احادیثی در توسل به قرآن

در مکارم الاخلاق از رسول خدا (ص) منقول است: هر که طلب شفا از قرآن مجید ننماید خدای تعالی او را شفا ندهد.
از امام صادق (ع) منقول است: هر کس صد آیه از قرآن از هر جای که خواهد تلاوت نماید بعد از آن هفت مرتبه  یا الله بگوید اگر بر سنگ سخت دعا کند هر آینه شکافته گردد.
از حضرت علی (ع) رسیده است: هر کس از چیزی خائف باشد بخواند از هر جای قرآن که خواهد صد آیه و سه مرتبه بگوید:
(اَللّهُمَّ اکْشِفْ عَنّی الْبَلاءَ)
از حضرت موسی بن جعفر(ع) منقول است: هر کس کفایت بجوید آیه از قرآن از مشرق تا مغرب او را کافی باشد هر گاه به یقین بخواند زیرا در قرآن شفا از هر دردی است.

خواص سوره انا انزلناه‌(در وقت خواب)

پیامبر اکرم (ص): هر که در وقت خواب یازده مرتبه سوره (انا انزلناه) را بخواند حق تعالی، یازده ملک بر او موکل گرداند که او را از شر شیطان حفظ کنند تا صبح.

چرا همیشه خسته و بی حال هستیم؟

اگر از گفتن «خسته‌ام» و «حال ندارم» خسته شده‌ايد...
چرا تا اين حد خسته هستيد؟ چرا پس از بيدارشدن از خواب هم احساس خستگي مي‌كنيد؟ چرا خيلي زود انرژي‌تان تمام مي‌شود؟چرا نسبت به قبل احساس فرسودگي و تحليل رفتن مي‌كنيد؟ 7 علت كه مي‌تواند علت اصلي خستگي شما باشد را برشمردیم.
برترین مجله اینترنتی ایران


يكي از 5 مشكل اصلي زنان

در سال 2010، در مطالعه‌اي گسترده در سرتاسر آمريكا از دختران و زنان اين كشور خواسته شد تا 5 دغدغه اصلي خود در مورد سلامت و مشكلات جسمي و روحي خود را نام ببرند. جالب اين‌كه «خستگي مفرط و مزمن» يكي از اين 5 مورد بود. (موارد ديگر عبارت بودند از مشكلات مربوط به دوره‌هاي ماهانه، بهترين غذاهاي در دسترس براي داشتن تغذيه سالم، مشكلات تيروئيد و مشكلات روان‌شناسي مربوط به ارتباط با جنس مخالف.) همين مسئله مي‌تواند اهميت پرداختن به موضوعي به نام خستگي را آشكار كند. شما در اين مطلب در مورد علت‌هاي احتمالي خستگي و چگونگي برخورد با آن‌ها اطلاعات لازم را كسب خواهيد كرد.



وقتي سوخت بدن‌تان تمام مي‌شود

تيروئيد غده‌اي پروانه‌اي شكل در گردن است كه هورمون‌هايي ترشح مي‌كند كه مسئول تنظيم سوخت و ساز بدن هستند. چه تيروئيد پركار باشد و چه كم‌كار، شما احساس خستگي و ضعف و كمبود انرژي خواهيد داشت. دكتر ساندرا فراي هوفر، پروفسور طب داخلي در دانشگاه پزشكي آتلانتا توضيح مي‌دهد: «اگر تيروئيد شما كم‌كار باشد بدن شما كمتر مواد‌غذايي را خواهد سوزاند و آن را به انرژي تبديل مي‌كند. در واقع اين حالت مثل موتوري است كه نمي‌تواند بنزين را بسوزاند، در حالتي هم كه تيروئيد شما پركار باشد بدن تمام منبع انرژي خود را مصرف مي‌كند. اين حالت مثل اتومبيلي است كه موتور آن تمام بنزينش را بسوزاند و خاموش شود.» مشكلات تيروئيد در زنان شايع‌تر است اما توضيحي در اين مورد وجود ندارد. دكتر حسين قريب، پروفسور طب داخلي در مايوكلينيك در روچستر مي‌گويد: «اين مورد هنوز يك راز است، يك راز بزرگ شايد ناشي از ژنتيك باشد يا هورمون‌ها، هنوز نمي‌توان در اين مورد نظر قطعي داد.»

 چه كار كنيم: با يك آزمايش خون و درصورت نياز اسكن غده تيروئيد (يا سونوگرافي آن) مي‌توان مشكل تيروئيد را متوجه شد و درمان مناسب براي آن را تجويز كرد.



مشكلات قلبي

دكتر تراي هوفر، مي‌گويد: «همه زن‌ها با شنيدن اسم سكته قلبي يا مشكل قلبي مي‌گويند، اين به ما ربطي ندارد، اين بيماري خاص آقايان است اما واقعيت اين است كه مشكلات قلبي يك خطر جدي و براي زنان از تمام سرطان‌ها بيشتر است.» آمار انجمن ملي قلب آمريكا نشان مي‌دهد، شمار زناني كه به‌دليل سكته‌هاي قلبي يا مغزي يا مشكلات عروقي طي يك سال فوت مي‌كنند، 2 برابر تعداد افراد در گذشته به‌دليل ابتلا به تمام انواع سرطان است. اگر قلب شما نتواند خوب خون را پمپاژ كند خون كافي به اعضاي بدن نمي‌رسد و شما احساس خستگي خواهيد كرد. دكتر آنابلا ولگمن، فوق‌تخصص قلب در مركز قلب دانشگاه شيكاگو مي‌گويد: «خستگي و احساس بي‌حالي و ضعف يكي از اصلي‌ترين شكايت‌هاي زنان مبتلا به مشكلات و بيماري‌هاي قلبي است.»

چه كار كنيم: اگر عوامل خطر ابتلا به مشكلات قلبي را داريد (مثل چاقي، بالا بودن فشار خون، سابقه خانوادگي، مشكلات قلبي) بايد به‌طور منظم توسط پزشك متخصص معاينه شويد. گرفتن فشار خون، نوار قلب و انجام تست‌هاي آزمايشگاهي مي‌تواند اطلاعات بسياري را در اختيار پزشك شما قرار دهد و همچنين درصورت بروز مشكل هم پزشك شما درمان لازم را در نظر خواهد گرفت.



ترس از آفتاب و كمبود ويتامين D

دكتر مارتين نيورمن، فوق‌تخصص غدد در مركز طبي نيوآرك‌ مي‌گويد: «طي سال‌هاي اخير، ترس از بروز سرطان پوست باعث شده كه بسياري از زنان و مردان به‌دليل قرار نگرفتن در معرض نور خورشيد دچار كمبود ويتامين D شوند.» در عين حال آلرژي نسبت به محصولات لبني و برخي از رژيم‌هاي غذايي غلط و حتي داشتن پوست‌هاي بسيار تيره هم از عواملي هستند كه ممكن است باعث كمبود ويتامين D در بدن شوند. يادتان باشد در افرادي كه اضافه وزن زيادي دارند هم مكانيسم عملكرد ويتامين D كامل نمي‌شود. به هر حال كمبود ويتامين D جدا از اين‌كه باعث ضعف در ساختار استخوان مي‌شود، مي‌تواند باعث احساس خستگي مزمن هم شود.

چه كار كنيم: با يك تست آزمايشگاهي مشخص مي‌شود كه شما كمبود ويتامين D داريد يا نه، اگر كمبود داشتيد مي‌توانيد با خوردن مكمل‌هاي ويتامين D مشكل را برطرف كنيد. در سال 2010 انجمن پزشكي داخلي آمريكا اعلام كرد، هر زن جوان بايد روزانه 600 واحد و هر زن بالاي 60 سال بايد روزانه 800 واحد ويتامين D دريافت كند. البته بدانيد كه اگر ويتامين D را بيش از حد مورد نياز بدن مصرف كنيد، مي‌تواند باعث بروز مشكلات كليوي شود.





كم‌خوني (از نوع فقر آهن)

زماني كه بدن نتواند اكسيژن كافي را به تمام سلول‌هاي خود برساند احساس‌هايي مثل ضعف، بي‌حالي و گيجي، شايع‌ است. دكتر فراي هوفر مي‌گويد: «كم‌خوني بيشتر از آن‌كه يك بيماري باشد، نشانه يك بيماري است، براي مثال ممكن است ميزان خونريزي شما در دوره‌هاي ماهانه آنقدر زياد باشد كه بدن شما دچار كم‌خوني شود. در اين‌جا مشكل، اختلال دوره‌هاي ماهانه شماست يا اگر مشكلات جذب در دستگاه گوارش داشته باشيد هم ممكن است دچار كم‌خوني ‌شويد.»

چه كار كنيم: پزشك شما با يك آزمايش ساده خون متوجه خواهد شد كه شما دچار كم‌خوني هستيد يا نه، درمان انواع كم‌خوني‌ها هم عموما ساده است و با همين درمان‌هاي ساده، بسياري از مبتلايان احساس بهبود و سرحالي مشهودي پيدا مي‌كنند.





وقتي نفس‌تان در خواب مي‌گيرد

ممكن است همسر شما با شما شوخي كند و بگويد در خواب ناگهان صداي تنفس شما «خرخر» مانند مي‌شود. حواس‌تان باشد كه اين خرخر‌كردن، يا خروپف‌هاي عجيب و غريب مي‌تواند علامت قطع تنفس در خواب باشد. در اين حالت تنفس شما طي خواب‌ براي چند ثانيه قطع مي‌شود و مغز به شما دستور بيدار شدن مي‌دهد، شما چند ثانيه بيدار مي‌شويد و سپس دوباره مي‌خوابيد و اين حالت چند بار تكرار مي‌شود اما ممكن است فرداي آن روز اصلا اين موضوع را به خاطر نياوريد. دكتر فراي‌هوفر مي‌گويد: «در اين حالت شما هيچگاه نمي‌توانيد يك خواب شبانه خوب داشته باشيد و اين باعث مي‌شود، بدن شما هميشه خسته و فاقد انرژي باشد.»

چه كار كنيم؛ اضافه وزن داشتن مي‌تواند فشار روي مجراي تنفسي شما را بيشتر كند براي همين بهتر است وزن مناسب داشته باشيد. اگر اين حالت شديد باشد ممكن است براي شما ماسك اكسيژن با فشار مثبت (CPAP) در نظر گرفته شود كه اگر بتوانيد با ماسكي روي صورت خود بخوابيد آن وقت متوجه ايجاد تفاوت در كيفيت خواب‌تان خواهيد شد.





براي خوابيدن هم برنامه داشته باشيد
  • كم‌خوابي
اضطراب‌ها (شغلي، خانوادگي، اقتصادي و...) يكي از عوامل مهم تاثيرگذار روي كيفيت و كميت خواب هستند و مي‌توانند باعث شوند فرد نتواند 7 ساعت خواب مناسب روزانه را تجربه كند. دكتر هاوين‌جافي، پروفسور روان‌پزشكي در دانشگاه هاروارد مي‌گويد: «بسياري از زنان و دختران جوان شيوه زندگي نامنظم دارند و اين باعث مي‌شود كه برنامه خواب منظم و مناسبي نداشته باشند و اين يكي از اصلي‌ترين علت‌هاي خستگي مزمن در آن‌هاست.»

چه كار كنيم؛ دكتر جافي مي‌گويد:‌ «بايد براي خوابيدن يك برنامه منظم داشته باشيم، اتاق خواب خودتان را تاريك و بي‌صدا و خالي از هر گونه وسيله الكتريكي كنيد. بوهايي مثل بوي اسطوخودوس در بخور يا در بالش شما مي‌تواند باعث آرام‌شدن سيستم عصبي شما و كمك به خواب رفتن شما بكند. در ضمن چند ساعت قبل از خواب قهوه يا چاي ننوشيد.» اگر با رعايت همه اين مسائل باز‌هم خواب‌تان نبرد، بلند شويد به اتاق ديگري برويد، 15‌‌دقيقه مطالعه كنيد و سپس به تختخواب بگرديد و بخوابيد.



