درخت چنار
درخت گردو
دلالت بر مردی فارس دارد که با خانوادۀ خود به خوبی و بخشندگی رفتار می کند . اگر کسی در خواب دید که بالای درخت گردو رفته با چنین مردی رفاقت و همنشینی می کند
درخت گلنار ( انار وحشی )
دلیل بر مردی بزرگوار و جوانمرد است ، و بعضی می گویند بر مال و فرزند دلالت دارد
درخت صنوبر
درخت بلوط
دلالت بر مردی بی خیر دارد که با خانوادۀ خودش با دورویی و نفاق عمل می کند .
در روایت از سلمان فارسی
خوابی که در روز ششم ماه بیند بعد از یک روز یا دو روز تعبیرش ظاهر می شود . خوابی که در روز نهم ماه بیند در همان روز اثرش ظاهر می شود . خوابی که در روز یازدهم ماه بیند تعبیرش بعد از بیست روز ظاهر می شود . خوابی که در روز سیزدهم ماه بیند بعد از نه روز تعبیرش ظاهر می شود . خوابی که در روز چهاردهم ماه ببیند بعد از بیست و شش روز به عمل می اید . خوابی که در روز پانزدهم ماه ببیند ، بعد از سه روز تعبیر می شود . خوابی که در روز بیست و هشتم و بیست و نهم ماه بیند ، اثرش در همان روز ظاهر و هویدا خواهد شد .
در احکام روز نوروز عجم
منقول از چهل فصل علامۀ مجلسی
بدانکه تحویل آفتابست در محاذی برج حمل و اول بهار است و ابتدای خوشی است و احادیث در فضیلت و بزرگواری این روز بسیار واقع شده اما :
اگر نوروز در روز شنبه باشد خداوند سال زحل است و دلیل است بر رنج و غم و آلم خلایق و گفتگو مابین آنها و میانۀ سلاطین و رعیت منازعه پیدا شود و در این سال گندم و جو نیکو بود و انجیر را آفت رسد و بیماری باشد و مار و ملخ و زنبور و کک و کژدم بسیار بود و بزرگان را حال نیک بود و در زمین طبرستان فتنه و آشوب و مخالفت پدید آید و بی محل سرما شود و درد سینه و بیماری و مرگ زنان و کودکان بسیار بود و عسل کم بود به حدود رُم گوسفندان را آفت رسد و آخر سال نرخها پر بها شود و میان زنان و مردان پیکار بود و در این سال موش بسیار بود و پنبه کم بکارند و فالیز و کنجد و غیر آن نیکو بود و خداوند این سال را به همه نیکو گذرد .
اگر نوروز در روز یکشنبه باشد صاحب سال آفتاب بود . حال بزرگان و ملوک میانه و طرب و نکاح بسیار بود و همۀ نعمت فراوان بود . نرخ ها ارزان باشد و پنبه قصوری کند و کِشته ها را هم آفت رسد و برف و سرما کم بود و مرض بسیار بود و جو و گندم ارزان بود و انگور نیکو بود در فصل بهار باران بسیار بود چنانچه مردم به تنگ آیند و مرگ بسیار بود و تابستان گرم بود اما زمستان میانه بود .
اگر نوروز در روز دوشنبه باشد صاحب سال قمر بود و حال پادشاه نیک بود و با قوّت و عظمت باشد و دیگر مردم را کار میانه بود و نعمت فراوان بود و نرخها هم ارزان و غله نیک بود و حال بازرگانان و ملاحان خوب و با منفعت باشد و تابستان گرم باشد و زراعت کنجد و پنبه فالیز نیکو بود و زمستان سرما سخت باشد و سیلها فراوان و فتنه و حرب کم باشد و سرما بیوقت در آید و بیماری بسیار بود و مور و مگس کم بود و مار و عقرب بسیار بود .
اگر نوروز در روز سه شنبه باشد صاحب سال مریخ است . حال بزرگان و سلاطین نیکو بود و اما کار مردم دیگر بسته بود . دلهای مردم پر غم و اندوه بود و کار تجار بسته بود و نرخ ها گران بود و آشوب و حرب و آراجیف بسیار و گزندگان و حشرات بسیار باشند و در زمین شام آفت و بیماری بود و خلایق تباه شوند و در فارس زراعت را آفت رسد و قحط و تنگی پدید آید و ارزان شود بعد از آن و در آخر میوه ها پر بها باشد و در تابستان گرما و خشکی بسیار بود و بیشتر رنجها از ابلها بود . دروغ و خیانت در میان مردم بسیار و کهتران بر مهتران بیرون آیند و زنان با شوهران خصومت کنند و طلاق خواهند و در میان شرکاء مخالفت پدید آید و یکی از بزرگان هلاک شود و از جانب مشرق بزرگی بمیرد و باران بسیار بود اما بی وقت و بی فایده بود و زمستان به غایت سرد و بعضی از میوه ها را آفت رسد و کرم پیله و ابریشم بسیار بود اما گران بود و جراحت و دمل بسیار و کار دهقانان خوب باشد.
اگر نوروز در روز چهارشنبه باشد صاحب سال عطارد بود لیکن دلالت کند در آن سال فتنه و تشویش و حرب و مصاف و جنگ بسیار بود و نرخها گران و بیماری مردم بیشتر از گرمی و خشکی بود و درد گلو نیز بسیار بود و در حدود گیلان و طبرستان و جرجان آشفتگی و تنگی و قحط بود و کار مردم بسته شود و تجار را زیان رسد و انصاف از میان مردم برخیزد اما برای مردم عامه نیک بود . و علما و اهل صلاح را نیک بود و ایشان را غم و کدورت بود و به یکدیگر کینه و حسد برند و فوت یکی از مشاهیر ایشان بود و باران بی هنگام ببارد و سیلها بسیار بود و احوال سلاطین متغیر بود و گاهگاه به بدی رسد و رعایا بر سلاطین عاصی شوند . کهتران بر مهتران کینه پیدا کنند و بعضی از میوه ها را آفت رسد و در تابستان بیماری و بادهای مخالف بسیار بود و پنبه و فالیز و گندم و جو نیک بود و آن سال خشکی و کمی آب بود و راه ها از سرما و برف زمستان گرفته شود .
