ديدن دخترى که همراه جواد بود شروع کرد به سرزنش جواد. اما وقتى فهميد که دختر با هر قهقهه صد دانه گل قهقهه از دهانش مى‌ريزد با او دوست شد. از گل‌هائى که از قهقهه دختر درست مى‌شد، سه طبق پر کردند و براى پادشاه فرستادند. دختر دومى نامه‌اى هم به خط پدر پادشاه نوشت و آن را همراه طبق براى پادشاه فرستاد. در نامه از قول پدر پادشاه نوشته شده بود: جاى ما خوب است شما هم همراه وزير فردا به ديدن ما بيائيد.

فردا صبح، پادشاه قاصد فرستاد که: ما چطور بايد به ديدن پدرم برويم؟ جواب دادند: بايد شما را بکشند. آنها را کشتند و در قبر گذاشتند. جواد خان بر تخت نشست و پادشاه شد.

- تعبير خواب
- قصه‌هاى ايرانى - جلد دوم - ص ۸۲
- سيد ابوالقاسم انجوى شيرازي
- انتشارات اميرکبير - چاپ اول ۱۳۵۳
به‌ نقل از فرهنگ افسانه‌هاى مردم ايران، جلد سوم، على‌اشرف درويشيان - رضا خندان (مهابادي)

در هنگام سختی وضعیت مالی به این سوره پناه برید


خواص سوره نوح  :

در خواص و آثار این سوره شریفه از امام صادق علیه السلام آمده است : هر کس سوره نوح را قرائت نماید ، اگر در بند اسارت یا زندان باشد ، راه برون شدنش آسان می شود و اگر برای سفر باشد ، در گشایش و بهره وری برای او باز می شود تا اینکه به خانه اش برگردد . منبع : مستدرک الوسائل ج8 ص 246

امام جواد علیه السلام نیز به یکی از یارانشان دستور دادند تا برای رفع بدی حال و سختی وضعیت مالی بر قرائت این سوره مداومت کند . منبع : الکافی ج5 ص 316

مرحوم کفعمی نیز در برکات این سوره می گوید : هر که بر قرائت سوره نوح مداومت ورزد و شب و روز آن را بخواند ، آنگاه در پی حاجتی روان شود حاجتش بر آورده می شود . منبع : المصباح کفعمی ص 459

در تفسیر البرهان در بیان خواص و آثار سوره مبارکه نوح از قول پیامبر اکرم علیه السلام آمده است : هر کس سوره نوح را بخواند آنگاه در طلب نیاز و حاجتی خارج شود خداوند انجام خواسته او و رسیدن به آن را آسان می کند منبع : تفسیر البرهان ج5 ص 495

امام جعفر صادق علیه السلام نیز در روایتی فرموده اند : هر کس بر قرائت سوره نوح مداومت کند ، پیش از مردن جایگاه خود را در بهشت خواهد دید و اگر هنگام طلب حاجتی خوانده شود به اذن خداوند ، حاجتش برآورده می شود . منبع : تفسیر البرهان ج5 ص 495

ختم سوره نوح و مزمل برای  رفع هم و غم :

برای رفع هم و غم سوره نوح در هر روز ، آثار لطیفی در روح انسان می گذارد .

در روایت دارد : هَمُّ الساعَةِهَرِمَ سَنَة یعنی : یک ساعت غم خوردن مساوی است با یک سال پیر شدن .

مداومت بر تلاوت این سوره هم و غم های انسان را از بین می برد . چه نسبت به گذشته و چه آینده و باعث می شود روح لطیف تر و تفکرات انسان زلال تر گردد .

همچنین هر روز سوره مزمل را خواندن ، برای انسان باعث ثروت و دولت می شود و گرفتاری ها و فقر و سختی های دنیوی و اخروی انسان را برداشته ، و هم و غمش را از بین می برد . منبع : شیخ صدوق ، ثواب الاعمال

رفع فقر ، عامل پیشرفت دنیوی و اخروی انسان می شود ، از این رو تعبیری از مولا علی علیه السلام نقل شده که : لو کان فقر رجلا بسیفی هذا . یعنی اگر فقر به صورت شخصی ظاهر می شد ، هر آینه با شمشیرم او را می کشتم و از بین می بردم .