وقتي حال روح‌تان خوب نيست
  • افسردگي
هم افسردگي و هم خستگي مزمن در زنان و دختران شايع‌ هستند و هر كدام مي‌تواند ديگري را باعث شود. احساس خستگي در زنان افسرده 4 برابر ساير زنان است و زناني كه از خستگي مزمن رنج مي‌برند هم 3 برابر بيشتر به افسردگي مبتلا مي‌شوند. اضطراب و نگراني عوارض افسردگي هستند كه باعث بدخوابي شده و در مجموع باعث تشديد حالت كم‌انرژي‌بودن و بي‌حالي مزمن مي‌شوند.

چه كار كنيم؛ دكتر فراي‌هوفر مي‌گويد: «درمان افسردگي كم‌انرژي‌بودن شما را برطرف مي‌كند و سطح انرژي شما را بالا مي‌برد.» بايد تمام علامت‌ها و مشكلات خودتان را به پزشك معالج خودتان بگوييد تا او بداند مشكلات شما چه زماني شروع مي‌شود، چقدر به طول مي‌انجامد، چه زماني تشديد مي‌شود و... روان‌پزشك شما همراه با خودتان به بهترين شيوه درمان ـ كه مناسب حالت شماست ـ خواهد رسيد.

اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir

تعبيرخوابهاي شما.........................فرزند

محمدبن سيرين گويد: اگر بيند او را دختري آيد، دليل سلامتي بود و از اهل خود شاد شد. اگر بيند او را پسري آمد، دليل است او دختري آيد. اگر بيند دختري آورد، دليل است پسر آورد. ابراهيم كرماني گويد: اگر بيند كه طفلي را جائي افكنده بودند و او بازيافت، دليل كه از جائي كه اميد ندارد چيزي به وي رسد

تعبيرخوابهاي شما.........................بیماری

محمدبن سيرين گويد: اگر كسي در خواب بيند كه بيمار است، دليل كه دين او به فساد است و گفتار او را مردم به نفاق است و بعضي گويند كه در آن سال بميرد. اگر بينداز بيماري تندرست شده است و در خانه خويش نبود و با كس سخن نمي گفت، دليل كه بيماري بر وي دراز شود و برخطر بوده باشد كه بميرد، امااگر بيند كه با مردمان مجالست مي كرد و سخن مي گفت، دليل كه زود از بيماري شفا ياد. ابراهيم كرماني گويد: اگر بيند بيمار و برهنه است، دليل كه زود بميرد. و معبران گفته اند كه بيماري در خواب، دليل بر فسق و فجور كند و غم و اندوه ...  از قِبَل سلطان يا از قِبَل عيال بدو رسد. جابر مغربي گويد: بيماري هاي گوناگون در خواب، دليل است بر خوار شدن فريضت ها و سنتها. حضرت امام جعفر صادق فرمايد: اگر كسي بيند كه بيمار است و از علت خويش مي ناليد، دليل كه از غم ايمن شود. اگر از بيمار قانع و راضي و شاكر بود، تاويلش به نيكي و صحت است. اگر بيند بيمار و برهنه است، دليل كه اجلش نزديك آمده باشد.  

تعبيرخوابهاي شما.........................جنازه

محمد بن سيرين گويد: اگر كسي در خواب بيند جهود شد، دليل كه بر راه بدعت بود و جهودان را ياري دهد و قول ايشان را راست دارد. اگر كسي بيند او جهود شد يا ترسا يا مشرك يا بت پرست، دليل بود بر ضلالت و گمراهي او بر خداي تعالي و بهتان و دروغ گويد. اگر بيند از آن كيش برگشت و مسلمان شد، دليل كه گناهي بزرگ از او در وجود آيد و سرانجام توبه كند و به سوي حق تعالي بازگردد. اگر به خواب بيند كه نداند از كدام دين است، يا از كدام قبله نماز مي بايد كرد، دليل كه سرگشته و متحير و سرگردان شود و فروماند. حضرت امام جعفر صادق ...  فرمايد: اگر كسي بيند كه جهود شد، دليل كه صاحب خواب را كاري مشكل پيدا گردد و بر مخالف شريعت سنت يابد، زيرا كه يهودمشتق است از هدي. اگر مُغي را به خواب يند، دليل كه صاحب خواب به كارهاي دنيا فريفته گردد و غافل بود از كار آخرت. جابرمغربي گويد: اگر جهودي درخواب بيند كه مسلمان شد، دليل كه زود بميرد يا مسلمان گردد.  

تعبيرخوابهاي شما.........................جامه جادو

چنان چه در خواب جادو و جادو گر ببينيد با توجه به باور و ناباوري خودتان مي توانيد تعبير آن را بيابيد. از حضرت امام صادق _ ع _ نيز روايت شده که جادو در خواب فتنه و دروغ است. ما به طور کلي براي جادو گران قيافه اي زشت و کريه قائليم. اين جماعت چون فعل باطل دارند نمي توانند چهره اي روحاني و آسماني و فرشته سان داشته باشند پس ديدن جادوگران در خواب ميمون نيست و بيننده خواب در فرداي بيداري بهتر است صدقه بدهد. 

تعبيرخوابهاي شما.........................جامه خواب

محمدبن سيرين گويد: جامه خواب ديدن، به تاويل زن است. اگر بيند جامه خواب سفيد و پاكيزه است، دليل كه عيالش ديندار است و مستور. اگر بيند جامه خواب سياه بود، دليل كه از عيالش اندوه و رنج به او رسد و بعضي از معبران گويند: جامه سياه در خواب، پادشاه را نيكو و رعيت را بد است. اگر جامه خواب را كبود بيند، دليل كه او را به سبب عيال غم و اندوه و مصيبت رسد. اگر بيند كه جامه خوابش چركين و دريده است، دليل كه زن او چركين و پليد و ناسازگار است. اگر بيند جامه خوابش بسوخت، دليل كه عيالش بميرد. حضرت امام جعفر صادق فرمايد: ...  ديدن جامه خواب بر سه و جه است: اول: زني نيك، دوم: راحت و آساني، سوم: رنج و اندوه و مصيبت

تعبيرخوابهاي شما.........................ديدن غرق شدن

محمدبن سيرين گويد: اگر درخواب بيند در دريا غرق شد و بمرد، دليل كه پادشاه او را هلاك كند. جابرمغربي گويد: اگر بيند آب او را فرو برد و باز او را بالا آورد. دليل كه كار دنيا كه به دست آورده بگذارد و راه آخرت گزيند. اگر بيند ملكي يا چهارپائي از ا و غرق شد، دليل كه از كاري فرو ماند و عاقبت رهائي يابد....  حضرت امام جعفر صادق فرمايد: ديدن غرق شدن به خواب بر چهار و جه است. اول: مال بسيار. دوم: اقبال دركارها. سوم: صحبت با مردم بدمذهب. چهارم: منفعت.  

تعبيرخوابهاي شما.........................ديدن باد

باد انواع و جهات مختلف دارد که هر يک داراي تعبيري خاص است. مجلسي رحمت اله عليه مي گويد اگر ديديد بر باد نشسته ايد عزيز و کامياب مي شويد. محمد بن سيرين معتقد است که اگر در خواب ديديد باد شما را از جائي ديگر مي برد سفري در پيش خواهيد داشت که طول آن، از نظر بعد مسافت و زمان بستگي به مقدار جابه جائي به وسيله باد دارد. باد سخت در خواب وحشت و بيم و هراس است و باد ملايم راحت و آسايش. گرد باد آفت و بيماري است و چنانچه در خواب ديديد که بادي سخت مي وزد به طوري که درختان را از جاي مي کند و شيرواني ها را ويران ...  مي کند و به هر عنوان خرابي و ويراني بوجود مي آورد نوعي ناراحتي و تشويش به وجود مي آيد که جنبه عام دارد. گاه مي شود که شما چنين باد مهيبي را در خواب مي بينيد اما در عالم رويا خويشتن را به جائي امن مي رسانيد و سر پناه مي يابيد به طوري که باد حتي دامن لباس شما را نمي جنباند. اين چنين خوابي براي شما بي ضرر و زيان است و مي گويد که شما ناظر وحشت و هراس و ناراحتي ديگران خواهيد بود اما اگر باد شما را هم در ميان گرفت بايد بدانيد که شما متحملا در کانون حادثه قرار خواهيد گرفت. باد ملايم و معتدل نشاني از صحت و سلامت و تندرستي است به خصوص اگر در خانه خودتان باشيد و در خواب ببينيد که باد مي وزد و پرده اتاق شما را مي لرزاند اين گوياي شادي و شعفي است که براي شما و اهل خانه مي رسد و بشارت آن را باد معتدل و ملايم با خود همراه آورده است . اگر باد گرد باشد و خاک برانگيزد و ظلمت و تاريکي بياورد به هيچ وجه خوب نيست. مجلسي رحمت اله عليه مي گويد اگر بادي ديديد که درختان را از جاي کند و افکند در آن ناحيه که در خواب ديده ايد يا نقصان زراعت پديد مي آيد و يا مرگ دامن عده اي را مي گيرد. باد صبا، در صورتي که تشخيص دهيد بادي که چهره شما را نوازش مي کند همان باد صبح يعني باد صبا است خبر از تسلط و چيرگي بر دشمن مي دهد و بشارت راحت و سلامت مي رساند. چنانچه در خواب فقط صداي باد را شنيديد مطمئن باشيد خبري به شما مي رسد. اگر از آن صدا خوشتان آمد خبري خوش دريافت مي کنيد و اگر از صداي باد بيمناک شديد خبري ناخوش به شما مي دهند. در حرف ـ آ ـ کلمه آسمان نوشته شد که مستقيم به آسمان رفتن نيکو خوابي نيست، همين تعبير براي باد نيز هست که اگر ببينيد باد شما را از جاي کند و با خود به آسمان برد و شما با اين که مي خواستيد برگرديد نتوانستيد و همچنان به رفتن در دست باد ادامه داديد خوب نيست و تعبيري را دارد که در آسمان نوشته شد. روي هم رفته باد ملايم خوب است و بادي که با نم باران و رطوبت همراه باشد نعمت است. اگر ديديد در خواب باد تندي مي وزد که گرد و غبار برمي آنگيزد و شما براي حفظ چشم خويش پشت به باد مي کنيد گوياي اين است که براي شما حادثه اي پيش مي آيد که از آن مي گريزيد و به آن پشت مي کنيد. باد گرم خوب نيست و اگر در عالم خواب احساس کرديد بادي که مي وزد چنان گرم است که پوست صورتتان را مي آزارد از يک واقعه ناخوشايند خبر مي دهد. باد بسيار سرد هم چندان خوب نيست. بهترين نوع باد در خواب نسيم ملايم و مرطوب است.

خوابها آنچه که می‌بینیم نیستند

تعبیر خواب 

خوابها آنچه که می‌بینیم نیستند
اگر شما درباره ی چیز خاصی خواب می‌بینید، الزاماً همیشه آن چیزی نیست که در تصویر می‌بینید. خوابها با زبانی بسیار سمبلیک با آدمی سخن می‌گویند. از طریق این سایت میتوانید خواب خود را تعبیر نمایید.
لازم به ذکر است اين وب سایت برگرفته از تعبير خواب معبران مختلف مي باشد ولي بيان تعبير خواب معبران مختلف دليل بر رد يا قبول صحبتهاي آنها نميباشد .

آيا تعبير خواب صحت دارد؟
تعبير خواب صحت دارد و قرآن و حديث از آن خبر داده است. البته همه کس نمي تواند تعبير خواب کنند و نيز همه ی‌ خواب ها تعبير ندارند.
قرآن کریم می فرماید : عزيز مصر خوابي ديد و از معبّران خواست آن را تعبير کنند، ولي آنان از تعبير اين خواب عاجز شده و نتوانستند، ليکن حضرت يوسف خواب را تعبير فرمود و در آينده، تعبير او به حقيقت پيوست.

زني نزد محمد بن سيرين آمد و گفت:
در خواب ديدم مثل اين که تخم مرغ زير چوب مي گذارم و جوجه بيرون مي آيد. ابن سيرين گفت: واي بر تو، از خدا بترس و از عملت استغفار کن. تو زني هستي که زنان و مردان زناکار را براي گناه و بي عفتي به هم مي رساني.