اگر نوروز در روز پنجشنبه باشد صاحب سال مشتری بود و احوال ملوک و سلاطین وقت نیکو بود و مرادهای ایشان برآید و حال درویشان نیک بود و نباتات خوب و پنبه و کنجد میانه باشد و در بهار باران بسیار بود و کرم پیله وافر و ابریشم را میانه بود و چهارپایان بسیار باشند و حال زنان و کسانی که با ایشان کار دارند مثل عطار و گوهر فروش و صباغ و زرگر و شعرباف و پیله ور میانه بود ورونق داد و ستد در میان مردم کم باشد و روز به روز حال مردم بازار بدتر شود و خداوند این سال طالع مشتری به همه حال او را نیک بود .
اگر نوروز در روز جمعه باشد خداوند سال زهره است . حال علما و قرآن خوانان و زاهدان و عباد نیک بود و حال حیوانات نیک بود و حال ملوک و سلاطین نیکِ نیک بود ، اما گاه گـاه مشغول خود باشند و به بدی گرفتار شوند و به تعب افتند و در مردم لهو و طرب و شادابی بسیار بود و نکاح بسیار و پنبه اگر بکارند ضایع شود و هر چند دیرتر بکارند بهتر بود و در بابل بیماری و حادثه بسیار بود و فرمانفرمایی را از هند آفت رسد و در دریا شورش و اضطراب باشد و عمان خراب شود و درهم و دینار در میان کم باشد اما حال ملاحان بد و کشتیها در خوف باشند و تابستان گرم و بیماری بسیار شود و خداوند آن سال را حال نیک بود و حال مردم در تزلزل باشد
ابن سیرین خواب ها را چگونه تعبیر می کرد ؟
ابن سیرین خود دربارۀ علم تعبیر خواب می گوید : « هر که مرتبت این علم برگیرد علمها از آن است . زیرا که هر علمی را طلب کند ، اصلش مختلف نگردد و قیاسش تغییر نپذیرد و طریق او نیکو بود . زیرا هر علمی به طریقی بود مگر این علم که اصل بگردد از احوال مردم بر هیئت و صناعت و قدر و دیانت و کلمۀ ولادت که بر اختلاف وقتها همی گردد . زیرا که وقتی به غیر یا به اصل باید کردن و ایضا وقتی از بهره مرد بود ، وقتی برای زن و وقتی اضغاث و احلام بود یعنی خوابهای آشفته . بدان که هر علمی که داند مستغنی بود اگر از علم دیگر الا معبر که باید به ضرورت علم ، تعبیر قرآن بداند و اخبار حضرت مصطفی (ع) و امثال عرب و عجم و اشعار و نوادر و اشفاق نعمت و الفاظ متداول یعنی از دیگر فرا گرفتن و نیز باید زیرک و عارف باشد و شمایل و احوال مردمان را نیکو شناسد . قیاس و اصول را نیکو داند ولی با تمام این علوم مستغنی نباشد از توفیق خدای تعالی تا از کرم وی را به حق راهنمائی کند و بر زبانش ثواب و صلاح یابد .»
شخصی به ابن سیرین گفت : در خواب دیدم قدحی مملو از آب در دست دارم ، ناگهان قدح شکست ولی آب آن نریخت . ابن سیرین پرسید : آیا زن داری ؟ گفت : بلی . باز پرسید : زن تو حامله است ؟ مرد گفت بلی ! ابن سیرین فرمود : این طور می فهمم که بچه سالم می ماند ولی مادرش تلف می شود . پس از چندی در اثر وضع حمل ، مادر مرد ولی بچه زنده ماند .
شخصی به ابن سیرین اظهار داشت : در خواب دیدم خروسی ب چشمم منقار زد . تعبیر این خواب چیست ؟ ابن سیرین فرمود : بعد از گذشت سی و چهار روز از دنیا خواهی رفت . اتفاقا پس از مدت مذکور همان شخص بدرود حیات گفت . شاگردان پرسیدند در تعبیر مزبور ، از کجای خواب استفاده کردی ؟ فرمود : چون در حساب جمل « دیک » ( خروس ) سی و چهار است ( د / 4 – ی / 10 – ک / 20 ) ، هلاکت وی بر من آشکار شد .
شخصی به ابن سیرین گفت : در خواب دیدم که دنیا و آخرت از دستم بیرون شده است . پس از چند لحظه شخص دیگری آمد و گفت : در خواب دیده ام که دنیا و آخرت به دستم آمده است . ابن سیرین رو به شخص اول کرد و گفت معلوم می شود که تو قرآنی گم کرده ای و این مرد آن را پیدا کرده است . آنگاه قرآن را از شخص دوم گرفت و به شخص اول تسلیم کرد .
شخصی به ابن سیرین گفت : در خواب دیده ام که زینت را در میان زیتون می ریزم تعبیرش چیست ؟ فرمود : کنیز داری ؟ گفت : بلی . فرمود معلوم می شود که آن کنیز مادر تو است . آن مرد در مقام تحقیق بر آمد و معلوم شد که مطلب همان بوده است که ابن سیرین گفته است.
شخصی به ابن سیرین گفت : در خواب دیده ام که زمین با من سخن می گوید . فرمود : آماده باش که رفتن تو از این عالم نزدیک شده است . آن شخص چند روز بعد فوت کرد .
شخصی به ابن سیرین گفت : در خواب دیدم که قلاده ای طلا به گردن سگی آویزان کرده ام . فرمود معلوم می شود که علم را به نا اهل می آموزی .
مردی به ابن سیرین گفت : خواب دیده ام که در هر دو دست من نان است گاهی از این دست و گاهی از آن دست می خورم . ابن سیرین فرمود : گمان می کنم که بین دو خواهر جمع کرده ای ، از خدا بترس و توبه کن ، مرد حرف او را تصدیق و توبه کرد .
مردی به ابن سیرین گفت : در خواب دیدم بچه هائی در آستین دارم و یک یـک را از آستین بیرون می آورم و پس از تلقین شهادت در میان چاه می اندازم . ابن سیرین نزد حاکم محل رفت و گفت شخصی که در فلان محله منزل دارد ، خوابی دیده است که تعبیرش آن است که کشته های بسیاری در خانه دارد ، تحقیق کنید . همینکه مامورین در آن خانه ریختند ، حدود پنجاه تن را کشته مشاهده نمودند که در چاه انداخته بودند .