پس ای عزیز ! یکی از مراتب ذکر استعدادی و فعلی است . یعنی برای اینکه به آرزوها و ثروت های دنیوی و اخروی برسیم ، ما هم باید دل های شکسته را تعمیر کنیم و با انفاق و صدقات و کارهای خیر ، زندگی انسان دارای امکانات وسیع و رسیدن به آرزوها و حاجات می شود که : مَن خَدِمَ خُدِمَ وَ مَن وَسَّعَ وُسِّعَ  یعنی : کسی که خدمت کرد ، خدمتش می کنند و کسی که دستگیری دیگران کرد ، کمکش می کنند  .

دیدن سوره نوح در عالم خواب :

هر کس در خواب ببیند که سوره نوح را قرائت می کند ، نشانه آن است که امر به معروف و نهی از منکر می کند و بر دشمنانش پیروز می شود . منبع : منتخب الکلام فی تفسیر الاحلام ج1 ص 72 .

همچنین گفته اند : کسی که در خواب ببیند که خود یا فرد دیگری در حال قرائت آیات سوره نوح است ، دلیل بر آن است که او باطل کننده فحشا و منکرات است و انصاف را آشکارا می کند و بر علیه دشمنان یاری می شود . منبع : تعطیر الانام فی تعبیر المنام ج1 ص 349

جهت فرزند دار شدن :

آیات 10 الی 12 سوره نوح : از امام باقر علیه السلام نقل شده است : که مردی از کمی فرزند به امام شکوه نمود و از کنیزان و زنان غیر کنیز بچه می خواست ، اما روزیش نمی شد . در حالی که سنش به 60 رسیده بود . امام علیه السلام به ایشان فرمودند : سه روز بعد از نماز عشا و صبح این کار ها را انجام بده :

70 مرتبه بگو سبحان الله

70 مرتبه بگو استغفر الله

این اذکار را ختم کن به آیه 10 تا 12 سوره نوح :

آیه 10 سوره نوح :   فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا   معنی  : و بدیشان گفته‌ام: از پروردگار خویش طلب آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است (و شما را می‌بخشاید).

آیه 11 سوره نوح :  يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا      معنی :( اگر چنین کنید) خدا از آسمان بارانهای پر خیر و برکت را پیاپی می‌باراند.

آیه 12 سوره نوح :  وَيُمْدِدْكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا   معنی :و با اعطاء دارائی و فرزندان، شما را کمک می‌کند و یاری می‌دهد، و باغهای سرسبز و فراوان بهره‌ی شما می‌سازد، و رودبارهای پر آب در اختیارتان می‌گذارد. [[«جَنَّاتٍ ... أَنْهَاراً»: تنوین این واژه‌ها بیانگرِ وفور نعمت آنها است.]]

سپس با همسرت تماس بر قرار کن در شب سوم. پس خداوند متعال فرزندی به تو خواهد داد مرد می گوید این کار را کردم و خداوند یک نور چشمیِ خوبی به من عنایت کرد . منبع : طب الائمه ص 130

 سوره نوح :

هفتاد و یکمین 71 سوره قرآن کریم سوره نوح است . این سوره بیست و هشت 28 آیه دارد و در مکه نازل شده است .