همان گونه که گفته شد همه کس نمي تواند تعبير خواب نمايد، بلکه پيامبر يا امام يا کسي که تعبير خواب بلد است،‌ مي‌تواند تعبير خواب نمايند. خواب هايي تعبير دارند که بر اثر مرض يا گرفتاري ها و تخيلات روزانه و ... نباشد، يعني بعضي از خوابها، آشفته است و تعبير خاصي ندارد، مثلاً بسياري از خواب ها مربوط به کارها يا تفکراتي است که انسان در روز يا روزهاي گذشته داشته است.

                                              

اين هم تقديم به شما خوبان

 

دير خوابيدن در شب و دير بيدار شدن در روز، باعث كوتاهي عمر ميشود.

 

هميشه در شب، در تاريكي مطلق بخوابيد و از چراغ خواب استفاده نكنيد.

 

سوسيس و كالباس باعث افسردگي و پريشاني در خواب ميشود.

 

استفاده از لبنيات بطور مداوم باعث خواب آلودگی در شخص می شود.

 

بر اثر فعاليت در ماهيچه های بدن لاکتات ايجاد شده و موجب خستگی شخص می شود جالب توجه  اينکه 25 درصد ماست اسيد لاکتيک بوده و با مصرف اين مواد غذائی در حقيقت خستگی را به بدن تزريق می کنيم و ساعتها بخواب می رويم.

جايگاه خواب و رويا در عالم و اینکه چقدر بايد به آن اعتماد کرد؟

سوال : روي هم رفته جايگاه خواب و رويا در عالم کجاست ؟ چقدر بايد به آن اعتماد کرد ؟ چگونه است بعضي افرادي که رعايت مسائل شرعي را آن طور که بايد نمي کنند ، خواب هاي خوبي ، مثل خواب امامان را مي بيند ؟

جواب : اگر بخواهيم به طور کامل به اين سوال جواب دهيم احتياج به چندين جلسه دارد و لذا به طور مختصر عرض مي کنم . اگر مستحضر باشيد در مباحث شرح کتاب « ده نکته از معرفت نفس » جايگاه رويا و روياي صادقانه روشن شد و گفتيم نفس انسان چون مجرد از ماده است و فوق زمان و مکان مي باشد همين که انسان به خواب رفت و نفس او از کنترل حواس ظاهري اش آزاد گشت مي تواند به گذشته و آينده نظر کند و واقعياتي را که بعداً تحقق مي يابد ملاحظه کند .

در قرآن از خواب هايي نام برده است که از رابطه اي بين آنچه شخص در خواب با آن روبه رو مي شود و بين عالم خارج حکايت دارد . مثل خواب حضرت ابراهيم « عليه السلام » نسبت به ذبح فرزندشان ، (49) و يا رؤياي حضرت يوسف « عليه السلام » که در خواب ديدند خورشيد و ماه و يازده ستاره بر ايشان سجده مي کنند ، (50) و يا رؤياي دو رفيق هم زنداني حضرت يوسف « عليه السلام » ، و يا رؤياي پادشاه مصر ، و يا رؤياي رسول خدا «صلي الله عليه و آله و سلم» در رابطه با فتح مکه ؛(51) که تمامي اين روياها چنانچه مستحضريد رابطه اي با عالم خارج داشتند و صرف خيالات افراد نبود .

با توجه به اينکه مي توان در رويا يا خواب با موضوعاتي رو به رو شد که بعداً واقع مي شود ، بايد دانست :

1 ـ رؤيا ؛ امري است ادراکي ، به طوري که نمي توان نقش و تاثير قوه ي خيال را در آن انکار کرد ، اين قوه دائماً مشغول کار است و در خواب و بيداري در ذهن انسان صورت مي سازد .

2 ـ اکثر رؤياها تحت تاثير تخيلات نفساني است و آن تخيلات شديداً تحت عوامل خارجي مثل گرما و سرما و يا عواملي مثل بيماري و پر بودن معده مي باشد . همچنان که صفات اخلاقي مثل « عداوت » و « عجب » و « تکبر » و « حرص » و « طمع » در خيالات او و بالتبع در خواب انسان تاثير مي گذارند . پس در حقيقت نفس در رؤيا همان تاثيرات را در خودش حکايت مي کند به همين جهت بايد متوجه بود ؛

اولاً : اکثر رؤياها تحت تاثير تخيلات نفساني است و حقيقت ديگري جز احوالات نفس ندارند .

ثانياً : هر رؤيايي به حقيقت متصل نيست ، هر چند هر رؤيايي تعبيري دارد که تعبير آن يا مربوط به عوامل طبيعي و يا مربوط به عوامل اخلاقي است .

3 ـ با اين همه چون نفس ناطقه ي انسان مجرد و فوق مکان و زمان است ، رؤياهايي هم هست که نفس با حوادث خارجي و حقايق عالم وجود ارتباط مي يابد که به آن رؤياها از يک جهت رؤياهاي صادق و از جهت ديگر رؤياهاي رحماني گفته مي شود . تفاوت رؤياي صادق با رؤياهاي رحماني در آن است که در رؤياي رحماني انسان با معنايي از سنن الهي رو به رو مي شود و سپس در بيداري مصداق آن معاني را مي يابد . ولي در رؤياي صادق ابتدا انسان با علت حادثه رو به رو مي شود و سپس در بيداري با آن حادثه رو به رو مي شود ، که مي توان هر دو را تحت عنوان روياهاي حق نام برد .

 

رؤياها ، يا خواب هاي حق :

مبناي رؤياهاي حق عبارت از اين است که نفس ناطقه انسان به عنوان موجودي که فوق زمان و مکان است ، با سبب غيبي حادثه اي که بعداً در ظرف مکان و زمان خاص محقق مي شود ، ارتباط پيدا مي کند . ابتدا نفس به علت مجرد بودنش ، در خواب ، با وجود برزخي يا عقلي حادثه ارتباط برقرار مي کند و بعداً آن حادثه ، در عالم ماده حادث مي شود ، و روشن مي شود که آن رويا صادق بوده است .

البته نفس پاره اي از حقايق آن عالم را در حد استعداد خود دريافت مي کند . حال اگر نفس انسان ، کامل باشد و گرفتار وهميات و آرزوها نباشد ، حقايق عالم غيب را آن طور که هست به طور کليت و نورانيت در خواب پيش روي خود حاضر مي بيند . (52) ولي اگر نفس ، کامل نبود آن حقايق را به نحو حکايت خيالي و در صورت هاي جزئي که با آنها مانوس است مي يابد . مثل اينکه وقتي با معني « عظمت » در آن عالم رو به رو مي شود ، در خيالش صورت « کوه » ايجاد مي شود ، و يا معني « مَکر » در خيالش صورت « روباه » به خود مي گيرد ، چون عظمت را به کوه ، و مکر را به روباه مي شناسد . يا معني « افتخار » را به صورت « تاج » و « علم » را به صورت « نور » و « جهل » را به صورت « ظلمت » مي بيند . و يا چون رابطه اي بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست ، با ديدن معني « موذن بودن » در آن عالم ، صورت « مُهر کردن دهان » مردم در ذهن ، براي خود مي سازد . البته اين موضوع ، رقايق و ظرايفي مخصوص به خود دارد ، به طوري که گاهي از يک معنا که در خواب مي يابد صورت عکس آن را در خود مي سازد . مثل اينکه در بيداري گاهي با شنيدن لغت ثروت به معني فقر فقرا منتقل مي شود .

پس گاهي خواب « صريح و بدون تصرف » است و لذا انسان هماني را که در خواب ديده در بيداري مشاهده مي کند ، و گاهي متمثل معنايي است که نفس انسان با آن معنا روبه رو شده و در خيال خود آن را به صورتي که با آن مانوس بوده در مي آورد ، و يا در عيني که با معنايي رو به رو مي شود ، در ذهن خود به چيزي منتقل مي شود که مناسب است با آن معنا و يا ضد آن معنا ، و گاهي در عين رو به رو شدن با يک معناي حقيقي ، آنچنان آن معاني با تصورات شخص مخلوط ميشود که اصلاً نمي توان فهميد از کدام يک از معاني مانوس شخص خواب بيننده تاثير گرفته ، که در اين حالت به اين روياها « اضغاث احلام » يا روياهاي پراکنده گويند .

در روياهايي که نفس ناطقه با اصل موضوع رو به رو مي شود و در آن حال به صورت مناسب آن معنا منتقل مي شود ، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه مي شود ، به طوري که اگر ملاحظه کرد در حال جمع کردن کثافت است ، در واقع صورت به دست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان مي دهند ، در عين آگاهي دادن به او که مال دنيا سرگين و کثافت است . و يا وقتي رو به رو مي شود با اينکه بدنش ورم کرده است ، با صورت به دست آوردن مال زياد رو به رو شده است ، در عين آگاهي دادن به او که بدان! مال زياد چرک و آلودگي است . همچنان که اگر در خواب ديد در زندان است ، در واقع با صورت شهرت يابي اش رو به رو شده ، در عين آگاهي دادن به او که اين شهرت زندان است . همچنان که اگر ديد در زنجير است ، با صورت خوشي و خو شگذراني دنيايي اش رو به رو شده ، در عين آگاهي دادن به او که آن گناه و گرفتاري ، زنجير است .

در هر صورت با همه ي اين احوال نمي توان به رويا اعتماد کرد ، چون در حال خواب ؛ صورت خياليه نفس آنقدر جولان دارد که با ميل خود صورت ها را تغيير مي دهد و از جايگاه خود خارج مي کند .

از قول پيامبر «صلي الله عليه و آله و سلم » هست که حضرت فرمودند : « لا يحزن احدکم ان ترفع عنه الرويا فانه اذا رسخ في العلم رفعت عنه الرويا » (53) اگر رويا از کسي برداشته شد نبايد نگران باشد ، زيرا وقتي کسي راسخ در علم شود ، رويا از او برداشته مي شود . چون انساني که در علم راسخ شود توجه نفس او به مرتبه اي بالاتر از مرتبه ي خيال است ، در حالي که جايگاه رويا در خيال و ذهن مي باشد .

اينکه دستور داده اند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد ، به سبب آن است که اين طهارت موجب طهارت باطن و ذهن مي شود و در نتيجه از خواب ها و روياهاي باطل آزاد خواهد شد .

مرحوم محدث نوري در جلد 4 کتاب « دارالسلام » مي فرمايد : اگر انسان نسبت به خوراکش مواظبت داشته باشد و قت کند که چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد ، روح او قدرت سير در اکناف آسمان ها را مي يابد و گرنه بر عکس ، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري مي شود .

رسول خدا «صلي الله عليه و آله و سلم » مي فرمايند : « الرويا ثلاث : منها اهاويل الشيطان ليحزن بها ابن ادم ، و منها ما يهم به الرجل في يقظته فيراه في منامه . و منها جزء من سته و اربعين جزء من النبوه » خواب ؛ سه گونه است : يکي القائاتي که شيطان مي کند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران کند ، و يکي هم آنچه را در بيداري مورد توجه قرار داده در خوابش آن را مي بيند ـ با تغييراتي از طريق صورت خياليه ـ و يکي هم خواب هايي است که جزئي است از چهل و شش جزء نبوت . (54)

امام صادق « عليه السلام » مي فرمايند : در مورد رويا فکر کن که چگونه خداوند در مورد آنها تدبير کرده و راست و دروغ آن را به هم در آميخته ، اگر همه روياها راست بود ، مردم همه پيامبر بودند ، و اگر همه دروغ بود ، در رويا فايده اي نبود .