شخصی در ماه رمضان به ابن سیرین گفت : در خواب دیده ام که مهری به دست دارم و با آن دهان و فروج اشخاص را مهر می زنم . ابن سیرین از او پرسید : تو اذان گو هستی ؟ مرد گفت : بلی . فرمود : پیش از وقت اذان مگو که در اثر اذان بی موقع ، مردم را از لذائذ باز می داری .
مردی به ابن سیرین اظهار داشت : در خواب دیده ام که لوء لـوء می بلعم و بعد همان را قی می کنم . فرمود : معلوم می شود مقداری از قرآن را حفظ و بعد همان را فراموش کرده ای .
در بیان خواب دیدن در هر ماه
از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله علیه نقل شده که خواب دیدن در :
اول ماه – باطل است.
دوم و سوم ماه – بر عکس است .
چهارم و پنجم ماه – با تاخیر انجام می شود .
ششم و هفتم و هشتم و نهم ماه – آنچه در خواب دید راست است .
دهم و یازدهم و دوازدهم – با تاخیر انجام می شود .
سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم – نه خیر است و نه شر ، بلکه باطل است .
شانزدهم و هفدهم – با تاخیر انجام می شود .
هجدهم و نوزدهم – درست است .
بیستم و بیست و یکم – دروغ است .
بیست و دوم و بیست و سوم – شادی و خوشحالی است .
بیست و چهارم و بیست و پنجم – بر عکس است .
بیست و ششم و بیست و هفتم – نیز بر عکس است .
بیست و هشتم و بیست و نهم و سی ام – راست و درست است .
نظر شما در مورد تعبير خواب ابن سيرين چيست. آيا واقعيت دارد يا خير؟
| |
|
درمان خواب سنگين و زياد
با سلام خدمت حاج آقا و خسته نباشید به دوستان سایت.
سوال بنده از حاج آقا در رابطه با راه حلی برای درمان پر خوابی و خواب سنگین است به طوری که مانع انجام فرائض میشود. (ضمن اینکه مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی می فرمودند ممکن است از گناه زیاد باشد).
با تشکر
حجت الاسلام و المسلمین جاودان فرمودند:
سلام علیکم و رحمة الله
البته خواب ماندن نسبت به واجبات یا نماز شب می تواند از گناه باشد اما پرخوابی و سنگینی خواب به مزاج مربوط است . کیفیت و کمیت غذا می تواند در خواب تأثیر بگذارد. باصطلاح طب سنتی ، غذاها و مزاج سرد و رطوبتی خواب را زیاد و سنگین می کند و در مقابل ، غذاها و مزاج گرم و خشک خواب را کمتر و سبکتر می نماید. بنابراین فعلاً هم مقدار غذا را کمتر بکنید و هم از سردی ها مثل ماست و دوغ پرهیز کنید.بویژه شب ، نصفِ گذشته غذا بخورید و هم چیزهای سرد مثل ماست را ترک کنید.
خواب سنگین

ادراک در محضر خداوند بودن از منظر امام خمینی (ره)
توجه به غیر خدا انسان را به حجاب هاى ظلمانى و نورانى محجوب مى نماید، كلیه امور دنیوى اگر موجب توجه انسان به دنیا و غفلت از خداوند متعال شود باعث حجب ظلمانى مى شود، اگر دنیا وسیله توجه به حق و رسیدن به آخرت باشد حجاب هاى ظلمانى به حجب نورانى مبدل مى گردد. (1)
افسوس! كه ما اهل غفلت و مغروران بى مایه در تمام امور دست نشانده شیطان پلید هستیم و هیچ گاه از خواب گران و نسیان بى پایان بیرون نمى آییم و استفاده ما از مقامات و معارف ائمّه هدى علیهماالسّلام به قدرى كم و ناچیز است كه به حساب درست نیاید و از تاریخ حیات آنها به قشر و صورت اكتفا كردیم ...
با هر ریاضتى است از كعبه دل بت هاى بزرگ و كوچك را كه به دست تصرّف شیطان و نفس اماره تراشیده شده در هم شكن و فرو ریز تا وجودت لایق حضور خداوند گردد و تا بت هاى حب دنیا در كعبه دل است، سالك را راه به مقصد نیست. اى خدایى، كه مردگان را از گورها برانگیزى و اى آنكه به روز رستاخیز، برخاستن مردمان به فرمان تو است! دل هاى ما را از این كهنه قبرستان برانگیزان تا در درون قلب، انوار معرفتت را مشاهدة كنیم.
خداوند همه ما را از این قیدهاى شیطانى رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهى را به سرمنزل مقصود برسانیم.
خداوند شمه اى از این سیر معنوى و هجرت الهى را نصیب همه ما فرماید.
خداوند ما را از شر شیطان كه دزد به كمین نشسته بر سر راه خداى رحمان است در پناه خویش نگهدارد. (2)
پی نوشتها:
1- مبارزه با نفس یا جهاد اكبر، ص 51.
2- مصباح الهدیه ، ص 202.
رؤياي صادقانه چه علائمي دارد؟ و براي چه افرادي حجت است،
| |
|
آیا بختک وجود دارد؟
آیا بختک وجود دارد؟
بختک وجود خارجی ندارد و افراد باید قبل از خواب افکار پریشان را از خود دور کنند.
۲ موضوع موجب تصور بختک هنگام خواب میشود که یکی القائات فرهنگی است که به فرد این ذهنیت را میدهد که موجودی به نام بختک وجود دارد و دیگر دیدن خوابهای آشفته و نگران کننده است.
بختک معنای علمی و حقیقی ندارد اما وقتی افکار آلوده باشد خودبهخود هر چیزی که در خواب آشفته به سراغ انسان میآید بختک تصور میشود.
وقتی کابوس میبینیم و در عین حال افکار ما آلوده است احساس میکنیم موجودی روی سینه ما افتاده و چون احساس وحشت داریم تصور میکنیم آن موجود ما را خفه میکند و سینه ما را فشار میدهد اما این موضوع واقعی نیست.