پیامبر گرامی اسلام علیه السلام در فضیلت این سوره فرموده است : هر کس سوره نوح را قرائت کند ، از مومنانی است که دعای حضرت نوح علیه السلام شامل حال او می شود . منبع : مجمع البیان ج10 ص 130

و دعای حضرت نوح علیه السلام برای مومنان از قول قرآن کریم این چنین است : پروردگارا ! بر من و پدر و مادرم و هر مومنی که در سرایم درآید و بر مردان و زنان با ایمان ببخشای و بر هلاکت ستمگران بیفزای . منبع: نوح آیه 28

 آیه 28 سوره نوح :  رَّبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا   معنی :پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم را، و همه‌ی کسانی را که مؤمنانه و باورمندانه به خانه‌ی من در می‌آیند و سایر مردان و زنان با ایمان را بیامرز! و کافران را جز هلاک و نابودی میفزا! [[«بَیْتِیَ»: خانه من. مراد از (بَیْت) چهار چیز می‌تواند باشد: خانه شخصی نوح، مسجد نوح، کشتی نوح، و آئین و شریعت او ... متبادر به ذهن منزل است، ولیکن چهارمی بهتر و با آئین آسمانی سازگارتر است. چرا که نوح قطعاً برای همه پیروان خود دعا می‌کند، و پیروانِ شخص، جزو اهل و تبار او است؛ نه زادگان بی ایمان او. دیگر این که به صورت استعاره گفته می‌شود: قبّه دین، بارگاه دین. و خود دین مراد است. «الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ»: شامل همه مؤمنان در تمام امکنه و ازمنه می‌گردد (نگا: التفسیر القرآنی للقرآن).]]

سوره حشر مخصوصاً چهار آیه اول آن دارای امتیازات بسیار است


آیة الله سید عبدالکریم کشمیری

 

سوره حشر مخصوصاً چهار آیه اول آن دارای امتیازات بسیار است.

 یک روش خواندن آن به این طریق است که یک اربعین از روز اول

 ١ مرتبه ، روز دوم ٢ مرتبه، تا روز چهلم ۴٠ مرتبه و برای مرتبه

 دیگر به عکس اول شروع می شود، تا اربعین دوم تمام شود.

 این ختم برای استجابت دعا خوب است.

ما مداومت نمودیم بر خواندن این اسماء

بعضی از بزرگان گویند که ما مداومت نمودیم بر خواندن این اسماء شریفه « یا قویّ، یا غنّی، یا ولیّ، یا وفی» به تعداد ١٣٩٨ مرتبه و از برکت آن دولت و ثروت است که به ما روی آورد؛ و نیز می گویند: هرگاه کسی در هر شب ١١۵ مرتبه بگوید «یا علیّ، یا کافی» همه ی امورات او کفایت یابد، ان شاالله.

قبل از هر دعا صلوات بفرستد


قبل از هر دعا صلوات بفرستد و آمرزش بطلبد و این هشت

اسم از اسماء الهی را بگوید و بهد حاجت بطلبد.

هشت اسم از این قرار است:

« یا دائم - یاحی - یاوتر - یافرد - یااحد - یاقوی - یاقدیم - یاقادر »

حضرت ولی عصر(عج) می فرمایند


شیخ جعفر آقای مجتهدی

 

جناب آقای مصطفی حسنی تعریف کردند: روزی همراه بعضی از

 دوستان جهت زیارت آقای مجتهدی به قزوین رفتیم. محل سکونت

 ایشان منزل حاج فتحعلی بود.بعد از اینکه لحظاتی را در خدمتشان

سپری کردیم، جناب شیخ جعفر خطاب به حاج فتحعلی فرمودند

کاغذ و قلمی تهیه کنید تا یک دو بیتی درباره ی حضرت ابوالفضل(ع)

بگویم! حاج فتحعلی آقا یک برگ کاغذ و قلم به ایشان دادند.

 آنگاه آقای مجتهدی گفتند: حضرت ولی عصر(عج) می فرمایند:

 هرکس با این دوبیت شعر متوسل به عمویم قمر بنی هاشم

شود ، حتمأ حاجتش برآورده می شود؛ سپس شروع کردند به

خواندن بیت اول ودر فاصله بیت اول و دوم حدود نیم ساعت با

شدت می گریستند، آنگاه بیت دوم را خوانده وباز حدود نیم

ساعت با شدت تمام می گریستند.آن دو بیت عبارت بود از:

 

یادم ز وفای اشجع الناس آید

وز چشم ترم سوده ی الماس آید

آید به جهان ، اگر حسین دگری

هیهات ، برادری چو عباس آید

ديدن نان‏هاى پاكيزه در خواب، دليل خرمى است


محمدبن سيرين گويد:

ديدن نان‏هاى پاكيزه در خواب، دليل خرمى است. اگر ناخوش بيند، دليل بر عيش ناخوش بود. اگر نان خريد و به خانه برد، دليل بر روزى حلال است و زيادتى مال. اگر نان به كسى داد، دليل كه راحتى به وى رساند.