از امام محمد باقر « عليه السلام » داريم که : « ان رويا المومن ترف بين السماء و الارض علي راس صاحبها حتي يعبرها لنفسه او يعبرها له مثله فاذا عبرت لزمت الارض فلا تقصوا روياکم الا علي من يعقل » (55) روياي مومن بين زمين و آسمان در گردش است تا آنکه خودش آن را برا ي خود تعبير کند ، يا ديگري براي او تعبير نمايد ، پس آنگاه که تعبير کرد به زمين مي آيد و قطعي مي شود ، خوابتان را جز به کسي که خردمند است نگوئيد . در همين رابطه به ما دستور داده اند اولاً : خواب خود را به هر کس نگوئيد تا تعبير کند . ثانياً : رسول خدا «صلي الله عليه و آله و سلم » فرمودند : اگر آن خواب ناخوشايند بود وضو بگيرد و نماز بخواند و بداند آن از شيطان است و از شر آن به خدا پناه برد و از آن با کسي سخن نگويد . (56)

نقش عقايد در رويا :

عنايت داشته باشيد که در بسياري موارد ما در خواب حادثه را به صورتي مي بينيم و در بيداري به صورت ديگر ظاهر مي شود که احتياج به تعبير دارد . مثلاً طرف خواب مي بيند در قبرستان قدم مي زند ، وقتي معبر خواب او را تعبير مي کند به او گوشزد مي کند تو با رفقاي جاهل و کافر رفت و آمد داري . چون در خواب با صورت حقيقي رفقايش که از حيات واقعي که همان ايمان است محرومند ، رو به رو مي شود . زيرا انسان داراي مراتب مختلف است ، يک مرتبه از وجود او مرتبه ي جسم مادي و حس اوست ، يک مرتبه ي او مرتبه ي خيال يا وجود مثالي او مي باشد ، که در آن خواب از منظر مرتبه ي وجود مثالي اش با آن رفقا رو به رو شده و آنها را در قبرستان ديده ، چون ما در هر عالمي در مرتبه ي خاصي از مراتب وجودي خود هستيم .

آنچه در موضوع فهم معني رويا و چگونگي آنها مفيد است رابطه ي بين عقايد انسان است با روياهاي او . عقايد و افکار هر کس با چگونگي روياهاي او هماهنگي دارد .

اگر عقايد و افکار صاحب رويا در باب دين ، عقايد و افکار حق باشد ، روياي او در اين باب جز در موارد استثنايي ، حق و منطبق با حق خواهد بود ، و اگر عقايد او در باب دين ، باطل و بر خلاف حق باشد ، روياي او هم جز در موارد استثنايي ، باطل و بر خلاف حق خواهد بود ، و چنانچه عقايد و افکار او در دين از حق و باطل آميخته باشد ، روياي او نيز در اين باب از حق و باطل آميخته خواهد بود .

آن کس که عقايدش حق است ، روياهاي او حکايت هاي صحيحي مي باشند ، و لذا اگر در خواب ديد نابينا شده ، به واقع در ساحت برزخي خود نابينا است و از ديدن درست حقايق ناتوان شده و خود او را به خودش نشان مي دهند که بداند يا در موضوعي فعلاً گمراه است و يا بعداً به گمراهي خواهد افتاد . و از اين طريق او را هشدارمي دهند تا هدايت شود . (57) در همين رابطه رسول خدا «صلي الله عليه و آله و سلم » فرمودند : « اصدقکم رويا اصدقکم حديثا » (58) آن کسي از شما خواب هايشان راست تر است که راستگوترين شما است .

آن کس که عقايد و افکار او در باب دين ، عقايد باطلي است ، معمولاً آنچه در باب رويا در خصوص خود و ديگران مي بيند حکايت هاي ناصحيح و بر خلاف حق است ، چون در بيداري هم حقيقت موضوعات را غلط مي ديد ، و لذا در آن ساحت هم با باطن حقيقي موضوعات رو به رو نمي شود . آن کس که عقايد و افکار او در باب دين حق و باطل به هم آميخته باشد ، معمولاً آنچه در باب رويا در خصوص خود و ديگران مي بيند ، حق و باطل به هم آميخته خواهد بود .

کساني که از دسته ي دوم هستند و عرض شد که در باب دين ، عقايد باطلي دارند ، همان طور که در مورد زندگي دنيايي و دستورات و وعده هاي دين عقايدشان باطل است ، روياهاي آنها نيز باطل است . اينها به راحتي گناه مي کنند و به جاي توبه از گناه مي گويند خدا ارحم الراحمين است ، همين قضاوت باطل را در موضوعات ديگر دين نيز دارند و دامن زدن به هوس هاي خود را با توجيه شرعي ادامه مي دهند . اين افراد در روياهاي خود مطابق همين افکار غلط بر خلاف قرآن و بيانات معصومين « عليهم السلام» خواب مي بينند . اينها همان طور که در حال بيداري با خوش بيني هاي کاذب زندگي مي کنند ، با روياهايي از همين سنخ رو به رو مي شوند . به عبارتي خواب هاي خوش و صورت هاي مختلفي را مي بينند که حکايت مي کند مشمول عفو و مغفرت الهي قرار گرفته اند و حضرات معصومين «عليهم السلام»به آنها توجه نموده اند . (59)

حال حساب کنيد اين روياهاي خوب و خواب هاي خوش ، وقتي با قضاوت ها و سخن هاي باطلي که عرض شد جمع شود ، چه غوغايي در بين بي خبران از اهل ايمان به پا مي کند و چه خسراني به راه دارد ، حداقل آن اين است که ديگر براي اهل ايمان و آنهايي که سعي مي کنند از طريق عقايد صحيح و آداب شرعي دينداري کنند ، رجحاني قائل نيستند .

افراد فوق همان طور که در دنيا انسان هاي بي قيد به دستورات شرعي را بد نمي دانستند ، پس از فوت آنها نيز آنها را در خواب در وضع خوب مي بينند ، غافل از اينکه اين روياها مصنوع ذهن خود آنان است .

رسول خدا «صلي الله عليه و آله و سلم » مي فرمايند : « الرويا ثلاثه ، رويا بشري من الله ، و رويا مما يحدث به الرجل نفسه ، و رويا من تحزين الشيطان . فاذا راي احدکم ما يکره فلا يحدث به و ليقم و ليصل » (60) خواب سه نوع است : رويايي که مژده اي است از طرف خدا ، و رويايي که کسي با خودش سخن مي گويد ، و رويايي غم آور که از شيطان است ، و چون يکي از شما خواب ناراحت کننده ديد به کسي نگويد ، برخيزد و نماز گزارد . و نيز از آن حضرت داريم که « الرويا ثلاثه ، بشري من الله ، و تحزين من الشيطان . و الذي يحدث به الانسان نفسه فيراه في منامه » (61) خواب سه گونه است ، مژده اي از طرف خدا ، رويايي که ايجاد حزن است از طرف شيطان ، و رويايي که حديث با نفس است .

در دو روايت فوق حضرت « عليه السلام » يکي از اقسام رويا را عبارت از اين مي دانند که انسان چيزي را که در بيداري در باطن خود به خود مي گويد و در درون او هست ، همان را به هنگام خواب در رويا مي بيند .

آنچه در آخر لازم است عزيزان عنايت فرمايند ؛ موضوع به دنبال خواب رفتن است ، به اين معني که بخواهيد خواب ببينيد ، همين امر موجب مي شود که براي خود ، خواب ديدن بسازيد و خلاصه کار شما اين مي شود که دائم خواب ببينيد و بخواهيد آن را دنبال کنيد . به ما فرموده اند به خواب خود اعتماد نکنيد تا دنبال خواب ديدن نباشيم .

حسن بن عبدالله قبل از اينکه شيعه ي امام کاظم « عليه السلام » شود ، خواب هاي حسنه و خوب مي ديد و ديگران نيز براي وي خواب هاي خوبي مي ديدند ، ولي وقتي شيعه شد اين روياها به کلي از وي قطع شد ، شبانگاهي که به خواب رفته بود در عالم خواب حضرت صادق « عليه السلام » را در رويا ديد و از پريدن خواب ها به وي شکايت کرد (62) . حضرت به او گفتند : « لا تغتم فان المومن اذا رسخ في الايمان رفع عنه الرويا ... » (63) ؛ غمگين مباش ! زيرا که مومن چون در ايمانش راسخ گردد ، ديگر خواب نمي بيند . چون انسان از طريق ايمان ، متوجه وجود حقايق مي شود و اين در حالي است که جنبه ي وجودي حقايق فوق صورت است تا آن صورت در خيال او جلوه کند و او در خواب با صورت خيالي موضوعات رو به رو شود .

 

پی نوشت‌ها:

49) سوره ي صافات ، آيه ي 105

50) سوره ي يوسف ، آيه ي 4

51) سوره ي فتح ، آيه ي 27

52) جامع الاخبار ، في کتاب التعبير عن الائمه «عليهم السلام»« ان رويا المومن صحيحه لان نفسه طيبه و يقينه صحيح ... و قال «عليهم السلام» انقطع الوحي و بقي المبشرات الا و هي نوم الصالحين و الصالحات » در جامع الاخبار : در کتاب تعبير خواب از ائمه «عليهم السلام»هست که خواب مومن درست است چون دلش پاک است و يقينش ثابت و ... فرمودند : « وحي منقطع شد و مژده بخشي ها بجا باشند هلا که آن خوابهاي مردان خوب و زنان خوبست» ( بحارالانوار ، ج 58 ، ص 176 )

53) تحف العقول عن آل الرسول « صلي الله عليه و آله و سلم» ، ابن شعبه حراني ، ص 50

54) رسول خدا « صلي الله عليه و آله و سلم» فرمودند : « از نبوت ـ با رحلت آن حضرت ـ چيزي باقي نمانده مگر مبشرات . پرسيدند : مبشرات چيست ؟ فرمودند : « الرويا الصالحه ؛ روياي صالح » ( بهاء الدين خرمشاهي ، مسعود انصاري ، پيام پيامبر « صلي الله عليه و آله و سلم» ، ص 459 )

55) بحارالانوار ، ج 58 ، ص 174 ، کافي ، ج 8 ، ص 336

56) بهاء الدين خرمشاهي ، مسعود انصاري ، پيام پيامبر « صلي الله عليه و آله و سلم» ، ص 455

57) براي توضيح بيشتر به کتاب « پنج رساله » از آيت الله شجاعي ، ص 245 رجوع فرمائيد .

58) بهاء الدين خرمشاهي ـ مسعود انصاري ، پيام پيامبر ، متن عربي ، ص 456

59) عنايت داشته باشيد که در روايت داريم هر کس خواب امام معصوم ( ع) را ديد روياي او صادق است ؛ چون شيطان نمي تواند به صورت امام يا پيامبر « صلي الله عليه و آله و سلم» ظاهر شود ، در صورتي است که انسان قبلا ً صورت امام را ديده باشد ، و گر نه همان طور که در بيداري شيطان ها از طريق مسيلمه ي کذاب ها ادعاي پيامبري کردند و مدعي شدند پيامبر خدايند ، در خواب هم شيطان به صورت پيامبر و امام ظاهر مي شود و مدعي مي شود پيامبر و امام است .

60) بحارالانوار ، ج 58 ، ص 181

61) بحارالانوار ، ج 58 ، ص 191

62) با توجه به پاورقي چند صفحه قبل توجه داشته باشيد که حسن بن عبدالله قبلاً در بيداري حضرت صادق « عليه السلام» را ديده است و به همين جهت به خواب خود اعتماد نمود . زيرا وقتي رسول خدا « صلي الله عليه و آله و سلم» مي فرمايند : « لا يمثل الشيطان بي » شيطان به شکل من متمثل نمي شود، اين حکم در مورد ائمه ي معصومين « عليهم السلام» نيز صادق است .