علم، بختک را قبول ندارد و درمان آن با عوضکردن فکر منفی فرد امکانپذیر است.
همچنین پرهیز از پرخوری هنگام شب و مصرف شیر و عسل در عین حال دور کردن افکار منفی مهمترین راه پیشگیری ازآن است ودر صورت نيازبايد به روان پزشك مراجعه شود
خواب های آشفته
تصویراول
بی خوابی آمد. افکار خاکستری با تیرگی شب گره خورد. سقف خانه از تحمل خیرگی نگاهش خسته شد.
صدایی آمد. می دانست سرانجام کسی می آید. «تپانچه» زیربالش بود، از خیلی وقت پیش.
سایه ای عبور کرد. بیمناک شد. چرک گوشه پلک بر بیداری خواب نیمه کاره نشست.
– سایه را بزن!
این فریاد ناشناس درون بود.
سایه را زد.
سایه ای دیگر آمد، سایه ای کوچکتر.
سایه را بزن…
سایه را زد. صدای شیون بلندشد.
اما، سایه ها دزد نبودند، برای بردن جان و مال او نیامده بودند. سایه اول زنی و سایه کوچک تر فرزندش بود.
زن آمده بود تا لیوانی آب بردارد که جان داد، کودک زنده ماند. با پدری روان پریش و دارای «اختلال خواب»!
این را روانپزشکی قانونی کشور تأیید کرد، ده سال پیش…
تصویر دوم
مه و کولاک جاده را پشت سر گذاشتند. سه فرزند روی صندلی عقب و همسر در کنارش همسفر تونل های تودرتوی جاده چالوس بودند.
– «چیزی تا صبح نمانده برو!»
این را همسر گفت.
«خواب جلوی چشمانم را گرفته، نمی توانم برانم. بگذار گوشه ای بایستم و استراحت کنم.»
صدای خمیازه هایش در سکوت خواب بچه ها می پیچید که همسر گفت: «برو تا زودتر برسیم.»
مرد با چشمان بسته می رفت. انگار صدسال بی خوابی کشیده بود، رفت و رفت اما نه درجاده، نه در راه رسیدن، رفت در دل آهن پاره های ماشینی بزرگتر که همه ذوق رسیدن را با طعم تلخ مرگ در کام خود فروبرد.
علت تصادف، خواب آلودگی هنگام رانندگی است.
این را پلیس راه اعلام کرد. شش سال پیش، و هنوز هم اعلام می کند، هرچند دقیقه یک بار!
تصویر سوم
بی خوابی شب های امتحان و کنکور را خدا نصیب گرگ بیابان هم نکند.
تصویر چهارم
بدترین و سخت ترین روزهای زندگی ام، وقتی بود که شب قبل شیفت کاری داشتم.
پزشکان، پرستاران، آتش نشانان، مأموران پلیس، خبرنگاران، کارگران و رانندگان عمدتاً این را می گویند.
تصویر خواب
و تصویر دیگر راز معمای چندهزار ساله خواب آدمیان است که اختلال در آن این گونه آنان را به ورطه نابودی می کشاند.
دکتر مهدی صابری، متخصص اعصاب و روان، عضو هیأت علمی و رئیس بخش روانپزشکی سازمان پزشکی قانونی کشور در تشریح این تصویرها خواب را دارای دو مرحله عمیق و غیرعمیق می داند. شرایطی که فرد هوشیاری و ارتباط با واقعیت ها را ازدست می دهد. سطح هوشیاری در خواب عمیق آنقدر کم است که تمام اختلال ها و مشکل های قانونی آدمیان درآن حالت رخ می دهد.
راه رفتن در خواب، نداشتن هوشیاری کامل در ابتدای بیداری از خواب و ناآشنا به نظرآمدن محیط ازجمله این اختلال ها است.
این متخصص اعصاب و روان مرحله «رم» (Rem) خواب را تصویر هوشیاری نزدیک به مرحله بیداری و (nRem) را مرحله عمیق خواب می داند.
درحالت هوشیاری نزدیک به مرحله بیداری، تنفس و ضربان قلب و نبض تندتر از شرایط بیداری کامل است.
اما در مرحله عمیق خواب (مرحله رؤیا دیدن) افراد دچار اختلال خواب، راه می روند، حرف می زنند و ممکن است درگیر بیماری هایی همانند صرع و حالت تشنج شوند.
صابری ادامه می دهد: « خواب های بد، اضطراب، فشار و استرس های روزانه، می تواند در هنگام خوابیدن ضمیرناخودآگاه افراد را دچار ترس کند.
برداشته شدن کنترل ارادی و کابوس دیدن، نتیجه تجارب ناخوشایند روزانه است.
به طور کلی، خواب، راحتی اساسی برای رفع خستگی های جسمی و روانی بوده و اختلال درآن می تواند فردای پرتنشی برای افراد به وجود آورد.
«وقتی از خواب بیدار می شوم خیلی عصبی هستم. حتی نزدیک ترین افراد خانواده و دوستانم دلشان نمی خواهد نزدیکم بیایند، باید چند ساعت از بیداری ام بگذرد تا آرام شوم.»
این گفته بسیاری از مردم دنیاست.
رئیس بخش روانپزشکی سازمان پزشکی قانونی در این باره می گوید: «خواب باید در زمان مناسبی که فرد کاملاً خسته است اتفاق بیفتد. بیداری اجباری، نامناسب بودن محیط آزار روحی ناشی از نور، صدا و ناآرامی در اطراف موجب بروز اختلال در خواب طبیعی می شود.
بنابراین خستگی و روان پریشی، آرامش سیستم عصبی و عضلانی (جسمی و فیزیکی و روانی) انسان ها را برهم می زند. پس، نداشتن خواب کافی شبانه افراد را سخت عصبی می کند.
همچنین احساس خستگی بیش از اندازه، تحریک پذیری، نداشتن تمرکز و استرس های روزانه پیامد خواب نامطلوب به شمار می رود.»
«عادت دارم بعد از خوردن غذا حتماً بخوابم، اگر نخوابم دیوانه می شوم.»