يوسف نبي عليه السلام گويد:


و دو جوان با او به زندان درآمدند [روزي] يکي از آن دو گفت من خويشتن را [به خواب] ديدم که [انگور براي] شراب مي‏فشارم و ديگري گفت من خود را [به خواب] ديدم که بر روي سرم نان مي‏برم و پرندگان از آن مي‏خورند به ما از تعبيرش خبر ده که ما تو را از نيکوکاران مي‏بينيم. سوره يوسف آيه «36»

اي دو رفيق زندانيم اما يکي از شما به آقاي خود باده مي‏نوشاند و اما ديگري به دار آويخته مي‏شود و پرندگان از [مغز] سرش مي‏خورند امري که شما دو تن از من جويا شديد تحقق يافت. سوره يوسف آيه «41»



حضرت دانيال گويد:

اگر دو سه نان يافت، دليل آن كه از غم برهد. اگر نان نتوانست خوردن، دليل كه اجلش نزديك بود. اگر نان بسيار داشت و نخورد، دليل كه غمي به وي رسد



. ابراهيم كرماني گويد:

ديدن نان گرم به خواب عيش و نعمت است و ديدن نان خشك وبه خلاف اين است و خوردن نان سبوس به خواب، دليل قحط بود.



جابرمغربي گويد:


ديدن نان كاروس به خواب دليل بر تنگي عيش بود و پرهيزكاري و نان جوين، دليل زهد و ورع بود و نان برنج، دليل بر بستگي كار است و نان عدس و باقلا و نخود، دليل غم و تنگ دستي بود. اگر سلطان بيند يك نان داشت، دليل كه ملكش زياده شود و تاويلش به خواب از ده درم تا هزار درم به قدر و قيمت نان است و گويند ديدن هيچ چيز درخواب بهتر از نان نباشد و ديدن نان پختن به خواب، دليل بر قليل كردن معيشت است.



حضرت امام جعفر صادق فرمايد:

ديدن نان در خواب چهاروجه است.

اول: عيش خوش.

دوم: مال حلال.

سوم: ولايت.

چهارم: خير و بركت.



منوچهر مطيعي تهراني گويد:

ديدن نان در خواب خوب است و نعمت و برکت تعبير مي شود. ديدن و خوردن نان تازه فراخي روزي است ولي اگر در خواب ببينيد نان خشک مي خوريد گرفتار تنگي معاش مي شويد. نان گرم و تازه عيش و خوشي و لذت است. اگر کسي نان به شما داد نعمت مي رساند و خدمت مي کند اما نوع و کيفيت نان چگونگي خدمت و محبت او را تعيين مي نمايد. اگر نان تازه است خوب است. نان گندم نيز خوب است به شرطي که تازه باشد و نان جو تنگ نظري و بي رغبتي دهنده نان را بازگو مي کند. اگر ناني را که دوست داريد از جلوي شما بر دارند يا از دستتان قاپ بزنند و بگيرند حق شما را سلب مي نمايند.



لوک اويتنهاو مي گويد :

نان

ديدن نان : موفقيت در امور

خريدن : بهره بردن، استفاده

خوردن :دعوت شدن به سفره و يا مهماني

خوردن نان سفيد: شما دوستان خوبي خواهيد داشت

خوردن نان سياه : بدبختي

خوردن نان گرم : بيماري

خوردن نان تازه : دوران بد به پايان خواهد رسيد

خوردن نان خشک : شما دشمناني داريد

نان پختن : موفقيت

حمل کردن نان : ضرر و زيان

نان شيريني ادويه اي : سرخوشي سبکسرانه



يوسف نبي عليه السلام گويد:


ديدن نان سفيد روزي حلال باشد



مؤلف گويد :


خريدن نان از نانوائي بسته به ميزان آن نشانه روزي حلال وخورمي مي باشد در صورتي که گرم و تازه باشد



آنلي بيتون مى‏گويد:

ديدن قرص نان در خواب ، علامت صرفه جويي و قناعت است .