63) بحارالانوار ، ج 48 ، ص 53 ـ آيت الله حسيني تهراني ، امام شناسي ، ج 16 و 17 ، ص 391

 

منبع: کتاب « جایگاه جن ، شیطان و جادوگر در عالم » - سایت راسخون

گرد آوری : آقای سعید نظری

اين هم تقديم به شما خوبان

منوچهر مطیعی تهرانی دیدن آب در خواب خوب است و نشان روشنائی و صفاست اما باید دید آب چه وضعی دارد و دارای چه کیفیتی و کمیتی است. بهترین نوع آب در خواب آب روشن و صاف و کم‌عمق است که در جوی روان باشد و سنگریزه‌های کف جوی یا نهر دیده شود. آب جوی بهتر از آب راکد در برکه یا آبگیر است زیرا جریان روشن آب جریان روشن زندگی بیننده خواب را نشان می‌دهد و این بهتر می‌شود اگر در چنین آب روانی ماهی دیده شود. به‌خصوص ماهی سرخ و سفید از آن‌گونه که در حوض و استخر نگه می‌داریم. آب راکد و تاریک اندوه است و غصه و آب لجن‌آلود ابتلاست. ابتلا به امور دست و پاگیر که زحمت و گرفتاری بوجود می‌آورند و آرامش را از انسان می‌گیرند.
موج ستمی است که برشما وارد می‌آید همراه با غصه و نگرانی ولی چنانچه موجی برخاست و شما را ازجای کند و به ساحل یا پایاب افکند پس از چندی تحمل ناراحتی به نجات و آسودگی می‌رسید. آب صاف و روشن همان‌طور که گفته شد عیش و شادمانی و عمر دراز است و این بهتر می‌شود اگر همراه آب روشن و صاف که در جوی روانست راه بروید چون این کامروائی شما را باز می‌گوید. تعفن آب و تاریکی آن بیماری است. آب سیال و روان ولی زیاد و خروشان مشروط بر اینکه شاهد تماشای آن باشید نه درون آن نشان قدرتی است که با آن رو‌به‌رو می‌شوید و با آن رویارو قرار می‌گیرد. اگر درون چنین آبی غوطه‌ور می‌خوردید با زور‌مندی دست و پنجه نرم می‌کنید که احتمالاً زیانی به شما نمی‌رساند ولی تمام نیرویتان را صرف می‌کند و می‌گیرد. اگر از چنین آبی مانند رودخانه و نهر خروشان یا سیلابی که در مسیل و بستر محدودی روانست عبور کردید و به پایاب مقابل رسیدید از هول و هراس آفتی رهائی می‌یابید. اگر از آب رودخانه یا سیل برگرفتید و نوشیدید دو صورت دارد. یا آب کثیف است یا روشن و صاف. آب کثیف مال و بهره است که از طریق نا‌مشروع و نادرست نصیب شما می‌گردد و آب روشن چیزی است مادی و مالی که از راه پسندیده به چنگ می‌آورید و بهره‌مند می‌شوید.
اگر بر زمین آب ریخته شود و جمع شده باشد به‌طوری که بدون آلودگی پا نتوانید از آن عبور کنید نشان آن است که در کاری ناخواسته وارد می‌شوید. اگر در حالت خواب اکراه داشتید و نمی‌خواستید از آن محل آب گرفته بگذرید کاری پیش می‌آید که مطلوب شما نیست و دست و پاگیر است ولی اگر با اشتیاق خواستید از آنجا بگذرید کاری سرگرم‌کننده سر راهتان قرار می‌گیرد که در پایان بی‌ضرر یا کم‌ضرر است.
شناور بودن‌ روی‌ آب‌ می‌تواند نماد شناور بودن‌روی‌ احساسات‌ و عواطف‌ ما و سازگاری‌ با ضمیرناخودآگاهمان‌ باشد. معلق‌ بودن‌ در هوا نیز همان‌تعبیر پرواز را دارد. شناور بودن‌ معمولاً نمایانگراحساسات‌ آرامش‌ و آزادی‌ كلی‌ و جاری‌ شماست‌. ازجنبه‌ منفی‌، شناور یا معلق‌ بودن‌ می‌تواند سمبل ‌درونگرائی‌، سردی‌، گوشه‌گیری‌، كمبود معاشرت‌ وارتباط یا ضرورتی‌ برای‌ تعلیم‌ و آموزش‌ دیدن‌ باشد. به‌ هر حال‌ به‌ منظور تعبیر صحیح‌ هر خوابی‌، لازم‌است‌ كه‌ به‌ نحو مطلوب‌ و شایسته‌ای‌ خودتان‌ راارزیابی‌ كرده‌ و صداقت‌ به‌ خرج‌ دهید. معانی‌ و تعابیرهمه‌ خواب‌ها بسیار شخصی‌ و مختص‌ بیننده‌ خواب‌هستند.
اگر در خواب دیدید که با لیوان یا کاسه آب می‌خورید در جشنی عشرت‌آور و عیش‌آمیز شرکت می‌کنید که جشن و سرور به شما تعلق ندارد و احتمالاً مثل مهمان از آن سهم می‌برید. آب گرم نوشیدن تحت هیچ شرایطی در خواب خوب نیست و نشانی از بیماری است که باید مراقب صحت و سلامت خود در دو هفته آینده باشید. چنانچه در خواب ببینید که کسی به روی شما آب گرم پاشید یا آب ریخت و آن آب کثیف و آلوده و متعفن بود یک بیماری در پیش دارید و اگر دیدید شما روی کسی آب گرم ریختید آن شخص اگر آشنا و شناخته شده باشد در حق او ستم روا می‌دارید یا به یکی از بستگان بلا‌فصل خود آسیب وارد می‌آورید و اگر آن شخص ناشناس باشد نیتی بد در شما پیدا می‌شود که بهتر است پرهیز کنید و در روزهای آینده دست به کاری نزنید که نتیجه بد آن متوجه مردم شود. جوشاندن آب فتنه‌انگیزی است. سماور پر از آب جوش همسر بد خلق و خشمگین است. کوزه یا سفال پر از آب دوست مهربان است و این دوست می‌تواند یک زن باشد.اگر کوزه‌ای پر از آب داشتید و شکستید و آب آن به زمین ریخت در حق دوستی شفیق ناسپاسی می‌کنید و نعمتی را از دست می‌دهید. اگر دیدید یکی در مقابل شما با لیوان یا کاسه و یا ظرف دیگری آب می‌نوشد مجذوب کاری می‌شوید که فکر می‌کنید انجام آن به سود شما می‌تواند باشد. آب ناودان اگر روشن باشد رحمت است و اگر گل‌آلود و کثیف باشد زحمت است.
امام جعفر صادق غوطه‌خوردن و فرورفتن در آب را به پنج وجه تعبیر باشد:‌ ۱. یقین ۲. قوت ۳. کار صعب و دشوار ۴. همدم و هم‌صحبت کسی شدن ۵. در خدمت مقام مهم شهر بودن
ابن سیرین ـ اگر ببیند آب شور می‌خورد تعبیر آن برعکس است.
ـ اگر ببیند از دریا آب گوارا می خورد به اندازه آن از پادشاه مال و نعمت به او می‌رسد.
ـ اگر ببیند همه آب دریا را میخورد پادشاهی همه جهان را به دست می‌گیرد.
ـ اگر ببیند با جام آب بر می‌دارد فریفته مال و ثروت شده و خواهد شد.
ـ اگر ببیند آب گرم میخورد گرفتار بیماری خواهد شد.
ـ اگر ببیند در آب افتاده است رنج و غم گریبانش را خواهد گرفت.
ـ اگر ببیند از آب صاف و گوارایی بسیار خورد عمرش طولانی و زندگیش با خوشی همراه خواهد بود.
ـ اگر ببیند بی‌خبر آب گرم برویش ریخته‌اند بیماری گریبانش را خواهد گرفت و اندوه بزرگی به او برسد.
ـ عقیده بر این است به همان اندازه مه از آب دریا خورده است اگر آب صاف و روشن باشد بزرگی و مال و نعمت به دست می‌آورد و اگر آب تیره باشد رنج و سختی و ترس و وحشت به او می‌رسد.
تام چت ویندرا ـ اگر آب جاری ببیند دلیل آن حرکات آرام‌بخش است و تعبیرش رسیدن به آرامش در زندگی است این آب عاقبت خوش را که در طالع زندگی دارد نشان می‌دهد.
ـ اگر آب عمیق و تیره ببیند امکان سلطه بر قدرت‌های روحی مطرح است و می‌تواند از قدرت‌هایش بهره کافی ببرد.

جابر مغربی چشمه دلیل بر عمر بیننده است بسته به مقدار آبی که در آن چشمه ببیند، مخصوصا اگر دستش را در آن آب فرو ببرد. تعبیر آب راکد و بی‌حرکت ضعیف‌تر از آب روان است. بنا بر نظر پاره‌ای از معبران اگر آب چشمه راکد و بی‌حرکت باشد دلیل برخیر و درستی دین است و اگر روان باشد دلیل بر رنج و اندوه است.
دانیال ـ اگر ببیند باغ و کشتزارها از جوی‌ها و رودها آب می‌دهد تعبیرش آن است که به مال دست می‌یابد و از غصه و اندوه رها می‌شود.‌
ـ اگر ببیند به مردم آب می‌دهد بر دینداری و دیانت و کارهای نیکو و پسندیده دلالت دارد.
ـ اگر ببیند تن به آب سپرده و سالم است به کارهای مهم مشغول می‌شود و شغل‌های شایسته پیدا می‌کند به مرحله‌ای چون ریاست و سروری می‌رسد و سخنش پذیرفته می‌شود و قادر به گشودن معضلات آن شغل خواهد شد.
ـ اگر ببیند به درون آب صاف و زلالی رفته و آب تن او را پوشاند بر استحکام و قوت دین و اعتقادی او دلالت دارد و توکلش بر خدای متعال است و دلالت دارد بر اینکه کارهائی که انجام می‌دهد درست است و نتیجه مطلوب خواهد داشت‌.
ـ اگر ببیند به باغ آب می‌دهد در انتخاب و گزینش همسر موفق خواهد بود.
ـ اگر ببیند که آب پاک روی او ریختند دلیل آن است که خیر و منفعتش به دیگران می‌رسد و اگر با کسی همراه شود هر دو سود خواهند برد و متمتع خواهند شد.
ـ اگر ببیند آب نا پاک و تیره بر روی او ریختند دلیلش آن است که خیرش به دیگران نمی‌رسد و همیشه در فکر خود است تا دیگران و در امور خودش را بر دیگران ارجح می‌داند.