دکتر صابری درباره این گونه اظهارات مردم می گوید: خواب های بعد از غذا، کار، تحصیل و غیره کاملاً جنبه عادتی دارند و با رفتار جدید بدن به ساعت های خاص خواب کنار می آید.
او برای افراد «عادی» ۶ تا ۸ ساعت خواب شبانه روزی را طبیعی، زیر ۵ ساعت خواب را کم خوابی و بیش از ۹ ساعت خواب را پرخوابی اعلام می کند.
وی دردهای عصبی، حالت های روان پریشی، اضطراب و افسردگی بسیاری از انسان ها را ناشی از کم خوابی می داند.
خواب دیدن
« من هر شب خواب می بینم…»
«من اصلاً خواب نمی بینم…»
این روانپزشک خواب ندیدن مطلق افراد را رد کرده و می افزاید: «کم تحرکی و خسته نشدن می تواند مانع خواب دیدن افراد شود.
مکان و زمان صحیح و معمول، استراحت مناسب ستون فقرات، سروگردن، اندیشیدن به مشکلات و یادآوری آنها افزون بر دوری یا نزدیکی اضطراب های خاص می تواند در خوب یا بدخوابیدن و دیدن و ندیدن خواب (رؤیا و کابوس) آدمیان مؤثر باشند.»
وی ادامه داد: «بهانه های روان پریشی و اختلال خواب در بسیاری از موارد مورد سوءاستفاده قاتلان و دیگر مجرمان قرارمی گیرد. از همین رو ظرافت کار تشخیص روانپزشکان و روانشناسان تنها راه تشخیص تظاهر و واقعیت این نوع اختلال ها است.»
تعدادی از مردم «خواب گردی» می کنند و به گفته دکتر صابری این اختلال نیز در صورت شناخته نشدن می تواند عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد.
همان گونه که چندی پیش و بعد از مشکلی که در یکی از جاده های کشور به وجود آمد، مرد «خواب گردی» شبانه در میان مسافران در راه مانده شروع به گردش کرد و به اتهام سرقت موردحمله سایرین قرارگرفت!
تیپ های جغد و چکاوک
«بچه ام مثل «جغد» است. شب ها خواب ندارد، روزها می خوابد.»
«برعکس پسر بزرگ من مثل «چکاوک» است صبح خیلی زود از خواب بیدار می شود و مثل مرغ سر شب به خواب می رود.»
این ها شکوه های گاه و بی گاه بسیاری از مردم است.
دکتر «الهام شیرازی» فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان در این باره می گوید: «خواب آدمیان واقعاً به دو دسته «جغد» و «چکاوک» تقسیم بندی می شود.
مغز تعدادی از افراد مانند چکاوک ، صبح های زود فعال است و برخی دیگر ترجیح می دهند کارهای خود را در سکوت شب انجام دهند.
به اعتقاد استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران و مرکز تحقیقات بهداشت و روان نمی توان درباره تمام انسان ها قانونی کلی صادرکرد، زیرا هردوگروه در صورت طبیعی بودن اعمال و رفتار، انسان هایی عادی محسوب می شوند.
«صدای گریه نوزاد همسایه، آرامش شبانه خانواده ما را گرفته است.»
این واژه های کنار هم چیده شده، اعتراض قدیمی اطرافیان تمام کوچولوها است.
دکتر شیرازی، در این باره می گوید: «دوره های خواب عمیق و غیرعمیق در افراد عادی هر ۹۰ دقیقه یک بار و به نسبت ۲۰ به ۸۰ درصد تغییر می کند.
اما این تحول در نوزادان نصف به نصف است. یعنی فرزندان کوچولو مراحل چهارگانه و طبیعی خواب را ندارند و تا ۶ ماهگی به دلیل ناهماهنگی خواب خود و والدین، مشکلاتی برای آنان به وجود می آورند.»
وی برای نوزادان تازه متولدشده ۱۶ ساعت خواب و نوزادان ۶ ماهه (ابتدای تولد) ۱۴ ساعت خواب را مناسب می داند.
او تأکید می کند: «کودکان تا ۲ سالگی به ۱۳ ساعت خواب نیازدارند و تا پایان دوره دبستان مانند سایر اعضای خانواده می خوابند.»
دنیای جدی خواب
توجه به خواب از اواسط دهه ۸۰ میلادی و با بررسی های فیزیولوژی انسان ها در خواب، پدیدآمد و هنوز هم تعدادزیادی از مردم اطلاع چندانی از دنیای خواب و تفاوت های آن با لحظه های بیداری ندارند.
در این میان، بیماران مبتلا به فشارخون ۴۰درصد و مردم عادی ۲ تا ۴ درصد اختلال خواب دارند. حدود ۲۰ درصد تصادف های رانندگی نیز به دلیل خواب آلودگی رانندگان رخ می دهد.
این درحالی است که براساس تحقیقات انجام شده، افسردگی، پرکاری تیروئید، اضطراب ناشی از استرس، مشکلات جنسی (ناتوانی جنسی)، انواع آلرژی و خس خس های قفسه سینه می تواند ریشه های کم خوابی و بی خوابی ها باشد.
به گفته دکتر شیرازی، درصد افسردگی افراد پرخواب معمولاً بیش از کم خواب ها است.
همچنین انسان های دچار کم خوابی های مفرط بیش از سایرین از «کوره درمی روند» و به شکل بیمارگونه ای خلق شان تنگ است. بنابراین ارتباط تنگاتنگی میان خواب و رفتار افراد جامعه وجوددارد.
وی می گوید: «نوارخواب شب تا صبح بسیاری از بیماران دچار اختلال خواب، نشان از کمبود اکسیژن افراد دارد. به طوری که مشکلات تنفسی (خرخر) گاه خواب انسان را تا ۵۰ بار دچار اختلال می کند بی آن که این تغییرات به شکل محسوس ظاهر شود.
از همین رو بازسازی نشدن انرژی مغز پرخاشگری، کم حوصلگی، خلق پائین، کم تحملی، کم تمرکزی و خستگی های ذهنی را به وجود می آورد.»