ديدن تكه اي كيك در خواب ، نشانة آن است كه كاميابي و ثروت مطيع و رام چنگ شما خواهد بود .

ديدن خرده هاي نان در خواب ، علامت آن است كه دچار اختلافات و دعواهايي بيهوده خواهيد شد .

اگر خواب ببينيد تكه هاي نان ناگهان زياد مي شود ، نشانة آن است كه به موفقيت بزرگي دست خواهيد يافت .

اگر در خواب قرص نان ببينيد، نشانه‏ى آن است كه در انجام كارى دقت زيادى انجام مى‏دهيد.

اگر در خواب خرده‏هاى نان ببينيد، به اين معنا است كه دچار دردسر مى‏شويد.

اگر خواب ببينيد كه نان چاودار مى‏خوريد، بيانگر آن است كه‏ از زندگى خود راضى هستيد.



ليلا برايت مى‏گويد:

ديدن نان سفيد در خواب، نشان دهنده‏ى كسب ثروت است. اگر خواب ببينيد كه نان شيرينى مى‏خوريد، نشان‏دهنده‏ى آن است كه روزهاى خوبى خواهيد داشت.

احکام تعبیر خواب


ماههای عربی مانند محرم- صفر- ربیع الاول و.... در هر روز دارای تعبیر بخصوصی می باشد اگر به عبارت صحت ندارد برخوردیم

معنای این است که خواب در ان روز هیچ تعبیری نخواهد داشت ولی اگر صحت داشت یعنی ان خواب تعبیر دارد و باید با مراجعه به کلیات تعبیر خواب به دنبال عنوان مطلب خواب خود باشیم آگر به عبارت صحیح است و تعویق بر خوردیم این به این معناست که تعبیرش در طولانی