خواب و رویا در شاهنامه فردوسی

● اهمیت خواب و رویا
در همه فرهنگ ها (اعم از شرقی و غربی، قدیم و جدید، دینی و سکولار) و نیز در همه ادیان و مذاهب (اعم از آریایی و سامی و خاور دور)، طبیعت خواب و خواب دیدن و دنیای پر رمز و راز رویا، پیوسته توجه بسیاری از انسان ها را - از خواص و عوام - به خود جلب کرده و بخش بزرگی از فرهنگ، اساطیر، اعتقادات دینی و ادبیات هر سرزمین را به خود اختصاص داده است.۱
از روزگاران کهن تا امروز، اندیشه های گوناگون و باورهای متفاوت درباره خواب و رویا، روان بوده است. در فلسفه غرب برابر نظریه های فیلسوفان یونان، "نفس ناطقه" در بعضی احوال و ازمان به مرتبه روحانی خود واصل و متصل می شود. به قول سقراط، رویا صدای وجدان انسان است; باید آن را درست دانست و از آن اطاعت کرد.۲
به قول ارسطو، عقل فعال ="عقل کلی" در رویای صادقه، صورتی از حقایق را به "عقل جزیی" نائم ارائه یا القا می کند.۳
در فلسفه شرق نیز، رویا حاصل فاصله گرفتن روح از حواس ظاهری و میل آن به قوای باطنی است، به این معنی که انسان گاهی در عالم خواب به ادراک حقایق هستی و وقایع آینده موفق می شود و از این رهگذر، به ادراک و معرفت شهودی دست می یابد. این احوال اگر در عالم بیداری و هشیاری روی دهد، به آن "مکاشفه" می گویند و اگر در عالم خواب طبیعی پیش آید، در صورتی که شفاف باشد، "رویای صادقه" است و در صورتی که ضعیف و مبهم باشد، پیام آن باید تفسیر و تجزیه و تحلیل (تعبیر) روشن شود. ۴
به قول ابن سینا، قوه متخیله در حالت خواب، به عالم قدس متصل می شود و از طریق حس مشترک (=بنطاسیا) به کشف و الهام نائل می گردد. ۵ شیخ شهاب الدین سهروردی نیز در مقوله خواب و رویای صادقه، نظری موافق و مطابق ابن سینا دارد.۶
جالب است که در رساله های رمزی این هر دو فیلسوف بزرگ نیز که به سیر و سلوک روح بشر در مراتب و منازل عرفانی اختصاص دارد، ارتباط عقل جزیی سالک با عقل فعال یا پیر و مرشد معنوی و یا فرشته حامی همیشه درحالت خواب اتفاق می افتد. این چنین خوابی ست که به قول مولانا از بیداری بهتر است:
بس عجب در خواب روشن می شوددل درون خواب، روزن می شود
گذشته از ادبیات فلسفی و عرفانی، در حوزه ادبیات حماسی نیز خواب های اهورایی یا رویاهای صادقه، تمهیدی فراحسی و متافیزیکی است که قهرمانان حماسه را یاری می دهد و از رهگذر ضمیر ناخودآگاه، به رخدادهای آینده رهبری می کند و به آنان هشدار می دهد.
گفتار حاضر نگرش فردوسی در شاهنامه را به خواب های اهورایی و رویاهای صادقه بررسی می کند.
● نگرش فردوسی به رویا
فردوسی در شاهنامه، مکرر رویای صادقه یا خواب اهورایی را پنجره ای به جهان غیب و ابزاری برای شناخت غیرمحسوس شناسایی می کند. برای نمونه، در گزارش زندگانی خسرو انوشیروان در همان سرآغاز داستان "خواب دیدن نوشین روان و به درگاه آمدن بوذرجمهر" قبل از سخن گفتن از خواب معروف انوشیروان که تعبیر آن موجب برکشیده شدن بزرگمهر شد، درباره اهمیت خواب می گوید:
نگر خواب را بیهده نشمری یکی بهره دانش ز پیغمبری
به ویژه که شاه جهان بیندشروان درخشنده بگزیندش
ستاره زند رای با چرخ ماه سخن ها پراکنده گردد به راه
روان های روشن ببیند به خواب همه بودنی ها چو آتش در آب۷
مفهوم بیت نخستین آن است که رویا یکی از "بهره"ها (=بخش ها)ی نزول وحی به پیامبران است. مفهوم بیت سوم آن است که ستارگان آسمان با "چرخ ماه" (افلاک) که به عقیده قدما دارای نفس مجردند، درباره سرنوشت مردم روی زمین و پیش آمدهای آینده جهان، رای زنی می کنند و بعد روان های روشن و نفوس نورانی (بویژه پیامبران، شاهان و پهلوانان) در حال خواب آن چه را که ستارگان و عقول فلکی از آن آگاهی دارند، در عالم رویا مشاهده می کنند و بدین گونه از آینده باخبر می شوند. به عبارت دیگر اکثر رویدادها و تحولات مهم زمینی، پیش از آن که در عالم خارج صورت وقوع یابند، برای کسانی که در حال خواب به جهان برین متصل شوند، به گونه ای نمادین و سمبولیک مجسم می شوند. لذا رویا در نظر فردوسی (هم چنان که نه تنها در اغلب ادیان و مذاهب بلکه در فلسفه یونانی و مخصوصا در نظر سقراط و افلاطون نیز) دریچه ای به عالم غیب است.
در اغلب موارد، رویا در شاهنامه وسیله ای برای غیب گویی شناخته شده است. برای نمونه یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی در نامه ای که به ماهوی سوری و مرزبان خراسان نوشته است، از خواب انوشیروان در خصوص حمله تازیان به ایران چنین یاد کرده است:
که نوشین روان دیده بد این به خوابکز این تخت بپراکند رنگ و تاب
چنان دید کز تازیان صد هزارهیونان مست و گسسته مهار
گذر یافتندی به اروندرودبه چرخ زحل برشدی تیره دود...
کنون خواب را پاسخ آمد پدیدز ما بخت گردون بخواهد کشید
شود خوار هر کس که بود ارجمندفرومایه را بخت گردد بلند
پراکنده گردد بدی در جهانگزند آشکارا و خوبی نهان۸
● گزارش موردی رویاها در شاهنامه
در شاهنامه، رویا، اساس بسیاری از جنگ ها، قتل ها، ازدواج ها، کنش ها و واکنش هاست و اغلب رویدادهای مهم پیش از آن که در عالم خارج، واقع شود، در عالم رویا به شاهان و پهلوانان ظاهر شده است.
فردوسی در مجموع سی و چهار بار در شاهنامه از خواب و رویا سخن در میان آورده است; از جمله: خواب کیخسرو، خواب های سام (دو خواب)، خواش گشتاسب، خواب بابک نیای اردشیر (دو شب پیاپی)، خواب کتایون (دختر قیصر و مادر اسفندیار)، خواب رودابه، خواب کیقباد، خواب افراسیاب، خواب طوس، خواب سیاووش، خواب پیران، خواب گودرز، خواب جریره (مادر فرود)، خواب ضحاک، خواب رستم، خواب های کید هندی (دو خواب)، خواب بهرام چوبین (دو خواب)، خواب انوشیروان و سرانجام خواب خود فردوسی.
رویاهای ذکر شده در شاهنامه را به سه دسته می توان تقسیم کرد: اول رویاهای دوران اساطیری، دوم رویاهای دوران تاریخی، سوم رویاهای عصر فردوسی و به اختصاص رویای شخص فردوسی.
▪ رویاهای دوران اساطیری
در اساطیر ایرانی، رویا به زبان نمادین و سمبولیک از آینده خبر می دهد. در بخش اساطیری شاهنامه، آفتاب نماد تولد، ابر نماد سروش، باز نماد قدرت و سلطنت، کوه آتش، نماد آتش افروزی و جنگ است. از میان سی رویایی که در بخش اساطیری شاهنامه ذکر شده است، ما یازده رویا را در این جا گزارش می کنیم:
ـ خواب گشتاسب
گشتاسب، پیش از رسیدن به پادشاهی، سلطنت خود را به خواب می بیند و آن را برای همسرش کتایون نقل می کند:
چنین داد پاسخ که من بخت خویش بدیدم به خواب افسر و تخت خویش
ـ خواب کید
کید (پادشاه هند در زمان فتوحات اسکندر مقدونی) چندین شب متوالی صحنه خاصی را مکرر به خواب می بیند که:
یکی شاه بد هند را، کید نامخردمند و بینادل و شادکام
دمادم به ده شب پس یک دگرهمی خواب دید، این شگفتی نگر
کید تمام حکیمان را گرد کرد و از ایشان انجمنی ساخت تا خواب او را تعبیر کنند. ولی کسی از عهده تعبیر آن برنیامد تا آن که مهران، آن را تعبیر کرد و گفت که اسکندر با سپاهی به هند حمله خواهد کرد و تنها راه نجات، آشتی و صلح با اسکندر از طریق اهدای دختر، فیلسوف، پزشک و قدح خاص شاه به اسکندر است:
چو بشنید مهران ز کید این سخن بدو گفت از این خواب دل برمکن
نه کم تر شود بر تو نام بلندنه آید بر این پادشاهی گزند
ـ خواب سام
در داستان زال، سام (نیای رستم) مردی هندو را سوار بر اسب به خواب می بیند که به او مژده تولد فرزندی می دهد و سام پس از بیداری رویای خود را برای موبدان نقل می کند:
چو بیدار شد، موبدان را بخواندوزین در سخن چندگونه براند
بدیشان بگفت آن چه در خواب دیدجز آن هرچه از کاردانان شنید
هنگامی که زال متولد می شود، چون سپیدموی است، سام او را در البرزکوه رها می کند و پس از آن شبی در خواب می بیند که فرزندش زنده مانده است. سام از موبدان تعبیر این خواب را می خواهد و آنان می گویند که همه جانوران از شیر و پلنگ و ماهی تا حیوانات اهلی، بچه خود را پرورش می دهند و به کوه افکندن فرزند، خلاف فرمان ایزد است. لذا سام به کوه می رود و فرزند خود را باز می یابد.
ـ خواب افراسیاب
هنگامی که سیاوش در بلخ است، سپاه ایران به سرداری رستم، لشکر تورانیان را شکست می دهد. افراسیاب که در آن زمان در سغد به سر می برد، در مقام تدارک این شکست، جشنی برای سپاه خود برپا می کند تا سپاه خود را آماده جنگی دیگر با ایران کند اما همان شب، کابوسی به خواب می بیند که در بیابان خشک و پر مار خیمه زده است و بر اثر گردبادی سراپرده اش به خطر می افتد و سربازانش کشته می شوند و خود او اسیر سپاه ایران می شود. افراسیاب این خواب را به گرسیوز و وزیرش پیران ویسه باز می گوید:
بیابان پر از مار دیدم به خواب زمین پر ز گرد، آسمان پر عقاب
ـ خواب سیاووش
سیاوش (فرزند کیکاووس) در حالی که به دلیل بیماری همسرش فرنگیس (دختر افراسیاب) از رفتن نزد افراسیاب پوزش خواسته است، به خواب می بیند که کشته شده است و سراسیمه از خواب بیدار می شود و به همسرش فرنگیس می گوید:
چنان دیده ام- سرو سیمین! به خواب که بودی یکی بیکران رود آب
یکی کوه آتش به دیگر کران گرفته لب آب نیزه روان
زیک سو شدی آتش تیز گردبرافروختی زو سیاوخش گرد
سیاوش بدو گفت کان خواب من به جای آمد و تیره شد آب من
تعبیر این خواب، آن است که در پی عذرخواهی سیاوش از رفتن به دربار افراسیاب، گرسیوز به دسیسه چینی می پردازد. سیاوش که بر اثر دیدن آن خواب، به سرنوشت محتوم خود پی می برد و عاقبت هم در جنگ با افراسیاب کشته می شود.
ـ خواب گودرز
گودرز فرزند گشواد که از پهلوانان بزرگ ایران است، در خواب از وجود کیخسرو (فرزند سیاوش) در توران آگهی می یابد:
چنان دید گودرز یک شب به خواب که ابری برآمد از ایران پر آب
بر آن ابر پران خجسته سروشبه گودرز گفتی که بگشای گوش
به توران یکی شهریار نو است کجا نام او شاه کیخسرو است
سروش در این رویا به شکل ابر در نظر گودرز گشواد نمایان می شود و به او مژده می دهد که کیخسرو در توران است. در پی این خبر، گودرز، فرزندش گیو را به توران می فرستد تا کیخسرو را برای انتقام گرفتن از افراسیاب به ایران بیاورد.
ـ خواب کیخسرو
هنگامی که کیخسرو از پادشاهی سر می خورد و مدت پنج هفته گریان و خروشان به درگاه خدای می نالد، عاقبت سروش را به خواب می بیند:
بخفت او و روشن روانش نخفت که اندر جهان با خرد بود جفت
چنان دید در خواب کو را به گوش نهفته بگفتی خجسته سروش
که ای شاه نیک اختر نیک بخت بسودی بسی یاره و تاج و تخت
اگر زین جهان تیز بشتافتی کنون آن چه جستی همه یافتی۹
ـ خواب کتایون
کتایون (دختر قیصر) شوهر آینده خود را به خواب می بیند:
کتایون چنان دید یک شب به خواب که روشن شدی کشوری آفتاب
یکی انجمن مرد پیدا شدی از انبوه مردم ثریا شدی
سر انجمن بود بیگانه ای غریبی دل آزاد فرزانه ای
ـ خواب ضحاک
ضحاک چهل سال پیش از نابودی اش شبی در خواب دید که سه مرد جنگی، ناگهان در مقابل او پیدا شدند که او را از دیدن آن ها وحشت گرفت. موبدان خواب او را چنان تعبیر کردند که فریدون سر و تخت او را به خاک خواهد افکند:
چنان دید کز کاخ شاهنشهان سه جنگی پدید آمدی ناگهان
دو مهتر یکی کهتراندر میان به بالای سرو و به فر کیان
کمر بستن و رفتن شاهواربه جنگ اندرون گرزه گاوسار
ضحاک در خواب مشاهده می کند که در حالی که آن سه سوار طناب به گردن او انداخته اند، او را به کوه دماوند می برند:
دمان پیش ضحاک رفتی به جنگ نهادی به گردن برش پالهنگ
همی تاختی تا دماوند کوه کشان و دوان از پس اندر گروه
ضحاک از آن پس در خواب می بیند که پادشاهی و تاج و تخت اش توسط فریدون نابود می شود:
کسی را بود زین سپس تخت توبه خاک اندر آرد سر و بخت تو
کجا نام او آفریدون بودزمین را سپهری همایون بود
البته این رویای ضحاک به حقیقت می پیوندد و کاوه آهنگر به یاری فریدون می شتابد و با سپاهی که از نقاط مختلف ایران جمع می کنند، ضحاک را دستگیر کرده و در پشت کوه دماوند به بند می کشند.
ـ خواب بابک
بابک پادشاه ایران، به خواب می بیند که پسرش ساسان بر پیلی سوار است. معبران آن را چنین تعبیر می کنند که ساسان به سلطنت خواهد رسید:
کسی را که بینند زین سان به خواب به شاهی برآرد سر از آفتاب
ـ خواب پیران ویسه
پیران ویسه، سیاوش را که به دست افراسیاب در توران بر اثر توطئه به قتل رسیده است، به خواب می بیند. سیاوش در عالم رویا به پیران ویسه می گوید که از او فرزندی به نام کیخسرو در توران باقی ست و باید او را از توران به ایران آورد تا بر تخت سلطنت بنشیند:
چنان دید سالار پیران به خواب که شمعی برافروختی ز آفتاب
سیاوش بر شمع تیغی به دست به آواز گفتی: نشاید نشست
کزین خواب نوشین سر آزاد کن زفرجام گیتی یکی یاد کن
که روزی نوآیین و جشنی نو است شبی سور آزاده کیخسرو است. ۱۰
▪ رویاهای دوران تاریخی
از ویژگی های رویاهای گزارش شده در بخش تاریخی شاهنامه این است که اغلب آن ها با روایت های مندرج در متون حدیث و تفسیر و تواریخ ایران پس از اسلام، هم خوانی دارد، به نحوی که برای پژوهشگر آگاه رگه های تاثیرپذیری گزارش فردوسی از فرهنگ اسلامی در این موارد کاملا آشکار است. در این جا ما برای نمونه به دو خواب انوشیروان اشاره می کنیم:
ـ خواب انوشیروان درباره پیامبر اسلام
فردوسی در شاهنامه خواب مشهور انوشیروان را که مسلمانان آن را یکی از معجزات پیامبر اسلام و از "دلایل" و "شواهد" نبوت آن حضرت ثبت کرده اند، نقل می کند. این خواب همان است که در بسیاری متون همچون تاریخ بلعمی۱۱ و فارسنامه ۱۲ ابن بلخی آمده است که خسرو انوشیروان خود در شب ولادت حضرت رسول خواب دید که کنگره ایوان مداین به زمین افتاد و نوری از جانب حجاز بتابید که جهان را روشن ساخت. همان شب "موبدان موبد" یعنی بزرگ ترین موبد رسمی دولت ساسانی نیز به خواب دید که اشتران کوچک تازیان بر اشتران بزرگ ایرانی غالب شدند. در پی بازگویی این خواب ها بود که از سوی خسرو انوشیروان به نعمان بن منذر حاکم حیره دستور داده شد تا بهترین معبر عرب را برای تعبیر خواب وی احضار کنند. صدور فرمان مزبور بنا به روایات اسلامی به تعبیر این خواب، از سوی شق و سطیح کاهن می انجامد.۱۳ فردوسی همین مضامین را در شاهنامه چنین به نظم درآورده است:
فراوان بر آن عهد، کسری گریست پس از عهد، یک سال کسری بزیست
در این سال، یک شب نیایش کنان به خواب اندرون شد ستایش کنان
چنان دید روشن روانش به خواب که در شب برآمد یکی آفتاب
چهل پایه نردبان از برش که می رفت تا اوج کیوان سرش
برآمد برین نردبان از حجازخرامان خرامان به کشی و ناز
جهان قاف تا قاف پر نور کردبه هر جا که بد ماتمی، سور کرد
در آفاق هر جا ز نزدیک و دورنبد کان نه از فر او یافت نور
به هر جا که بد نور نزدیک راندجز ایوان کسری که تاریک ماند
سپس به گزارش فردوسی، بزرگمهر تعبیر این خواب انوشیروان را برای او باز گفت، لیکن از آن جا که فردوسی اسلام باور و شیعی مذهب است، در گزارش تعبیر خواب انوشیروان، خود حقانیت اسلام و معجزات پیامبر (از جمله شق القمر) را از زبان بزرگمهر به نظم درآورده است، در حالی که مسلم و ثابت است که بزرگمهر سال ها پیش از ظهور اسلام نمی تواند از وقوع چنین معجزه ای که هنوز اتفاق نیفتاده است، آگاهی داشته باشد. پس باید اعتراف کرد که این گفتار، نمودی از باورهای خالق شاهنامه است که در مقام گزارش خواب انوشیروان و تعبیر آن از سوی بزرگمهر باورهای اسلامی خویش را بر آن گزارش افزوده و گفته است:
از این روز در تا چهل سال بی شنهد مردی از تازیان پای پیش
که در پیش گیرد ره راستی بپیچد ز هر کژی و کاستی
به هم بر زند دین زرتشت رابه مه چون نماید سرانگشت را
به دو نیمه گردد ز انگشت اوبه کوشش نبیند کسی پشت او
به تخت سایه پایه برآید بلنددهد مر جهان را به گفتار پند
پس از وی ز تو یک نبیره بود که با پیل و کوس و تبیره بود
سپاهی بتازد بر او، از حجازاگرچه ندارد سلیح و جهاز
ز تخت اندر آرد مر او را به خاک زگردان کند مر جهان جمله پاک
بیفتد همه رسم جشن سده شود خاکدان جمله آتشکده
به گشتاسب، جاماسب خود گفته بوداز این راز و این راه آشفته بود۱۴
ـ خواب دیگر انوشیروان
انوشیروان در عالم رویا دید که درختی در کنار کاخ او روییده است و در کنار آن، گرازی با او از یک پیاله شراب می نوشد، تعبیر این خواب به دست بزرگ مهر نوجوان موجب برکشیده شدن بزرگمهر شد. فردوسی پیش از ورود به این داستان، درباره اهمیت خواب به طور عام و خوابی که "شاه جهان" (به عنوان نماد کل کشور) دیده باشد، به طور خاص (با گوشه چشمی به روایت معروف اسلامی که رویا را جزیی از اجزای نبوت می داند) می گوید:
نگر خواب را بیهده نشمری یکی بهره دانش ز پیغمبری
...شبی خفته بد شاه نوشین روان خرد پیر و بیدار و دولت جوان
چنان دید در خواب کز پیش تخت برستی یک خسروانی درخت
شهنشاه را دل بیاراستیمی و رود و رامشگران خواستی
ابا آن بر آن گاه آرام و نازنشستی یکی تیزدندان گراز
نشستی و می خوردن آراستیمی از جام نوشین روان خواستی
بزرگمهر این خواب را چنین تعبیر می کند که جوانی در شبستان شاه خود را به شکل زنان درآورده و جامه زنان پوشیده و با یکی از همسران شاه نرد عشق می بازد:
چنین داد پاسخ که در خان تومیان بتان شبستان تو
یکی مرد برناست کز خویشتن به آرایش جامه کرده است زن
این حکایت البته از شاهنامه به متون منثور پارسی راه یافته است و از جمله در جوامع الحکایات محمد عوفی۱۵ و لطائف الطوائف۱۶ فخرالدین علی صفی هم آمده است.
▪ رویای شخص فردوسی
خوابی که فردوسی خود درباره سلطان محمود غزنوی دیده است، نیز در شاهنامه ذکر شده است، هرچند می دانیم که این خواب، در واقع، به خلاف میل فردوسی تعبیر شد:
بر اندیشه شهریار زمین بخفتم شبی لب پر از آفرین
چنان دید روشن روانم به خواب که رخشنده شمعی برآمد ز آب
همه روی گیتی شب لاژورد از آن شمع، گشتی چو یاقوت زرد
نشسته بر او شهریاری چو ماه یکی تاج بر سر به سان کلاه
رده برکشیده سپاهش دو میل به دست چپش هفتصد ژنده پیل
یکی پاک دستور پیشش به پای به داد و به دین شاه را رهنمای
مرا خیره گشتی سر از فر شاه و ز آن ژنده پیلان و چندان سپاه
چو آن چهره خسروی دیدمی از آن نامداران بپرسیدمی
که این چرخ و ماه است یا تاج و گاه؟ ستاره ست پیش اندرش یا سپاه؟
یکی گفت: کاین شاه روم است و هند ز قنوج تا پیش دریای سند
به ایران و توران ورا بنده اند به رای و به فرمان او زنده اند
جهاندار محمود، شاه بزرگ به آبشخور آرد همه میش و گرگ
چو کودک لب از شیر مادر بشست به گهواره محمود گوید نخست ۱۷
● نتیجه
رویا در شاهنامه ابزار شناخت شهودی و وسیله ای برای ادراک ماورای طبیعی است. اکثر رویدادهای مهم، پیش از وقوع در خواب به پهلوانان و پادشاهان الهام شده است. فردوسی به تعبیر خواب معتقد بوده و معبران در شاهنامه اغلب موبدان، حکیمان و روحانیان بزرگ بوده اند که توانسته اند حوادث آینده را با تعبیر درست پیشگویی کنند. با این همه، در نهایت امر، تجربه شخصی فردوسی از خواب دیدن "جهاندار محمود، شاه بزرگ" درست از آب درنیامد و سلطان محمود قدر این کار خطیر را نشناخت.