چرت های گاه و بی گاه
«پدرم در هر ساعت شبانه روز که اراده کند می تواند چرت بزند و به خواب عمیق فروبرود.»
این حرف بسیاری از آدم هایی است که اطرافیان خود را درطول روز، پشت میز و صندلی کار و کلاس، روی صندلی مترو، اتوبوس و تاکسی درحال «چرت» زدن می بینند.
اما به عقیده استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران یک فرد عادی نباید در طول روز چرت بزند.
او با استناد به تحقیقات انجام شده ادامه می دهد: «خیلی وقت ها تصادف های رانندگی به دلیل کافی نبودن خواب شبانه ناشی از مشکلات تنفسی و مصرف موادغذایی نامناسب درطول روز اتفاق می افتد.
همچنین انواع موادغذایی مانند ماست، سیر، پیاز (خواب آورها) و قهوه (بی خواب کننده ها) می توانند مانند واسطه های شیمیایی مغز عمل کرده و درخواب و بیداری افراد تأثیرگذار باشند.
به اعتقاد دکتر «شیرازی» سرنخ های بیرونی در خواب انسان ها نقش مهمی بازی می کنند. بنابراین بهتر است افراد (بویژه شاغلان) بدن خود را به یک ساعت خواب و استراحت یکسان عادت دهند زیرا زیاد خوابیدن در روزهای تعطیل سلامت بدن را به خطر می اندازد.
«همسرم پرستار است و به همان اندازه که برای بیماران دلسوزی می کند برای ما بدخلقی دارد.»
و این واقعیت تلخ زندگی پرستاران و روی دیگر سکه زندگی بسیاری از مشاغل دارای شب کاری به شمار می رود.
شیرازی با تأکید بر اشتباه های جبران ناپذیر تقسیم شیفت های کاری شبانه می گوید: «برای افزایش کارایی و کاهش اشتباه کاری تمام شاغلان به ۸ ساعت کار روزانه در ۵ روز کاری نیاز دارند.
بنابراین طبق پژوهش های انجام شده، شیفت های شبانه باید طوری تقسیم شوند که تحمل کشیک های شبانه برای افراد قابل پذیرش باشد.
حال آن که هنوز توقعات بی جا و خارج از توان آدمیان در مشاغلی همچون پزشکی، پرستاری، رانندگی، نگهبانی و غیره در کشورمان وجوددارد.
از سوی دیگر براساس نتایج تحقیقات، افت های تحصیلی بویژه در دوران راهنمایی و دبیرستان همواره با اختلال های خواب همراه است.
شب های امتحان شلوغی افکار، درد و خستگی، بدخوابی و بی خوابی تصویر آشفته شبانه ای را می سازند که ممکن است تداوم آن منجر به بیماری های قلبی شود.
اما در این تصویر «نور» معنایی ندارد زیرا به گفته دانشمندان خوابیدن در کنار «نور» جسم را هم دچار آسیب جدی می کند.
تصویر آخر
«صدای زمزمه ای دل شب را آرام می کرد. دست بر آسمان برده و زیرلب دعا می خواند. دلش قرارگرفت، خوابش برد، خوابی راحت و بی دغدغه.»
و این تصویر شفافی است. زیرا به اعتقاد روانشناسان و روانپزشکان «دعا و نیایش» ترشح هورمون های ترس و اضطراب را در افراد کاهش داده و در هر موقعیتی آدمیان را به آرامش می رساند
توسل به حضرت و حل مشکل مالی

مطلبی را که می خوانید مربوط به آقای «حاج رمضانعلی زاغری» ساکن کرج، است که برای جناب آقای حاج «غلام عباس حیدری» نقل کرده و در نزد خود ایشان نوشته و در دسترس قرار داده اند.
این داستان از این قرار است که:
« حدود ۲۵ سال قبل، با شخصی به نام محمد کمیلی، در تهران شریک بودم و خانه می ساختیم و می فروختیم.
موقعی بود که چند باب خانه را ساخته و منتظر مشتری بودیم. روزی در حالی که شریکم نبود یک مشتری آمد و یکی از این خانه ها را پسندید و گفت:
« با من حضرت عباسی معامله کن. »
من هم قیمت را پایین آوردم، لکن شریکم نسبت به سهم خودش به این معامله، راضی نشد، من خیلی ناراحت شده و تصمیم گرفتم از او جدا شوم.
همان شب در عالم رویا دیدم که تمام ساختمانهایی که برای فروش آماده کردیم خراب شد و جای آنها بصورت یک گودال بسیار خطرناک درآمد.
صبح که بیدار شدم به همسرم گفتم:
« من خوابی دیده ام که بر بیچارگی و ورشکستگی ما دلالت دارد. »
چند روز بیشتر طول نکشید که دو سه نفر مأمور آگاهی و ساواک سراغ شریکم آمدند، او را گرفتند و بردند و نفهمیدند من شریک او هستم.
تمام ساختمانهای بساز و بفروش ما را تصاحب کردند. معلوم شد بدون اینکه من بدانم شریکم در کار قاچاق دست داشته است. با اینکه بی گناه بودم از ترس اینکه مبادا باعث زحمتم شوند، از منزلی که اجاره نشین بودم، بیرون آمدم و جای دیگری در منزل پیرزنی دو اتاق اجاره کردم و با اهل و عیال خود، آنجا زندگی می کردم.
از طرفی، چکی به مبلغ پانصد هزار تومان دست کسی داشتم که پولش را داده بودم ولی چک نزد او مانده بود و معلوم شد بهائی است و وقتی جریان کار ما را فهمید، گفته بود: « این چک را به اجرا می گذارم. »
خدا می داند که غم و غصه عالم در دلم جا کرده بود و همیشه مهموم و مغموم و گاه بی توجه، شروع به گریه می کردم، انسانی بودم ورشکسته، بیکار و ناراحت!