احکام تعبیر خواب

اول ماه : صحت ندارد

دوم :تعبیرش برعکس است

سوم :صحت دارد به تعویق

چهارم :صحیح است به تعویق

پنجم :خلافی ندارد

ششم :صحیح است وموثر

هفتم :خلافی ندارد

هشتم :صحیح است وموثر

نهم :تعبیرش برعکس

دهم :صحت ندارد

یازدهم :صحیح وتعویق

دوازدهم :صحیح است و تعویق

سیزدهم : صحت ندارد

چهاردهم :تعبیرش بر عکس

پانزدهم:بر عکس

شانزدهم:صحیح است وتعویق

هفدهم :صحیح وتعویق

هجدهم:تعبیرش برعکس است

نوزدهم:تعبیرش عکس است

بیستم :صحیح است وموثر

بیست ویکم :صحت ندارد

بیست ودوم:صحیح است وموثر

بیست وسوم :صحت ندارد

بیست وچهارم :بسیار خوبست

بیست وپنجم :صحت ندارد

بیست وششم :تعبیرشعکس است

بیست وهفتم :بر عکس است

بیست وهشتم :تعبیرش عکس است

بیست ونهم :صحت ندارد

سی ام :صحیح است وموثر

تعبیر خواب شوهر


ـ اگر خواب ببينيد شوهرتان شما را ترك مي گويد ، علامت آن است كه مدتي روابطي تلخ بين شما و شوهرتان حكمفرما خواهد بود . اما تلخيها با آشتي و صميميت به پايان مي رسد . 2ـ اگر خواب ببينيد شوهرتان با شما بدرفتاري مي كند ، نشانة آن است كه شوهرتان به شما علاقه و اعتماد خواهد داشت . 3ـ اگر خواب ببينيد شوهرتان مرده است ، علامت آن است كه به اندوه و نااميدي گرفتار خواهيد شد . 4ـ اگر در خواب شوهرتان را رنگ پريده و ناراحت ببينيد ، نشانة آن است كه يكي از افراد خانواده مدتي بيمار و بستري خواهد شد . 5ـ اگر در خواب شوهر خود را شاد و آراسته ببينيد ، علامت آن است كه خانه لبريز از شادماني مي گردد و آينده اي درخشان در انتظار شماست . 6ـ اگر شوهر خود را در خواب بيمار و بستري ببينيد، علامت آن است كه شوهرتان با شما بدرفتاري خواهد كرد و نسبت به شما دلسرد خواهد شد . 7ـ اگر خواب ببينيد شوهرتان به زني ديگر دل بسته است ، علامت آن است كه شوهرتان بع زودي از محيط خانواده دلسرد مي شود و در جستجوي خوشبختي به جايي ديگر مي رود . 8ـ ٍٍٍٍٍاگر خواب ببينيد شوهر خود را دوست نداريد ، نشانة‌ آن است كه فرصتهايي نشاط آور اما زودگذر را تجربه خواهيد كرد . 9ـ اگر دختري خواب ببيند شوهر دارد ، نشانة آن است كه مورد توجه مردان قرار خواهد گرفت زيرا فاقد زيبايي است . 10ـ اگر خواب ببينيد شوهرتان دور از شما زندگي مي كند ، نشانة آن است كه محيط هاي ناسازگار و ناخوشايند مانع تفاهم شما با شوهرتان مي شود . 11ـ اگر خواب ببينيد شوهرتان صاحب مقامي است و طرفداراني دارد ، نشانة آن است كه دوستان شما را به دردسر خواهند انداخت

تعبیر خواب بوسه دادن


محمدبن سيرين گويد: اگر كسي بيند كسي را بوسه داد، دليل كه آن كس را دوست و خواستگار است. اگر آن كس مجهول بود، دليل كه ازجائي كه طمع ندارد، خير و منفعت يابد. اگر بيند معروفي او را بوسه داد، دليل كه از آن كس خير و منفعت بيند.

ابراهيم كرماني گويد: اگر بيندمردي را به شهوت بوسه مي داد، دليل كه از بهر مرده خير كند، يا او رابه دعاي خير ياد آورد. اگر بيند مرده وي را بوسه مي داد، دليل كه از مال يا از علم آن مرده چيزي به وي رسد. اگر بيند كسي وي را بوسه مي داد، دليل كه طالب و خواستگار وي است. اگر به خلاف اين بيند، دليل كه مراد و مقصود نيابد. حضرت امام جعفر صادق فرمايد: بوسه دادن، دليلش بر چهار وجه است. اول: خير و منفعت. دوم: حاجت رائي. سوم: بر دشمن ظفر يافتن. چهارم: سخن خوش شنيدن.

منوچهر مطيعي تهراني گويد: برخي از معبران نوشته اند بوسه خيانت است و سو نيت و بد دلي چه بوسه بدهيم و چه بگيريم. اگر ما ديگران را ببوسيم ما عامل خيانت خواهيم بود اگر ديگري ما را ببوسد نسبت به ما خيانت مي شود. در بيداري و زندگي روزانه ما بوسه وسيله ابراز عشق و محبت است. وقتي کسي را مي بوسيم مي خواهيم محبت خود را در حد اعلا به آن شخص نشان بدهيم و ثابت کنيم. در خواب نيز از اين حد فراتر نمي رويم. چنانچه در خواب ببينيم کسي را مي بوسيم موردي پيش مي آيد که حسن نيت خود را نسبت به او ثابت کنيم و اگر آن که مي بوسيم نا شناس باشد نفعي از ما به او مي رسد . اگر يک دختر دم بخت ببيند که محرمي او را مي بوسد محبوبيت ميابد و اگر ببيند که نامحرمي او را مي بوسد خواستگار خواهد يافت و شوهر مي کند و چنانچه خودش کسي را ببوسد نشان آنست که از او به نيکي ياد مي کنند. اگر ببينيم مرده اي ما را مي بوسد اگر آن مرده آشنا باشد نسبت به او ديني داريم چه اخلاقي و چه مالي و مادي و اگر ناشناس باشد سودي به ما ميرسد زيرا بوسه مرده خير و برکت است.