بخوانيد ولذت ببريد

اندیشیدن به مقوله "خواب دیدن" انسان را متحیر می سازد و نشانه ایست از قدرت خدا و زیبایی های خلقت او.افسوس که از کنار این نشانه و حتی تمامی آیات و نشانه های الهی ساده انگارانه می گذریم و غرق زندگی مادی روزمره "بعد معنوی وجودمان" را به ورطه فراموشی می سپاریم و در این اندیشه ها دلخوشیم که هماره هستیم و نخواهیم رفت...

حکم بازگو کردن رؤیاها

حکم بازگو کردن رؤیاها

رویا

حکمت رؤیا دیدن

رؤیا دیدن یکی از آیات و نشانه های الاهی1 و دریچه ای به عالم غیب است. از یک دیدگاه خواب و رؤیا دیدن یکی از مهم ترین زمینه ها برای شناخت خویشتن است.

رؤیاهایی که انسان می بیند فی الجمله بازگو کننده جهان درون او هستند، بنابراین کسانی که به طور دائم دچار کابوس هستند نشانگر این است که در وضعیت روحی مناسبی نبوده و باید تغییری در زندگی خود ایجاد کنند همچنان که  رؤیاهای خوب و بشارت دهنده نیز خبر از صفای درونی فرد می دهند.

بنابراین یکی از حکمت های مهمّی که خواب و رؤیا دیدن برای انسان دارد همان تأمل در عالم ضمیر ناخود آگاه است. علم تعبیر خواب در واقع چیزی جز تأمل فرد در عالم درون خود و تلاش برای فهم  معانی مثالی عالم رؤیا نیست.

از نظر حکما رؤیا دیدن موهبتی الاهی است که از طریق آن انسان قادر است تا نیم نگاهی به جهان باطن و باطن جهان داشته باشد. اگر رؤیا به عنوان یک پدیده فطری وجود نداشت گفتار اولیا و انبیا در مورد عالم آخرت و جهان های غیبی به سختی برای انسان های عادی قابل فهم بود. حال آن که با تجربه رؤیا که مراتب و درجات گسترده ای را شامل می شود بسیاری از حقایق  توحیدی و معارف غیبی هرچند در حدّی پائین تر، قابل درک و تجربه است.

از جمله می توان به شباهت بین رؤیا و تجربه مرگ اشاره کرد. طبق آیه قرآن خواب (منام)، تجربه کوتاه مدتی از مرگ و سیر اخروی است: «خداوند روح (نفس) انسان ها را به هنگام مرگ و نیز هنگامى که در خواب هستند قبض می کند، از این گروه آنها که فرمان مرگشان صادر شده می میرند و گروه دیگر باز فرستاده می شوند و به زندگى خود تا سرآمد معیّن ادامه مى‏دهند. در این امر نشانه‏هاى حکمت آموزى براى اهل تفکّر نهفته است».2

طبق این آیه شریفه خداوند،- چه در حالت خواب و چه در واقعه مرگ – روح (نفس) را قبض (توفّی) می کند و تفاوت تنها در اجلی است که برای مرگ تعیین شده و در حالت خواب، روح دوباره به جسم فرستاده می شود.