پیرزن صاحب خانه که وضع مرا دید، به حالم رقت کرد و گفت:
« پسرم! اگر می خواهی از گرفتاری و همّ و غم، نجات پیدا کنی بیا با حاج آقا «کافی» ( که آن زمان زنده بودند) شبهای چهارشنبه به «مسجد جمکران قم» برو و از امام زمان (ارواحنا فداه) بخواه تا مشکلات تو را برطرف نماید. »
تصمیم گرفتم و با هیئت ایشان، به جمکران مشرف شده و چون ماشین سواری داشتم، شبهای چهارشنبه بعد، خودم به قم و مسجد جمکران می رفتم و انجام وظیفه می کردم تا اینکه چهل شب چهارشنبه تمام شد و چون نتیجه ای ندیدم، سخت ناراحت بودم. و با خود می گفتم پس نتیجه چهل شب چهارشنبه مسجد جمکران چیست؟
صبح همان روز هم عریضه ای نوشتم و به چاهی که در آنجا بود انداختم و به «حسین بن روح نایب خاص حضرت» عرض کردم:
« سلام و عریضه مرا به خدمت آقا امام زمان (علیه السلام) برسان. »
از مسجد جمکران بیرون آمدم و به طرف قم روانه شدم، به زیارت قبر حضرت معصومه (سلام الله علیها) رفتم و به تهران برگشتم.
با حالت خسته و غمگین به خانه رفتم. فردای آن روز، بعدازظهر روز پنجشنبه، تصمیم گرفتم به زیارت حضرت عبدالعظیم (علیه السلام) بروم و در ضمن، مسافر هم سوار کنم که برای عائله ام چیزی تهیه کنم.
از میدان اعدام، صد قدمی دور شدم که یک دفعه چشمم به شخصی کنار خیابان افتاد، به طرف من اشاره کرد و با اشاره او ماشین بدون ترمز ایستاد؛ درب ماشین را باز کرد و وارد ماشین شد.
شخصی بود در سن تقریباً چهل سال و تسبیحی در دست و لباس بلندی پوشیده بود.
فرمود: « کجا می روی؟ »
عرض کردم: « حضرت عبدالعظیم(ع). »
فرمود: « من هم به آن طرف می آیم »
حرکت کردیم، مسافر تازه وارد به من فرمود: « خیلی پریشان و ناراحتی؟ »
گفتم: « ای آقا! گرفتاری و ناراحتی من به اندازه ای است که دیگر از این عالم سیر شده ام. »
فرمود: « در صورتت خواندم. »
گفتم: « گرفتاری من یکی و دو تا نیست، ورشکستگی، طلبکارها، چکهایی، دست افراد دارم که پولش را هم داده ام، اما چکهای خود را نگرفته ام و آنها چکهای مرا به اجرا گذاشته اند و خلاصه مأمورین در تعقیب من هستند و در حالی که گنهکار نیستم، آبرویم دارد می ریزد، نمی دانم چه کنم؟ »
فرمود: « هیچ غصه نخور و ناراحت نباش، تمام کارهایت روبه راه می شود، ان شاء الله. »
ایشان دست به جیب خود نمود، کاغذ تا شده ای بیرون آورده، به من دادند و فرمودند: « این کاغذ را همیشه با خود نگه دار تا موقعی که این کاغذ را داری از هیچکس و هیچ چیز نترس. همین امروز هم می روی پیش آنهایی که خود را طلبکار می دانند و از آنها ترس داری و می خواهند جلبت کنند، می بینی با تو هیچ کاری ندارند، خاطرت جمع باشد. »
کاغذ را گرفتم و در جیبم گذاشتم، مثل اینکه تمام نگرانیهایم از بین رفت و راحت شدم. به خیابان نازی آباد رسیده بودیم که فرمود: « من کاری دارم، باید اینجا پیاده شوم. »
من ماشین را نگه داشتم، باز سفارش کردند که:
« این کاغذ که به تو دادم، در داخل کاغذ، دعا نوشته شده، همینطور که تا کرده ام، بازش مکن و همیشه با خود داشته باش و قدر آن را بدان. »
در همین موقع که پیاده می شدند، چند سکه هم به جای کرایه به من دادند که نگرفتم، خودشان داخل ظرفی که جلوی ماشین قرار داشت و پول داخل آن بود، ریختند و پیاده شدند. به محض پایین رفتن، درب ماشین بسته شد و ایشان را ندیدم. فکر کردم کنار جاده چاه یا گودال بود که او داخل آن افتاده است.
پیاده شده، آمدم دیدم که نه، جاده صاف است ولی از او خبری نیست. به ذهنم رسید که شخص مسافر وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه) بوده که چهل شب چهارشنبه در مسجد جمکران او را خوانده و عریضه به محضرش نوشتم و تمام مطالب در ذهنم آمد.
همانجا تنها برای گریه کردن نشستم. هیچ عبور و مروری نبود، آن قدر گریه کردم که بیهوش شدم. در حال بیهوشی دیدم، همان آقا بالای سرم آمدند و فرمودند:
« بلند شو، برو! من گفتم گرفتاریهایت تمام شد، بلند شو!»
چشم خود را باز کردم و آن آقا را ندیدم.
از طرفی غمگین بودم که چرا آقا را نشناختم و از طرفی خوشحال که رفع نگرانیهایم شده، از همانجا به خانه برگشتم و جریان را به همسرم گفتم.
دوستی به نام آقای «سید حسن مطهری کیا» داشتم که از جریان وضع من اطلاع داشت، همان ساعت با همسرم نزد او رفته و بعد از گریه زیاد، جریان مسجد جمکران و ملاقات آقا را در ماشین گفتم.
گفت: « همین الان برویم، درب مغازه عباس درخشان که چک پانصد هزار تومانی را نداده و حکم جلب تو را هم گرفته است. »
سه نفری حرکت کرده و رفتیم تا درب دکان او رسیدیم؛ به محض اینکه جلو دکان نامبرده از ماشین پیاده شدیم و او چشمش به ما افتاد، با اینکه بهائی بود، خوشحال و خندان به طرف ما آمد و مرا بغل کرد و بوسید و گفت: « کجا بودی؟ خوب شد آمدی، چهار، پنج ساعت است، مثل اینکه یک نفر مأمور با اسلحه پشت سر من ایستاده و به من می گوید: چرا چک این مرد که پول تو را داده، اجرا گذاشتی و حکم جلب او را گرفتی، از خدا نمی ترسی؟ من منتظر بودم، بیایی و این چک را به شما برگردانم. »
چک را با سه هزار تومان که زیادی به او داده بودم، پس داد و مرا بوسید و عذر خواهی کرد. ما مجدداً شروع به گریه کردیم و او متعجب ماند.