لوک اويتنهاو مي گويد :

بوسه

بوسيده شدن : جدايي

بوسيدن : عشق دو جانبه

بوسه دزدکي : عشق سوزان

خوابها به‌ ندرت‌ از آینده‌ خبرمی‌دهند


مشاهده‌ دوست‌ یا همسر سابق‌ در خواب‌بسیار رایج‌ است‌، چون‌ آن‌ها در گذشته‌ بخش‌مهمی‌ از زندگی‌ ما را تشکیل‌ می‌دادند و هنوز هم‌یاد آنها همراه‌ ماست‌. امکان‌ ندارد که‌ شخصی‌بتواند عزیزی‌ را که‌ در گذشته‌ دوست‌ می‌داشت‌ وبه‌ او نزدیک‌ بود، حالا به‌ کلی‌ از فکر و دل‌ خودخارج‌ سازد. یعنی‌ به‌ صرف‌ این‌ که‌ رابطه‌ای‌ پایان‌یافته‌، نمی‌توان‌ مدعی‌ شد که‌ همه‌ چیز تمام‌شده‌ است‌. در واقع‌ زخم‌های‌ درونی‌ هرگز التیام‌نمی‌یابند. تا زمانی‌ که‌ شخص‌ مذکور خودش‌ راقانع‌ نکند و به‌ نتیجه‌ نرسد، به‌ کرات‌ چنین‌خوابهایی‌ را مشاهده‌ می‌نماید. اگرچه‌ دقت‌داشته‌ باشید که‌ مشاهده‌ آن‌ اشخاص‌ در خواب‌به‌ معنای‌ شروع‌ ارتباطی‌ دوباره‌ نیست‌. این‌چنین‌ خوابهایی‌ می‌توانند به‌ نوعی‌ برآورده‌شدن‌ آرزوها، تداعی‌ خاطرات‌ گذشته‌ و یا کند وکاوی‌ در مشکلات‌ و مسایل‌ دیرینه‌ باشند. به‌ یادداشته‌ باشید که‌ خوابها به‌ ندرت‌ از آینده‌ خبرمی‌دهند و بیشتر اوقات‌ در گذشته‌ها نقب‌می‌زنند.

تعبیر خواب طلاق


از امام صادق علیه السلام نقل می کنند که اگر ببینید زن خویش را طلاق داده اید کاری می کنید که از کرده خود پشیمان و نادم می شوید. معبران دیگر نیز با اندکی اختلاف همین عقیده را دارند…

تعبیر خواب طلاق

اما نود درصد کسانی که همسر خویش را طلاق می دهند یا ازدواج هایی که به متارکه و جدایی می انجامد همراه با ندامت و ملامت و پشیمانی و سرزنش است و به همین علت است که غالبا رجوع اتفاق می افتد و زوجین با ابراز پشیمانی به سوی یکدیگر باز می گردند به خصوص اگر صاحب فرزند یا فرزندانی باشند. زمینه تعبیر فوق و اطلاق ندامت به امر طلاق در خواب نیز همین است. چنانچه در خواب ببینید که همسری دارید و او را طلاق داده اید کاری می کنید که از انجام آن خشنود نمی شوید. شما را ملامت می کنند ولی اگر در خواب ببینید که همسر خود را می خواهید طلاق بدهید غصه و اندوهی دارید که تلاش می کنید از رنج آن برهید. اگر ببینید که دیگری همسر خود را طلاق داده تعبیر عینا همین است که گفتیم. باز هم شما غم و اندوهی دارید که می کوشید از عذابش آسوده گردید و مشاهده متارکه دیگران واکنش نوعی حسرت خوردن است که دیگری از انقیاد رهید و راحت شد و من هنوز در بستر غم و رنج هستم.