همچنین این آیه نشان می دهد که اهل تفکر و تأمل با فکر کردن در مورد واقعه خواب و رؤیا به حقایق غیبی و حکمت های الاهی فراوانی دست می یابند.

بنابراین رؤیا دیدن همچون مرگ، یک خاصیت و ویژگی طبیعی است که در خلقت انسان قرار داده شده و از این دیدگاه، هم خواب و هم مرگ تجربه حیاتی برتر بوده و هرگز به معنای نزدیک شدن به نابودی و عدم نیست؛ هرچند خواب و مرگ هردو همراه با رخوت حواس ظاهری و جسمانی هستند (که البته در تجربه مرگ روح به کلی از بدن عنصری و مادی قطع علاقه می کند)، ولی این صرفاً به معنای ورود به سطح برتری از آگاهی است.


 

رؤیای صادقه

یکی از حکمت های الاهی که در رؤیا دیدن است مربوط به هدایت باطنی انسان ها است، از این نظر، رؤیا زمینه ای برای دریافت هدایت های الاهی محسوب می شود.

می دانیم که رؤیا مراتب و انواع مختلفی داشته و بخشی که از آن، که با عنوان رؤیای صادقه و صالحه تعبیر می شود، جنبه الاهی داشته و در قرآن و روایات نیز مورد تأیید و تأکید قرار گرفته است:

ابن عباس از پیامبر اسلام چنین نقل می کند: «آگاه باشید که از بشارت های نبوت چیزی باقی نمانده مگر رؤیای صالح که فرد مسلمان یا خود آن را می بیند و یا دیگران در مورد او می بینند».3

در روایت دیگری می فرمایند: «رؤیای صادقه جزئی از هفتاد جزء نبوت است».4

همچنین در تفسیر آیه : «لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا…»؛5 از پیامبر اسلام نقل شده است که فرمودند: «منظور از این آیه رؤیای صالحه است که مؤمن به واسطه آن بشارت داده می شود و جزئی از شصت و چهار جزء نبوت است، هرکس چنین رؤیائی دید آن را به فردی که دوستدار اوست بازگوکند، اما اگر رؤیایی غیر صالح (خواب بد) دید چنین رؤیایی از جانب شیطان است تا باعث غم و اندوه  او شود پس سه بار بر سمت چپ خود بدمد (و با این کار فکر کردن در مورد خواب بد را از خود دور کند) و آن را به کسی نقل نکند»6

ابن عباس از پیامبر اسلام چنین نقل می کند: «آگاه باشید که از بشارت های نبوت چیزی باقی نمانده مگر رؤیای صالح که فرد مسلمان یا خود آن را می بیند و یا دیگران در مورد او می بینند»

بازگو کردن رؤیاها

از لحاظ بازگو کردن و افشا کردن رؤیاها می توان آنها را به چند سطح تقسیم بندی کرد. برخی از رؤیاها  چه راست باشند و چه دروغین، در سطحی عادی بوده و به گونه ای هستند که شامل امری با اهمیت و قضاوتی تأثیر گذار نبوده و بازگو کردن آنها هم نمی تواند از این حیث منعی داشته باشد، ولی برخی از رؤیاها ممکن است نوعی اخبار از اموری مخفی بوده و نیاز به تعبیری درست داشته باشند. به طور کلی بیان کردن این گونه از خواب ها جز با فردی صالح و مؤمن، توصیه نشده. از طرفی استاد معنوی یا معبّر صالح، خود به خوبی می داند که چه خوابی حقیقت داشته و چه خوابی صرفاً تحت تأثیر قوای واهمه ایجاد شده است، از این رو برخی از رؤیاها را یا نفی خواهد کرد یا تعبیر درست آن را بیان خواهد نمود.

رویا

حکمت های فراوانی برای افشا نکردن خواب ها جز با فردی مؤمن و صالح وجود دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:

بسیاری از رؤیاها همچنان که گذشت، ساخته و پرداخته اوهام انسان بوده و از عقائد و افکار و گرایش های شخصی خود فرد اثر پذیر شده است و سرمنشأ غیبی و الاهی ندارند. در این نوع از رؤیاها ممکن است نکات منفی، نگران کننده و ترس آور، همچنین قضاوت هایی نه چندان درست در مورد افراد و پدیده های مختلف وجود داشته باشد. از طرفی تشخیص این که این رؤیا راست است یا دروغ اکثراً از عهده خود فرد خارج است. بدیهی است که بازگو کردن این رؤیاها برای عامه مردم نتایج خوبی در پی نخواهد داشت چرا که حاکی از مطالبی غیر واقع بوده و ممکن است خود فرد و دیگران را دچار این توهم سازد که: چون در خواب دیده ام پس حقیقت دارد.

برخی دیگر از رؤیاها جنبه هدایت برای خود فرد را داشته و بازگو کردن آن به همگان ممکن است جنبه خودنمایی و کرامت بافی داشته باشد. حتی شائبه ریا در این گونه موارد جلوی پیشرفت معنوی را خواهد گرفت، ولی بازگو کردن آن با فردی مؤمن یا استاد معنوی باعث پیشرفت معنویات خواهد شد.

برخی دیگر از رؤیاها، رؤیاهایی هستند که توسط اولیای الاهی دیده شده و خود این افراد به حدی از کمال دست یافته اند که از تکلیف الاهی خود به خوبی با خبر بوده و گاه ممکن است برای هدایت مردم برخی از رؤیاهای خود را بازگو کنند.

بنابر این خواب هایی هم که در ارتباط با دیگران (اموات و …)  دیده می شود – غیر از موارد عادی که شاید مفسده ای در بازگو کردن آن نباشد – بهتر است در ابتدا با افرادی صالح در میان گذاشته شود.

 «وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ»؛ و از نشانه‏هاى قدرت او خوابیدن شماست در شب و روز و به طلب روزى برخاستن شماست. در این عبرت هایى است براى مردمى که مى‏شنوند. (روم،23)

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) الرُّؤْیَا لَا تُقَصُّ إِلَّا عَلَى مُؤْمِنٍ خَلَا مِنَ الْحَسَدِ وَ الْبَغْی‏؛ …. رسول خدا فرمود: رؤیای خود را جز با مؤمنی که خالی از حسد و ظلم باشد بازگو مکن، 7

فرآوری : بصیرت

گروه دین تبیان

تعبيرخوابهاي شما.........................ديدن قمار

بيننده خواب اگر اهل قمار بازي باشد خواب او هيچ تعبير خاصي ندارد و دنباله افکار و انديشه معمولي و روزانه او محسوب مي شود. حتي کساني که گاه قمار بازي مي کنند ممکن است در خواب قمار ببينند، در اين صورت نيز خوابشان فاقد تعبير است ولي آنها که اصلا اهل اين کار نيستند چنانچه در خواب ببيننند قمار مي کنند بايد در بيداري مراقب اعمال و رفتار خويش باشند. قمار نشانه دو چيز است. اول ارتکاب گناه و دست زدن به اعمال خلاف قانون و شروع دوم ريسک کردن و به استقبال خطر رفتن. بردن و باختن قمار در خواب هيچ تفاوتي در تعبير به وجود نمي آورد زيرا نفس عمل مهم است نه برد و باخت.

تعبيرخوابهاي شما.........................ديدن قورباغه

معبران اسلامي و قديمي در مورد قورباغه يا وزغ يا غوک مطالب متفاوت و مختلفي نوشته اند که چون تباين زياد دارد از ذکر آن ها در مي گذريم. اين تعبيرات و تاويلات بر مبناي توجه به نحوه زيست قورباغه انجام گرفته است به اين صورت که چون اين جاندار ذوحياتين غالبا شبها ظاهر مي شود و در آبگيرها سر و صدا راه مي اندازد آن را به شب زنده داران و زهاد تشبيه کرده اند. براي نمونه ابن سيرين نوشته: اگر کسي در خواب ببيند وزغ دارد با مردي زاهد هم صحبت مي شود. اگر در خواب قورباغه اي ببينيد با انساني کج خو و ياوه گو و پرمدعا برخورد خواهيد داشت. کلا قورباغه در روياهاي ما آدمي است نمام، بدگو و غيبت کننده که بسيار حرف مي زند و حتي کساني که سخنانش را مي شنوند به بيهودگي گفتارش وقوف کامل دارند. اگر در خواب ببينيد جائي قورباغه هاي بسيار هست در جمعي مردم بدطينت و بدسيرت وارد مي شويد که طبعا چنين محلي امن نمي تواند باشد. اگر ببينيد قورباغه اي در اتاق يا خانه شماست مهماني به شما وارد مي شود که از حضورش خشنود نمي شويد و رنج مي بريد. اگر قورباغه را در جوي آب يا مجاري قنوات و آبگيرها يا در حوض و استخر ببينيد آنقدرها بد نيست که در محلي غير مالوف مشاهده کنيد. مثلا جاي قورباغه در اتاق و کمد لباس نيست و مشاهده اين جاندار در چنين جاهايي خوب نيست. اگر در خواب ببينيد که قورباغه اي در بستر و رختخواب شماست يا مثلا زير تختخواب شما رفته و قايم شده چنانچه ازدواج نکرده يا همسر نداشته باشيد زني بد نصيب شما مي شود و اگر زن داريد با همسرتان برخورد نامطلوب خواهيد داشت تا آنجا که فحاشي مي کنيد. اين تعبير براي زن و مرد يکسان است. اگر ببينيد قورباغه اي در جيب لباس شماست مال شما را مي برند و ناسپاسي مي کنند و پشت سر شما بد مي گويند. اگر قورباغه اي در خواب به پشت شما چسبيده باشد از جانب برادرتان اندوهي به شما مي رسد و اگر بر سينه شما چسبيده باشد از جانب پسرتان اندوهگين مي شويد و اگر در شلوارتان باشد زن و همسرتان شما را ناراحت خواهند کرد. چنانچه در خواب کيف يا ساک داشته باشيد و آن را بگشاييد و قورباغه اي را در آن ببينيد نشان آن است که به سفر مي رويد و در اين سفر همسفري نا اهل نصيب شما مي گردد. اگر قورباغه را بر درخت، مخصوصا روي شاخه هاي درخت ببينيد شما را فريب مي دهند و در واقع گندم نمايي و جو فروشي مي کنند. خانم ايتانوس معبر يوناني مي گفت: قورباغه کسي است که در حضور انسان لبخند مي زند و خوش خدمتي مي کند ولي همين که از او جدا شديد پشت سرتان فحش مي دهد و تهمت مي زند و بد و بيراه مي گويد. اين تعريف در مورد قورباغه در خواب هاي ما کاملا درست است.

تعبيرخوابهاي شما.........................ديدن قفل

در خواب هاي ما قفل نشان اعتماد است. اگر در خواب ببينيد که در خانه اي را قفل مي کنيد که صاحب آن را نمي شناسيد به کسي اعتماد مي کنيد که براي شما شناخته شده و آشنا نيست. اگر در خواب ديديد که در خانه اي را قفل مي کنيد که صاحبش را مي شناسيد به آشنائي که صاحب آن خانه است اعتماد مي کنيد يا به يک نفر در شرايط او. اگر ديديد که جامه داني داريد که آن قدر پر است که قادر نيستيد در آن را قفل کنيد مسائلي است که نمي توانيد به کسي بگوئيد و آدم مورد اعتمادي در اطراف خود نمي يابيد. اگر در خواب ديديد که قفلي را به زحمت باز مي کنيد در کاري با رنج و تلاش زياد توفيق حاصل مي کنيد. اگر ديديد که قفلي داريد که نمي دانيد کليدش را کجا گذاشته ايد خوب نيست چون با مشکلي روبه رو مي شويد. اگر ديديد که در خانه خودتان قفل است و شما کليد نداريد تا آن را بگشائيد به همسرتان به طور درست اعتماد داريد