عباس درخشان بهائی گفت: « به جای خوشحالی گریه می کنی؟ »
گفتم: « این گریه خوشحالی است و به خاطر محبتی است که امام زمان(عج) ما نسبت به من داشته و شما که او را نمی شناسید و ارزش او را نمی دانید، ولی ما شیعیان پناه و دادرس داریم که در موارد گرفتاری، به او توسل پیدا می کنیم. »
تعجب کرد و گفت: « بی جهت نبود که چند ساعت است به من چنین حالتی دست داده و بی اختیار منتظر تو بودم. »
از او جدا شدیم و به سایر بدهکاران مراجعه نمودیم، همانطور که آقا فرموده بودند همه با روی باز از من استقبال کردند و رفع گرفتاریها و نگرانیهایم شد و تا الان که سال ۱۴۱۴ هجری قمری است، به خوبی و آبرومندی و بدون نگرانی زندگی کرده ایم و این از عنایت امام زمان (علیه السلام) و آن نامه ای که حضرت به من داده اند، می باشد.
در پایان لازم است نظر شما را به دو موضوع دیگر در این رابطه جلب کنم:
اول، اثر آن نامه،
دوم، اثری از پولهایی که حضرت به کاسه پول من ریخت.
نامه حضرت
حدود چهار سال قبل بود، سوار اتوبوس شدم و موقع پایین آمدن فراموش کردم کتم را بردارم. به منزل که رسیدم، یادم آمد و خیلی متأثر بودم مخصوصاً برای نامه ای که حضرت به من داده و در جیب کتم بود.
پس از چند روز، زنگ منزل زده شد و شخص ناشناسی بدون اینکه او را بشناسم یا آدرسی در داخل جیب کتم باشد یا کسی او را راهنما باشد، آمد و به من گفت:
« این کت از شما در اتوبوس جا مانده است. »
کت را به دست من داد و خداحافظی کرد و رفت. از آن روز به بعد، کاغذ را در صندوق مخصوصی نهاده و روزی چند نوبت، زیارت می کنم.
پولهای با برکت حضرت
همان روز، ماشین احتیاج به بنزین داشت؛ وقتی بنزین زدم فراموش نمودم و سکه های آقا را با قسمتی از پول خودم دادم و حرکت نمودم. هر موقعی نگاه به باک ماشین می کردم، پر بود، تا اینکه پس از دو ماه، برای دیدن پیش نماز مسجد صاحب الزمان (علیه السلام) در بیست کیلومتری تفرش رفتم و جریان تشرفم را خدمت امام زمان (علیه السلام)، و نجات از طلبکاران و موضوع پر بودن باک ماشین را به او گفتم، جلسه تمام شد خداحافظی کردم، آمدم سوار شدم، خواستم ماشین را روشن کنم، دیدم بنزین ندارد و خشک شده به آقای « نجفی» پیش نماز مسجد، گفتم: « تعجب است، باک ماشین بنزینش خشک شده. »
ایشان در جواب با تبسمی فرمود:
« کاش حرف بنزین را نمی گفتی، دیگر فایده ندارد. » این جریان و سرگذشت من بود، خداوند همه را روزی کند که جمالش را ببینیم و از گل رویش بهره بگیریم.»
توسل و شفای فرزند
مرحوم حاج ملا باقر بهبهانی، در کتاب دمعه الساکبه نوشته است:
« فرزندم، علی محمد که تنها پسرم بود، مریض شد و روز به روز هم مرضش شدت پیدا می کرد و بر حزن و اندوه من می افزود، تا آن که مردم از او ناامید شدند و یقین به مردنش نمودند؛ لذا علما و سادات در دعاهایشان برای او طلب شفا می کردند.
تا آن که شب یازدهم مرضش، حال او سخت شد و مرضش سنگین و اضطراب و التهابش شدید گردید.
راه چاره ای نداشتم به همین جهت ملتجی و متوسل به حضرت قائم علیه السلام شدم و با ناراحتی و اضطراب از نزد پسرم خارج شدم و بر بام خانه بالا رفتم. بی قرارانه به حضرتش متوسل گشته و با ذلت و مسکنت عرض می کردم:
« یا صاحب الزمان ادرکنی یا صاحب الزمان اغثنی. »
و خود را به خاک عجز و مذلت مالیدم. بعد هم از بام پایین آمدم و نزد پسرم رفتم و پیش رویش نشستم؛ با کمال تعجب دیدم نفسش آرام، حواسش بجا و عرق، او را گرفته بود.
خدا را بر این نعمت بزرگ شکرگزاری کردم.
رویای مولف کتاب العبقری الحسان
آنچه برای آیت الله نهاوندی مولف کتاب العبقری الحسان اتفاق افتاده، این است که ایشان حاجتی داشتند؛ لذا در حرم عسکریین(ع) مشغول دعا و تضرّع میشوند. شب آن حضرت را در خواب می بیند که ایشان را نوازش فرمودند و وعده استجابت دادند. بعد هم به زودی آنچه را خواسته بود و حضرت در خواب وعده داده بودند، به او مرحمت فرمودند.


با سلام خدمت شما دوستانی که در این لحظه خوانده مطالب این وبلاگ هستید کلیه مطالب مندرج در این پایگاه مستند به مطالب مندرج در سایر رسانه های دیگر می باشد وحقیر فقط در جهت باز آوری مطالب برای آن دسته از دوستانی که علاقه به مطالعه مجدد این نوشته ها هستند ویا تاکنون موفق به خواندن این مطالب نشده اند آنها را در این پایگاه جمع اوری کرده ام امیدوارم مطالب نویسندگان محترم این مقاله ها وتفسیر ها مورد توجه شما عزیزان قرار گیرید لطفا اکر نظری دارید حتما در ذیل مطالب ذکر کنید ویا اکر مطالبی ویا نقدی بر مطالب منتشره دارید با رعایت احترام وادب به نویسنده آن موارد نقد خود را مرقوم بفرمایید باتجدید احترام....(09119339259)..homayoun.salimi